1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

گفت‌وگو با مسعود حسینی برنده جایزه پولیتزر

شروع موضوع توسط para3to ‏23/4/12 در انجمن دوربین ها

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    [h=2] [/h] ۰۳ / ۰۲ / ۱۳۹۱
    گیسو فغفوری: این روزها سخن از عکس دلخراشی است که توانسته در همین نزدیکی ما در جایی که پر از کشتن و کشته شدن است، پر از بمب و ترکش‌های از پیش اعلام‌شده و نشده است برنده یکی از جوایز مهم دنیا شود؛ جایزه‌ای که به آن اسکار روزنامه‌نگاری می‌گویند. جایزه پولیتزر عکاسی امسال به «مسعود حسینی» رسیده است؛ عکاس جوان افغانی که اتفاقا دوستان عکاس ایرانی زیادی دارد و در موسسه «آینه» برادران دقتی عکاسی را به صورت حرفه‌ای آموخته است. عکس او توانسته در عین نمایش تصویر درد برای بیننده، او را به هدفش یعنی ثبت واقعیات این روزهای دردناک افغانستان نزدیک کند.
    با او درباره فعالیتش و تاثیری که این جایزه می‌تواند بگذارد، سخن گفته‌ایم. او پیشتر در شرحی احساسی به جزییات عکس و اتفاقی که برایش افتاده، پرداخته بود. اما این بار از دغدغه‌اش درباره افغانستان، ثبت واقعیت و وظیفه‌اش می‌گوید. با کمک مجید سعیدی با او از طریق اسکایپ در هلند گفت‌وگو کردیم، کمی قبل از مراسم دریافت جایزه ورلد پرس فتو؛ جایزه‌ای که چند ماه پیش برای تک‌عکس بهترین عکس خبری سال انتخاب شده بود.
    [​IMG]​
    عکس عاشورای شما تصویر بسیار ناراحت‌کننده‌ای است اما موفقیت بزرگی را برایتان پیش آورده است.​
    بله. عکس هنوز هم برایم عجیب و ناراحت‌کننده است اما با شنیدن خبر جایزه پولیتزر خیلی خوشحال شدم.
    انگار این عکس تاکنون برنده دو جایزه دیگر هم شده است؟
    جایزه بهترین عکس خبری سال ۲۰۱۱ را گرفت که همین الان هم من برای گرفتن جایزه ورلد پرس فتو به آمستردام هلند آمده‌ام. مراسم‌ این جایزه در دو روز برگزار می‌شد؛ یک روز در دانشگاه معتبری در آمستردام برنامه نمایش عکس معرفی و برگزار می‌شود. در آن روز کشورم را معرفی کردم و از سختی‌ها و مشکلاتی که گریبانش را گرفته است، گفتم. روز دیگر award day مراسم اعطای جایزه برگزار شد.
    چه چیزی در این جایزه‌ها بیش از هرچیز خوشحال‌کننده است؟
    می‌خواهم از اینکه ما را به رسمیت شناختند تشکر کنم. آنانی که این درد و رنج را می‌بینند به نوعی این رنج را به رسمیت می‌شناسند. منظورم از این رسمیت این نیست که آن را تقدیر یا تقدیس می‌کنند بلکه درد و رنج افغانستان را می‌بینند و به رسمیت می‌شناسند. این برای من خیلی خوشحال‌کننده است که مردم دنیا با این عکس‌ها می‌دانند که در اینجا چه می‌گذرد.
    شما مدتی هم در ایران بودید؟
    تا سال ۲۰۰۲ در ایران زندگی می‌کردم. آن موقع هنوز سنم اقتضا نمی‌کرد که کاری انجام دهم. اما چون علاقه‌مند بودم به صورت مستند از وضعیت مهاجران افغان عکس‌هایی می‌گرفتم و دوست داشتم این نوع زندگی و اتفاقات را به عنوان عکاس خبری صددرصد ثبت کنم. به همین دلیل آن عکس‌ها را پیش دو دوست ایرانی امید صالحی و علی خلیق بردم. آنها با دیدن عکس‌ها مرا به شدت تشویق کردند.
