[h=2] [/h] نگین نصیری : روز بعد از اتمام داوریها بالاخره توانستیم سیفالله صمدیان را پیدا کنیم؛ کسی که ۹ سال است جشن تصویر سال را برپا میکند؛ جشن مستقلی که امسال حدود یک هزار هنرمند را دور هم جمع کرده و حالا بعد از ۹ سال، خود صمدیان هم میگوید: « هدف تصویر سال روشن نگهداشتن این چراغ کم سو است. در مورد هر بخشی که با او صحبت میکنیم، نداشتن بودجه مناسب مطرح میشود. صمدیان میگوید آقایان باید توضیح دهند که بودجههای فرهنگی کشور را چه میکنند؟ با همه این سختیها تصویر سال هنوز پابرجاست و امسال با برگزاری بخش ویژه، تهران را به دیگر پایتختهای جهان هم معرفی کرد.عمر جشن «تصویر سال» کمکم به یک دهه نزدیک میشود. سال ۱۳۸۲ که اولین دوره آن را برگزار کردید، چه اهدافی داشتید؟ تصویر سال فرزند خلف نشریه تصویر است که ۲۰ سال پیش با حضور هنرمندان بزرگی چون مرتضی ممیز و محمود کلاری شروع شد. سه نفری نشستیم و به این نتیجه رسیدیم که مجله عکاسی را که امتیاز آن به نام من بود، به «تصویر» تغییر نام دهیم. آرزویی که داشتیم و داریم این بود که بتوانیم پلی ارتباطی و حسی بین هنرهای تصویری باشیم؛ بین یک عکاس، فیلمساز، گرافیست و کاریکاتوریست. هنرمند این زمان باید از همه این هنرها سر دربیاورد. هنرمند باید چند وجهی باشد و من بهترین نمونهای که سراغ دارم، پیکاسو است. سعی کردیم جاده رسیدن به این عوالم را بازتر کنیم تا جوانانی که استعداد دارند چند وجهی عمل کنند و به هدفشان برسند. در ۱۲ سال اول انتشار ماهنامه تصویر سعی کردیم این هدف را در نوع مطالب و لیاوتها پیاده کنیم. ولی از هشت سال پیش یعنی از ۱۳۸۲ که همکاریمان به دلیل مشغله آن دوستان قطع شد، تصمیم گرفتم مجله تصویر را به یک رویداد سالانه ارزیابی تصویر در کشور تبدیل کنم؛ ارزیابی و نمایش کل آثار عکاسی، گرافیک، کاریکاتور و سینمای غیرتجاری این برنامه شکل دیگری به ایده ما داد و از آن ایدهآلهای انتشار یک ماهنامه فاصله گرفتیم. در اولین سال یادم هست که با ۱۲۰ هنرمند منتخب نمایشگاه را برگزار کردیم. بزرگ شدن تصویر سال با سیر صعودی شرکتکنندگان همراه بود. سال اول با ۱۲۰ نفر شروع شد و امسال از بین بیش از ۲۸۰۰ نفر، ۹۱۴ نفر را برای ارایه انتخاب کردید… ما حدود دو هزار نفر را حذف کردیم. همین جا لازم است بگویم که هنرمندان، ما را ببخشند، چون هم برای حفظ اندازهها و حرمتها و هم به دلیل کمبود فضا مجبور هستیم بخشی از آثار را حذف کنیم ولی بیشتر سعی میکنیم آثاری را انتخاب کنیم که آنها را جای دیگری نمیشود دید. فکر نمیکنید جشن امسال این قابلیت را داشت که عکاسهای بیشتری از آن حذف شوند؟ خصوصا از این نظر که هنوز هم عکسهای تکراری روی دیوارهای خانه هنرمندان دیده میشود… عکاسی پدیده عجیب و غریبی است که با تولد انسان شروع میشود. هر تصویری که میبینید در تاریکخانه ذهنتان ثبت میشود ولی امکان ظهور آن را ندارید. از وقتی که میتوانید، دوست دارید آن را منتقل کنید. در دنیا همه چیز به لحاظ موضوعی تکراری است. نمیتوان در عالم هنر موضوعی را خط کشید و گفت تکراری است. تمام موضوعات جوامع بشری تکراری هستند ولی میبینید که ورود یک نفر به موضوعی خاص فرق میکند. پس من در تصویر سال نمیتوانم موضوعات تکراری را کنار بگذارم. باید ورود و خروج جدید را کشف کنم. هر موضوع را ممکن است هر کس یک جور ببیند. ما صدها عکس تکراری را حذف کردیم و شاید دو عکس را برای نمونه روی دیوار گذاشتیم آن هم به تجربه دیداری ادیتور و دبیر یک جشنواره و هیات انتخاب بستگی دارد. آنها تعدادی را انتخاب میکنند که روی دیوار ببینید ولی اگر میخواستم نمایشگاه شخصی یا حرفهای عکاسی بگذارم، شاید ۵۰ عکس روی دیوار میآوردم. سوال اینجاست که چرا بقیه را میگذارم؟ برای اینکه به جوانان آموزش دهیم وقتی میخواهند وارد حوزهای شوند نمونههای آن را ببینند. سعی میکنیم هر سال عکس چاپی کمتر شود. عکسهای چاپشده عکسهای ضعیفتری نیستند، ممکن است که دو عکس از مجموعه باشند و ما کل مجموعه را در اینتراکتیو نشان داده باشیم. ما ادعا نداریم که اینها بهترین عکسها هستند ولی اینها واقعیت جامعه تصویرساز ما در قالب عکاسی بوده است. مگر قرار نبوده تصویر سال بهترینهای سال را نشان دهد؟ آیا سختگیری بیشتر، کمک نمیکند که کیفیت تصویر بهتر شود؟ بله، ولی ما بیشتر از این، قدرت حذف عکسها را نداشتیم. تصویر سال با منتخب هنرمندان شروع شد، ولی بعد فکر کردیم که به یک هنرمند شهرستانی که تا به حال دیده نشده و استعداد دارد هم باید فرصت دهیم. البته ما داریم هر سال محدود و محدودتر عمل میکنیم، اما امیدواریم در ۱۰ سالگی تصویر سال، به یک ایدهآل برسیم. مطمئن باشید که عکس خوبی پنهان نمانده است. سعی میکنیم تا از این به بعد خروجی را محدودتر کنیم ولی باز هم میگویم آنقدر شرایط اقتصادی و برنامه زمانی ما پیچیده و مضطرب است که نمیتوانیم دوباره کارهایی را که انتخاب اولیه شدهاند بازبینی و حذف کنیم. این کار به ما فشار میآورد. با این کار حتی هزینههایمان هم کمتر میشود. چون عکسها را از نظر کیفیتی فوتو آرت چاپ میکنیم که در هیچ نمایشگاه جمعی با این وسعت این کار را نمیکنند. تا این لحظه هزینهای هم نگرفتهایم ولی امیدواریم از سال آینده بتوانیم ورودیه بگیریم. مشکلات مالی زیادی داریم که اگر بخواهم این موضوع را باز کنم، موقعیت بعضی نهادها و وزارتخانهها به هم میریزد. خیلی فشار مالی داریم، بر خلاف استعدادی که این جشنواره در آرامش دادن به هنرمندان دارد، اینها موجب میشوند در یک اضطراب زمانی کارهایمان را انجام دهیم که نتیجهاش همین میشود که نتوانیم تعداد بیشتری را حذف کنیم. ما تصویرسازهایی را که از مدیوم عکس استفاده میکنند، نمیتوانیم از خودمان دور کنیم. در بخش خلاقه تعداد کمی هنرمند داشتیم که کار کرده بودند. ممکن است در بین کارها، آثاری را ببینید که شبیه به کار هنرمند دیگری باشد. آقای کیارستمی میگفت اگر کسی کاری را کپی کند ولی چیزی به آن اضافه کند عین حلال است. دوره ما حتی کپی هم نداشتیم. حالا اینترنت این خطر را به همراه دارد که از طریق آن کپیکاری شود، با این حال ما سعی میکنیم از همه این کارها نمونهای را به شما نشان دهیم. از عکسهای فرستاده شده راضی بودید؟ این را برای اولین بار است که میگویم. حرفی است که در دلم مانده: من با تجربه ۲۵ سال ادیتوری عکس و ۳۲ سال عکاسی فهمیدم که انگار عکاسان ماموریت دارند بدترین عکسهایشان را به مسابقات بدهند. چقدر عکس خوب و شاهکار در سطل آشغال رفته و پاک شده است. چون دیدی که یک ادیتور دارد، فرق دارد. ادیتور، بدون پیش زمینه ذهنی و حسی به عکس نگاه میکند. قرار نیست هر عکاس خوبی، ادیتور خوبی باشد ولی در کشور تعدادشان کم است. موقعیت کشور ما شرایطی را ایجاد کرده که عدالت در ارایه آثار در یک سطح مساوی رعایت نمیشود. کسانی که امکانات دولتی و نگاههای خاصی دارند، امکان بیشتری پیدا میکنند و کسانی که صاحب نگاه مستقل و پیشرفتهتر هستند، امکان ارایه پیدا نمیکنند و همه این هجوم بر سر «تصویر سال» است. نمیگویم که تصویر سال مقابل همه امکانات دولتی است، ولی امکانات درست تقسیم نمیشود که بر فرض ارگانی بیاید بگوید ما در برگزاری یک بخش به شما کمک میکنیم. من پنج بخش عکاسی را برگزار میکنم. احمد عالی که به عنوان دبیر میهمان در کنار ما بود به من میگفت، نمیشود بخش عکس ورزشی را حذف کنی؟ من هم از خدا میخواهم که این بخش را انجمن عکاسان ورزشی به صورت تخصصی برگزار کند ولی چون من با تصویر، طرف هستم؛ نمیتوانم بخشی را جدا کنم. نهایتا اینکه سعی میکنم حتی در این بخش هم با دیدی متفاوت عکسها را انتخاب کنم. زیرا این عدالت به لحاظ بودجه فرهنگی نیست. ما مجبور هستیم تمام جوانان شهرستانی با استعداد را در تصویر سال شناسایی کنیم و به اندازه یک وجب جا برای ارایه آثار به آنها بدهیم. میدانم که این به ایدهآلهای ما لطمه میزند؛ ولی تصویر سال یک نهاد سالم غیرسیاستزده شده که میتواند هنرمند را بیشتر جذب کند. دولتمردان و کسانی که کارهای فرهنگی دستشان است، متوجه نیستند که این به نفع خودشان هم هست که کمی از سیاست جدا شوند، بودجه را درست تقسیم کنند، کمی فشار روی تصویر سال کم شود تا این جشن نمادی بسیار حرفهای از شاخصهای هر رشته هنری شود. مطمئنم عکسهایی که در سطلهای آن موقع دیده نشده و عکسهایی که امروزه به سرعت پاک میشوند، شاهکارهایی از بخش تاریخ عکاسیاند که پاک میشوند. این را میگویم که بدانید حواسم هست بهترینهای هر رشته را نشان دهم؛ حالا شاید تعدادی عکس زیاد هم در این بین باشد. تصویر سال این وظیفه را نداشته که طی این ۹ سال، روی حافظه تصویری هنرمندان تاثیر بگذارد؟ وقتی شما برای انتخاب عکس، راحت میگیرید؛ هنرمند هم اثر خوبی نمیفرستد… نه، اشتباه میکنید. اتفاقا اگر ما راحت بگیریم، شاید همان عکسهای شاهکاری را که پاک میکنند برای ما بفرستند. پس فراخوان بدهید و بگویید عکسهایی را که میخواهید پاک کنید، برای ما بفرستید! باورتان میشود یکبار میخواستم این کار را بکنم؟! میخواستم از یک مجموعهای که کسی عکاسی کرده، عکسهایی را که خودشان فرستادند یک جا نشان دهم و عکسهایی از کنتاکتشان را یک جای دیگر؛ تا عدهای بدانند اگر ادیتورِ عکس خوب باشد، میتواند خیلی از عکسها را نجات دهد. منظورم فقط ایران نیست بلکه کل