1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زنم میشی؟

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏19/4/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]زنم میشی؟[/h]
    پاي يک درخت رسيد ، صداي خوبي شنيد​

    نگاهي کرد به بالا ، صاحب صدا رو ديد​

    يه قناري بود قشنگ ، بال و پر ، پر آب و رنگ​

    وقتي جيک جيکو مي*کرد ، آب مي*کردش دل سنگ​

    قلب زاغ تکوني خورد ، قناري عقلشو برد​

    توي فکر قناري ، تا دو روز غذا نخورد​

    روز سوم کلاغه ،*رفتش پيش قناري​

    گفتش عزيزم سلام ، اومدم خواستگاري!​

    نگاهي کرد قناري ، بالا و پايين، راست و چپ​

    پوزخندي زد به کلاغ ، گفتش که عجب! عجب​

    منقار من قلمي ، منقار تو بيست وجب​

    واسه جي زنت بشم؟ مغز من نکرده تب​

    کلاغه دلش شيکست ، ولي ديد يه راهي هست​

    براي سفر به شهر ، بار و بنديلش رو بست​

    يه مدت از کلاغه ، هيچ کجا خبر نبود​

    وقتي برگشت به خونه ، از نوکش اثر نبود​

    داده بود عمل کنن ، منقار درازشو​

    فکر کرد اين بار مر*خره ، قناريه نازشو​

    باز کلاغ دلش شيکست ، نگاه کرد به سر و دست​

    آره خب، سياه بودش! اينجوري بوده و هست​

    دوباره يه فکري کرد ، رنگ مو تهيه کرد​

    خودشو از سر تا پا ، رفت و کردش زرد زرد​

    رفتش و گفت: قناري! اومدم خواستگاري​

    شدم عينهو خودت ، بگو که دوسم داري​

    اخماي قناريه ، دوباره رتفش تو هم!​

    کله*مو نگاه بکن ، گيسوهام پر پيچ و خم​

    موهاي روي سرت ، واي که هست خيلي کم​

    فردا روزي تاس مي*شي! زندگي*مون ميشه غم​

    کلاغ رفتش خونه نگاه کرد به آيينه​

    نکنه خدا جونم ! سرنوشت من اينه؟!​

    ولي نا اميد نشد ، رفت تو فکر کلاگيس​

    گذاشت اونو رو سرش ، تفي کرد با دو تا ليس​

    کلاه گيسه چسبيدش ، خيلي محکم و تميز​

    روي کله*ي کلاغ ، نمي*خورد حتي ليز​

    نگاه که خوب مي*کنم ، مي*بينم گردنتو​

    يه جورايي درازه ، نمي*شم من زن تو​

    کلاغه رفتشو من ، نمي*دونم چي جوري​

    وقتي اومدش ولي ، گردنش بود اينجوري​

    خجالت نمي*کشي؟ واسه گوشتاي شيکم!؟​

    دوست دارم شوهر من ، باشه پيمناست دست کم!​

    ديگه از فردا کلاغ ، حسابي رفت تو رژيم​

    مي*کردش بدنسازي ، بارفيکس و دمبل و سيم​

    بعدش هم مي*رفت تو پارک ، مي*دوييد راهاي دور​

    آره اين کلاغ ما ،*خيلي خيلي بود صبور​

    واسه ريختن عرق ، مي*کردش طناب*بازي​

    ولي از روند کار ، نبودش خيلي راضي​

    پا شدي رفتش به شهر ، دنبال دکتر خوب​

    دو هفته بستري شد ، که بشه يه تيکه چوب​

    قرصاي جور و واجور ، رژيماي رنگارنگ​

    تمرينهاي ورزشي ، لباساي کيپ تنگ​

    آخرش اومد رو فرم ، هيکل و وزن کلاغ​

    با هزار تا آرزو ، اومدش به سمت باغ​

    وقتي از دور ميومد ، شنيدش صداي ساز​

    تنبک و تنبور و دف ، شادي و رقص و آواز​

    دل زاغه هري ريخت ! نکنه قناريه؟​

    شايدم عروسي بازاي شکاريه!!​

    ديدش اي واي قناري ، پوشيده رخت عروس​

    يعني دامادش کيه؟ طاووسه يا که خروس؟​

    هي کي هست لابد تو تيپ ، حرف اولو مي*زنه!​

    توي هيکل و صورت ،* صد برابر منه​

    کلاغه رفتشو ديد ، شوهر قناري رو​

    شوکه شد ، نمي*دونست، چيز اصل کاري رو!​

    مي*دونين مشکل کار ، از همون اول چي بود؟​

    کلاغه دوچرخه داشت ،*صاحب bmw نبود​
    ​
    ​
     
    4 نفر از این پست تشکر کرده اند.