    وقتی از ایران رفتید این نوع عکاسی را ادامه دادید؟
    در افغانستان در موسسه «آینه» زیر نظر رضا و منوچهر دقتی مدتی آموزش عکاسی دیدم. در آنجا نکته‌های آموزنده زیادی یاد گرفتم. عکس‌های زیادی می‌گرفتم. سوژه‌های زیادی را کار می‌کردم. و از شش سال پیش هم که به صورت حرفه‌ای در خبرگزاری فرانسه کار می‌کنم. آن چیزی که در عکاسی بر آن فوکوس کرده‌ام عکاسی از جنگ و درگیری است یعنی همان comfilict photo.
    این انتخاب به دلیل بودن در افغانستان است؟
    دوست دارم جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم، جامعه بهتری باشد. آنجا کار می‌کنم تا وضعیتش را بهتر کنم.
    احتمالا پس از گرفتن این جایزه پیشنهادهای زیادی خواهید داشت.
    طبیعی است که پیشنهادهای زیادی دارم. کاملا طبیعی است که پولیتزر جایزه بسیار مهم و مشهوری است. حتی خیلی از آژانس‌ها و موسسات خبری مهم دنیا پیشنهاد همکاری می‌دهند اما هنوز تصمیم نگرفته‌ام از افغانستان بروم. دوست دارم هنوز در این زمینه کار کنم. پیش از این هم در آژانس فرانس پرس (AFP) موقعیت‌ها و تقاضاهای زیادی برای کشورها و موضوعات دیگری بوده است.
    هیچ وقت فکر می‌کردید به این سرعت در کارتان موفق شوید و بتوانید جایزه پولیتزر را بگیرید؟
    همیشه دوست داشتم و آرزو داشتم در یک بخشی که موفقیت بزرگی می‌آورد شهرت داشته باشم. وقتی شهرت داشته باشید حرف‌تان را مردم دنیا قبول می‌کنند. اینکه‌ می‌پرسید به این زودی انتظار داشتم، باید بگویم خیلی زودتر از اینها آرزوی برنده شدن را داشتم.
    چه چیزی باعث شد تا این عکس این همه جایزه را بگیرد؟
    در این چند روز گذشته و قبل از آن وقتی دوستان یا همکاران از من می‌پرسند دلم می‌خواهد بگویم این رشته یک واقعیت‌گویی صددرصد را می‌طلبد، یعنی من تمام تلاشم این بوده که واقعیت را در عکس‌هایم بگنجانم. دوست داشتم جلو بیایم و پیشرفت کنم و داورهای مسابقات مرا به رسمیت بشناسند. بودند عکاسانی که خیلی بیشتر از من تجربه و سابقه داشته‌اند اما در عکس دست می‌برند، چیزی را جابه‌جا می‌کنند یا تغییری می‌دهند. نباید در عکس خبری دست زد، عکس خبری یک واقعیت صددرصد است، نباید آن را پردازش کرد. من سر این خصوصیت و ویژگی با خودم عهد بسته‌ام که هیچ گاه موضوعی را دستکاری نکنم.
    این شیوه را به عنوان یکی از ویژگی‌های نحوه عکاسی خود انتخاب کردید؟
    واقعیتی که دستکاری نشده به شرطی قوی می‌شود که شما زاویه دیدتان را تغییر دهید. باید آنچه در عکس است قوی و شاخص باشد. شما فریمی که تنظیم می‌کنید برای عکس گرفتن باید درست باشد و تاثیرگذار. اگر می‌خواهید اتفاق مهمی بیفتد باید زاویه دیدتان را تغییر دهید و ساختار و کمپوزیسیون بهتری را در عکس‌تان فریم کنید. این واقعیتی است که باید دنبال شود. اگر عکسی ساخته شود ارزشی هم ندارد. بعد از مدتی همه می‌فهمند که دروغ بوده است و اعتبارتان برای همیشه از بین می‌رود. دیگر هیچ وقت این اعتبار ازدست‌رفته جبران نمی‌شود. برای همیشه حذف می‌شوید. همانند عکاس رویترز که این اتفاق برایش افتاد و دیگر نتوانست موقعیتش را جبران کند.