دنیا. با تمام اینها، همین که تصویر سال شعله کم سو و کم نور جمع شدن هنرمندان را دور هم، روشن نگه داشته، خوشحالم. در کشوری که حتی انجمنها نمیتوانند دور هم جمع شوند، این مساله برای من مهم است. حالا چند تا عکس بالا یا پایین، به نظر من اهمیتی ندارد. شما خبرنگارها باید یخه مسوولان فرهنگی را بگیرید و بپرسید بودجه فرهنگی کشور را چه کار کردید؛ با این جشنوارههایی که مثل قارچ میرویند و جایزههایی که ما حتی به داورانمان هم نمیتوانیم بدهیم. این جشنوارهها چه خروجیای دارند؟ تلویزیون ما الان به جای فیلم، رادیو شده است. سریالها هیچ جاذبه تصویری ندارند؛ چرا اینقدر برایشان هزینه میشود؟ بحثهای مالی تصویر سال، تاثیر زیادی روی بخشهای مختلف آن گذاشته. برنامههایتان چطور است؟ چه حمایتهایی دارید؟ من فقط یک مثال میزنم که ببینید تصویر سال چه کار بزرگی میتواند انجام دهد. دو، سه ماه پیش در برزیل نمایشگاهی به نام «نبض ایران» برپاکردیم؛ در مرکز فرهنگی معروفی به نام «سلام آینده» که هشت طبقه آن در اختیار ایران بود. هم بزرگداشتی برای بهمن جلالی بود هم محلی برای معرفی نسل جدید. از من خواسته شد تعدادی عکس را در قالب تصویر سال از نسل جوان زیر ۲۵ سال انتخاب کنم. ۱۲۵نفر را انتخاب کردم تا نمای درستی از نسل بعد از انقلاب بدهم. نکته جالب این بود که وقتی وارد شدیم عکس پانورامای تصویر سال را ۳۳ متر چاپ کرده بودند. میگفتند باورمان نمیشود در ایران این همه هنرمند دور هم جمع شوند. بعضیهایشان به ما میگفتند، ما فکر میکردیم در ایران مردم راه که میروند در جیبشان اورانیوم غنی میکنند! با خود گفتم ما اگر میلیاردها دلار خرج و لشکرکشی میکردیم، میتوانستیم ذهن یک برزیلی را این طور تغییر دهیم؟ من در این شرایط بودجه مشخصی ندارم. بودجه اندکی از نهادهایی که به ما کمک میکنند، دارم؛ انجمن گرافیک، موزه هنرهای معاصر و در سالهای متوالی شرکتهای مختلف مبلغ ناچیزی به ما کمک میکنند. امسال هم با سازمان فرهنگی – هنری شهرداری کاری را شروع کردیم که امیدوارم از نظر مالی ختم به خیر شود و در دادن جوایز آبرودار بمانیم. بعضی از نهادها چکهای چند سال پیش ما را هنوز ندادهاند. چارهای هم نداریم و نمیتوانیم در کاری به این زیبایی را تخته کنیم؛ چون مطمئنم این به نفع همان کسی است که میگوید نباید مستقل باشد یا نباید بودجه داشته باشد. شما در جشنوارههای عکاسی بینالمللی شرکت کردهاید. وضعیت جشنوارههای ایران در مقایسه با آنجا چه طور است؟ اولین چیزی که میبینم، احترام به فراخوانی است که خودشان اعلام میکنند. اینجا بر عکس است. مثلا جایزههای چند هزار دلاری اعلام میکنیم و زیرش میزنیم. قول کاتالوگ میدهیم ولی کار انجام نمیشود و آبروی ایران را میبرند. دوم نگاه مناسبتی است که به اعتقاد من بلایی است که سر هنر آمده. همینطور هفته نامگذاری میکنیم. همین مناسبتی فکر کردن را هم، درست انجام نمیدهیم و یک مورد دیگر اینکه، فکر میکنند با فراخوان دادن میتوان آرشیوی برای خود جمع کرد. چه تجربههای خوبی را سعی میکنید. وارد تصویر سال کنید؟ هر چیزی که تا به حال وارد تجربههایی شده که من دیدهام. همین بخش اینتراکتیو، یک نمونه از این تجربههاست. ما تا چنین تکنولوژیای را دیدیم، آن را وارد تصویر سال کردیم. آرزویی که همیشه برای تصویر سال داشتیم این بود که تک عکس در کار نباشد و به سمت رشد مجموعه عکس برویم تا عکاس، مفهوم جمعبندی را یاد بگیرد. امسال میخواستم یک «روز عکاسی» اعلام کنم و مجموعه عکسها را نشان بدهم. عکاسان خوبی داشتیم که در تحولات کشورهای اسلامی عکاسی کرده بودند؛ ولی ما فقط چند نمونه را میتوانستیم چاپ کنیم. توضیحی در مورد تکنولوژی اینتراکتیو که امسال به جشن تصویر اضافه شده بدهید… در بعضی سالنها نور نامناسب نگذاشته بود. این تکنولوژی خودش را نشان دهد. شرکتی در ایران هست که این تکنولوژی را وارد کرده. بهترین موقعیت بود که به بهانه ۲۰ سالگی نشریه تصویر، ما از این تکنولوژی استفاده کنیم. مثل شمعی که جلو در فوت میکردید. میتوانید تمام ۲۰ سال تصویر را مرور کنید. اصلیترین کاربردش این بود که ما را از اسلاید شوهای معمولی نجات داد. ۳۰۰ تصویری را که نتوانستیم چاپ کنیم، در تالار پاییز به نمایش گذاشتیم. روز اول نگارخانه انتظامی را که به دلیل تاریکی قرار بود به ما بدهند، به یک گروه تئاتری دادند و مجبور شدیم وارد بقیه سالنها بشود، با این حال سعی کردیم نور سالنها را کم کنیم تا مشکلی نباشد. هیچ وقت این تصمیم را نگرفتید که برای تصویر سال موضوع خاصی را مطرح کنید؟ به دلایلی که گفتم، سعی کردیم همیشه موضوع آزاد داشته باشیم تا امکان شرکت همه باشد. ولی بخش ویژه تهران را گذاشتید… هر سال بخش ویژهای داریم. پارسال «نور» بود. امسال بهترین موقعیت فراهم شد تا جمعبندی خاص و صرفا هنری از اتفاقات هنری تهران داشته باشیم. سراغ بهترینهای هر رشته رفتیم؛ مثل احمد عالی که دبیر میهمان بخش عکس شد. داوران، عکسهای بخش تهران را هم داوری کردند و سعی کردیم عکسهای مهم ۳۳ سال گذشته را که با موضوع «تهران» یا در لوکیشن تهران بوده، انتخاب کنیم. قرار است این آثار را در پایتختهای دنیا به نمایش بگذاریم. در بخش گرافیک هم پوسترهای معروف ۳۳ سال گذشته را جمعآوری کردیم. در کنار آن بهترین فیلمهایی که طی ۳۳سال گذشته با همین شاخصها ساخته شدهاند را نمایش دادیم. کجای تاریخ میشود این جمعبندی را پیدا کرد؟ این مجموعه «شهر تهران» آرزویی بود که برآورده شد و ما از بهار سال آینده آن را در پایتختهای مختلف دنیا نمایش دهیم. برای این نمایش، برنامههای مشخصی دارید؟ برنامه نه، ولی اهداف مشخصی داریم. به هر جای دنیا بگوییم قطعا قبول میکنند. نمایش بخش تهران در برج میلاد، بازدید را سخت نمیکند؟ تنها راهی که داشتیم درگیر کردن شهرداری تهران بود و تنها جایی که داشتیم، برج میلاد بود. دو گالری پایین برج میلاد را مناسب دیدیم. قرار شد که قبل از عید افتتاح شود تا در طول فروردین توریستها و بازدیدکنندگان برج میلاد بروند و آثار را ببینند. برای سال آینده برنامههای خاصی دارید؟ سال آینده ۱۰ سالگی جشن تصویر سال است و قطعا بهانه خوبی است تا بتوانیم کارهای خاصی انجام بدهیم.