1 ـ مأدبة الله «مأدبة الله» به سفره میهمانى گفته مى شود: همچنین ممکن است به معناى جاى فراگیرى ادب نیز به کار رود. بنا بر معناى اول، اطلاق وصف «مأدبة الله» بر قرآن کریم به لحاظ این است که معارف و علوم قرآن کریم تأمین کننده غذاى روح است، روح انسان به لحاظ فطرى نیازمند معارف و علوم راستین است، به خصوص علوم و معارفى که مربوط به شناخت مبدأ و معاد و سیر حرکت او به سوى جهان ابدى است و قرآن به عنوان منبع این معارف با عرضه غذاى سالم و مطمئن نیاز روح را رفع مى کند، اگر بشر نیازمند معارف، سر این سفره ننشیند و غذاى مورد نیاز خود را از آن اخذ نکند، براى رفع نیاز خود به غذاهاى آلوده روى مى آورد و روح خود را با آن مسموم مى کند. اما برمعناى دوم، به قرآن کریم به این لحاظ «مأدبة الله» است که جایگاه ادب آموزى انسان است که از سوى خداوند متعال براى انسان مهیا شده است. سید مرتضى، از بزرگان شیعه در قرن چهار هجرى در بیان این صفت و وجه اطلاق آن بر قرآن کریم سه بیان را ذکر کرده اند: «مأدبة به ضم دال یا به فتح آن از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده و به غذایى گفته مى شود که انسان براى کسى که دعوت کرده آماده کند. بنابراین، پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ فایده اى را که انسان از قرائت و حفظ قرآن کسب مى کند به انتفاع شخص دعوت شده از غذایى که برایش آماده مى کند، تشبیه فرموده است. ممکن است وجه تشبیه این باشد که خواسته شده به گرد قرآن فراهم آیند، چنان که دعوت شدگان بر سر سفره جمع مى شوند و ممکن است که هر دو وجه مراد باشد. اگر مأدبة به فتح دال از ریشه ادب به ضم عین گرفته شده باشد پس معناى جمله " قرآن، مأدبة خداست " این خواهد بود که قرآن براى نگه داشت ادب خلق نازل شده است.» برخى از این اوصاف به شفا بودن قرآن دلالت دارد. توضیح این که قلب ـ که تعبیرى است از روح و شخصیت واقعى انسان ـ اگر سالم باشد، مى تواند حقایق جهان هستى، به خصوص حقایق مربوط به خود را درک کند، و به مبدا و معاد ایمان بیاورد، و به خوبیها میل پیدا کند، و از هر چیزى که مانع رسیدن او به کمال است، به خصوص کفر و شرک دورى بجوید، اما اگر در اثر کردار بد، قلب انسان مریض شود، نمى تواند حق را بشناسد و اگر هم بشناسد، نمى تواند به آن گزارش پیدا کند و پایبند آن شود، بلکه همواره به کارهاى باطل میل پیدا مى کند، تا جایى که تمام استعدادهاى الهى خود را براى کمال از دست مى دهد و براى ابد گرفتار بدبختیهایى مى شود که به دست خود براى خود ساخته است. امراض روح، چون امراض جسم انواع و اقسامى دارد که هر کدام نیاز به درمان خاص خود دارد، برخى از این امراض چنان سخت است که هر طبیبى نمى تواند آن را مداوا کند، و هر درمانى در آن مؤثر واقع نمى شود. 2 ـ الشفاء النافع قرآن کریم جامع ترین و موثرترین نسخه امراض روحى است. از این رو، قرآن به «دواء لیس بعده دواء»، «دارویى که بالاتر از آن دارویى نیست»، توصیف شده است. پیامبر اعظم ـ صلى الله علیه و آله ـ فرمود: «ان القلوب تصدا کما یصدأ الحدید قیل: یا رسول الله: و ما جلاؤها؟ قال: قراءة القرآن و ذکر الموت.» «دل ها چون آهن زنگ مى زند. سؤال شد: اى رسول خدا! جلاى دل ها چیست؟ حضرت فرمود: خواندن قرآن و یاد مرگ.» قرآن کریم نه تنها مرضهاى روحى را شفا مى دهد بلکه حتى قلب مرده را زنده مى کند. پیامبر اکرم ـ صلى الله علیه و آله ـ به انس فرمود: «یا بن أم سلیم! لاتغفل عن قراءة القرآن صباحا و مساء، فان القرآن یحیى القلب المیت، و ینهى عن الفحشاء و المنکر.» «اى پسر ام سلیم! از خواندن و تلاوت قرآن در صبح و شام غافل مباش! چرا که قرآن دل مرده را زنده مى کند، و از کار زشت و ناپسند باز مى دارد.»