    شنیدم که در هنگام گرفتن آن عکس مجروح هم شدید؟
    بله، پیش از اینکه عکس را بگیرم در همان انفجار زخمی شدم. آن موقع آنقدر احساس درد و ناراحتی نداشتم اما کمی بعد دیدم که باید جدی‌تر به درمانش مشغول شوم.
    و آن دختری که در عکس حضور دارد؟
    ترانه اکبری ۱۲ سال داشت. در آن لحظه برادرش را از دست داده بود و پسرعمویش روی جنازه برادرش افتاده بود. خواهر کوچک‌ترش سوییکا هنوز حالش بهتر نشده است. بقیه اعضای خانواده‌اش هم زخمی شده بودند. پدرشان همراه خانواده نبود. در آن لحظه تعداد زیادی از دوستانی را که هر روز با آنها بازی می‌کرد از دست داده است. آنها در یک کمپ تاون زندگی می‌کنند و دسته‌جمعی برای دیدن این مراسم آمده بودند.
    یادتان هست در چه لحظه‌ای این اتفاق افتاد؟
    مراسم عاشورا که روز دهم محرم برپا می‌شود و مانند ایران مردم اهل تشیع از خانه‌هایشان بیرون می‌آیند و به عزاداری و زنجیرزنی و حتی تیغ‌زنی مشغول می‌شوند. این زیارتگاه خیلی قدیمی است که از بنیانگذارانش پدربزرگ من است. آن روز هم در جلو آنجا که به حضرت ابوالفضل(ع) مشهور است، ایستاده بودند و تا قبل از نماز ظهر عزاداری می‌کردند که این اتفاق کمی قبل از نماز ظهر افتاد.
    معمولا این جور اتفاق‌ها و بمب‌گذاری‌ها در این مراسم‌ مذهبی وجود دارد؟
    نه هیچ وقت حمله به مراسم عاشورا در افغانستان وجود نداشت. شیعه و سنی هیچ وقت درگیری مذهبی نداشته‌اند. این کسی هم که به بمب‌گذاری انتحاری اقدام کرده بود از پاکستان بود و جزو گروه‌های تندرو تحت حمایت عربستان. آنها بعد از این اتفاق مسوولیت این انفجار را در وب‌سایت‌شان برعهده گرفتند. اما وقتی این عکس در روزنامه‌های بزرگ چاپ شد و مورد نکوهش قرار گرفتند اعلام کردند این کار را انجام نداده‌اند.
    پس این عکس به سرعت تاثیر خودش را گذاشته است؟
    می‌توانیم این را صددرصد بگوییم که این تاثیر زیادتر هم می‌شود و با برنده شدن در پولیتزر روی قضاوت مردم دنیا و کشورهای همسایه تاثیر خواهد گذاشت. برای اینکه جایزه‌ای برد که تمام دنیا درباره‌اش صحبت می‌کنند و تاثیر‌گذار است.
    پس به نوعی شما به بخشی از خواسته‌تان که انتقال واقعیت است، رسیده‌اید؟
    امیدوارم هرچه زودتر بیشتر مردم دنیا بدانند که اقلیت‌های مذهبی در افغانستان چقدر تحت فشارند. نمی‌توانم بگویم که حکومت و مردم ما هر کدام به تنهایی باعث این اتفاق شده‌اند. اتفاقا می‌خواهم بگویم که حکومت ما از نظر آزادی مذهب کاملا پیشرو بوده است ولی از طرفی ما درگیر بازی‌های منطقه هستیم. مساله رقابت‌های مذهبی مطرح است که از خارج از کشور بر ما تحمیل و متاسفانه تحریکاتی می‌شود. می‌خواهند از خارج از افغانستان در کشورمان اختلافاتی به وجود بیاورند. این کسی هم که این بمب‌گذاری را کرده، «وهابی» بود.
    فکر نمی‌کردم شیعه در افغانستان جزو اقلیت‌های مذهبی محسوب شود.
    در افغانستان تنها ۱۵ تا ۱۸درصد شیعه است، بیشتر اهل تسنن هستند.
    دیدن صحنه‌های وحشتناک برایتان زیاد اتفاق می‌افتد؟
    به عنوان عکاس جنگ صحنه‌های فجیع زیادی دیده‌ام مثلا وبلاگ مرا اگر ببینید تعدادی از این اتفاقات را آنجا گذاشته‌ام. بعضی از قصه‌هایی که دیده‌ام خیلی هم ترسناک بوده‌اند و برخی هم به زندگی و روحیه‌ام صدمه‌های زیادی می‌زند. اما مسوولیتی است که بر عهده خودم گذاشته‌ام. می‌خواهم واقعیت صددرصدی را نشان دهم. من درباره این اتفاقات قضاوتی نمی‌کنم، به مردم و دیگران آنها را نشان می‌دهم. آنان هستند که درباره این مسایل، بعد و فاجعه‌اش قضاوت می‌کنند. مردم تصمیم می‌گیرند که چه اتفاقی خوب است یا بد.
    در واقع بعد از گرفتن جایزه پولیتزر پیش‌بینی می‌شود تاثیری هم بر وضعیت افغانستان گذاشته شود.
    اکثر مردم سعی می‌کنند خوب باشند و بدی و اهریمن را از وجود خودشان دور کنند. کمتر کسی می‌خواهد همراه بدی و اهریمن باشد. در طبیعت هر انسانی خوبی وجود دارد. با این عکس‌ها هم قضاوت را بر عهده دیگران می‌گذارم. آنان می‌توانند این ماجرا را ببینند و قبول کنند و فکرشان را تغییر دهند.
    اما خود شما حاضر نیستید انگار به آن روز و عکس‌های آن اتفاق نگاه دوباره‌ای داشته باشید.
    این عکسی است که شخصا به آن برنمی‌گردم. هنوز هم با یاد آن روز و آن لحظه تپش قلب می‌گیرم. شب کابوس می‌بینم و دوباره نمی‌خواهم به آن لحظه برگردم. دوباره نمی‌خواهم هرگز جلو من چنین اتفاقی بیفتد. اما اگر باز هم در همان موقعیت قرار بگیرم حتما آن را با نهایت تلاشم دوباره تصویر می‌کنم، حتی اگر این بار بمیرم. اما ترسو نیستم، فرار نمی‌کنم، این وظیفه من است، کاری است که بر عهده خودم گذاشته‌ام. باید این اتفاق‌ها را به دیگران نشان دهم. همیشه درباره کشور شما قضاوت می‌شود. باید دیگرانی که در کشورهای همسایه و هم‌زبان هستند، بدانند در کشورتان چه اتفاقی می‌افتد. اگر اتفاقی بیفتد باز هم همین احساس ناراحتی را پیدا می‌کنم.
    نمی‌خواهید از افغانستان بروید جای دیگر، کشوری دیگر؟ اتفاق‌های مهم‌تر یا جنگی دیگر وسوسه‌تان نمی‌کند؟
    اگر تشخیص دهم در کشور دیگر، جایی دیگر می‌توانم تاثیر‌گذار باشم، حتما می‌روم اما فکر نمی‌کنم هیچ جنگی به اندازه جنگ افغانستان طولانی باشد. فعلا در افغانستان فعالیت می‌کنم تا بتوانم درد و غم کشورم را انعکاس دهم. اگر خوشی داشت، می‌توانم ترجیح دهم که از افغانستان بروم. ظلمی که در افغانستان می‌شود به اندازه‌ای بزرگ است که انسانیت را مورد مظلومیت قرار دهد.
    انگار جنگ هم قرار نیست حالا حالا‌ها از کشورتان برود؟
    این روزها که نیروهای خارجی از اینجا می‌روند این اتفاق دوباره افتاده است. نمی‌خواهم مسوولیت را بر گردن کسی بیندازم؛ اینکه دولت قوی نداریم و ملت‌مان نمی‌توانند در کنار هم زندگی کنند و به درد هم نمی‌خوریم. دولت‌های همسایه که مدام به ما فشار آوردند که این اتفاق بیفتد و نیروهای خارجی از اینجا بروند و ما که در این جغرافیا زندگی می‌کنیم دخالت‌های کشورهای همسایه در زندگی‌مان تاثیرگذار است. اما فراموش نکنند دخالت در افغانستان هربار کشتن صدها و هزاران نفر و بی‌سرپناه کردن عده‌ زیادی را به همراه دارد.