1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

خجالت مي كشم

شروع موضوع توسط para3to ‏12/4/12 در انجمن اشعار

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    خجالت مي كشم

    خجالتي بودن هم يك بيماري است اما هر بيماري درمان دارد. به يك مهماني دعوت شده اي، نمي داني بروي يا نه. با اصرار ديگران مي روي. وارد مهماني كه مي شوي، احساس بدي به تو دست مي دهد؛ قلبت تندتر مي زند، دهانت خشك مي شود، و نمي داني چطور رفتار كني. فكر مي كني اگر چيزي بگويي، مسخره به نظر مي رسد. دوست داري هرچه زودتر مهماني تمام شود، بالاخره مهماني تمام مي شود و تو حتي يك دوست جديد هم پيدا نكرده اي؛ فقط چون خجالتي هستي «خجالتي بودن» خصلتي است كه اغلب ما كم و بيش گرفتار آنيم و سعي مي كنيم تا بر آن غلبه كنيم.
    تعريف خجالتي بودن
    خجالتي بودن يا همان چيزي كه باعث مي شود شما در ارتباط برقراركردن با ديگران راحت نباشيد، تنها يك احساس است؛ احساسي كه تنها در درون شما وجود دارد و فقط خود شما آن را مي فهميد. برخي مردم خجالتي بودن را با ترس از اجتماع يا بيماري فوبيا يكي مي دانند، در حالي كه اين دو با هم فرق مي كند. در بيماري ترس از اجتماع، فرد نسبت به تمام فعاليت هاي اجتماعي دچار ترس و نگراني مي شود، در صورتي كه فرد خجالتي تنها درشرايطي خاص، نگراني و اضطراب را تجربه مي كند. خجالتي بودن نزد افراد، خانواده ها، جوامع و فرهنگ هاي مختلف، معاني متفاوتي دارد. به عبارتي، بعضي ها فرد كم رو را فردي ساكت، مؤدب و محترم، مطيع و حرف گوش كن مي دانند. در برخي فرهنگ ها، خجالتي بودن را براي دختران امري عادي و صفتي مثبت به حساب مي آورند؛ درحالي كه ممكن است اين ويژگي را براي پسرها ناپسند بدانند. اما در واقع اين ويژگي مي تواند مانع رشد مطلوب شخصيت افراد شود و براي هر دو جنس- پسر و دختر- نامطلوب است و باعث ايجاد مشكلات زيادي به خصوص در بزرگسالي و زندگي هاي مشترك مي شود.
    دليل خجالت كشيدن چيست؟
    عده اي از متحصصان معتقدند خجالتي بودن علاوه بر نحوه تربيت، زمينه ژنتيك نيز دارد. آنها تربيت درست و افزايش مهارت هاي زندگي در از بين رفتن اين حس در افراد را بسيار موثر مي دانند. بررسي ها نشان داده است آدم هاي خجالتي از اعتماد به نفس پاييني برخوردارند و به خاطر همين موضوع، فكر مي كنند اگر در يك جمع صحبت كنند، مورد تمسخر قرارمي گيرند يا كسي به صحبت هاي آنها توجه نمي كند. اين دو عامل (اعتماد به نفس پايين و خجالتي بودن) به طور مداوم در حال تقويت يكديگر هستند به طوري كه اگر فرد به فكر برطرف كردن مشكل خود نباشد، در آينده مشكلات زيادي را تجربه خواهدكرد. همچنين برخلاف تصور همگاني كه افراد خجالتي را افرادي درون گرا مي دانند، بسياري از افراد برون گرا هم خجالتي هستند. بسياري از افراد مشهور مانند هنرمندان، بازيگران سينما، دانشمندان و حتي سياستمداران هم خجالتي بوده يا هستند. اين افراد وقتي در قالب شغل خود قرارمي گيرند، مطابق با آن ايفاي نقش مي كنند اما به محض آنكه به شرايط غيرشغلي برمي گردند، تبديل مي شوند به آدم هايي بسيار خجالتي و معذب.
    چند درصد مردم خجالتي هستند؟
    تحقيقات نشان مي دهد اكثر افراد در موقعيت هاي مختلف، كمي خجالتي مي شوند. مثلا 75درصد از مردم هنگام مواجهه با يك جمع غريبه و مقتدر كه ملزم به پاسخگويي به سؤالات آنها نيز باشند، احساس خجالت مي كنند. 70 درصد از افراد هنگام حضور در جمع بزرگي از افراد غريبه، خجالتي برخورد مي كنند. 64 درصد افراد نيز هنگامي كه با غير همنوع رو به رو يا هم صحبت مي شوند، دچار احساس خجالت مي شوند. همچنين حس خجالت در 58 درصد از افرادي كه با جمعي داراي موقعيت اجتماعي يا تحصيلات بالاتر مواجه مي شوند، به وجود مي آيد. مي بينيد؟ اگر شما هم خجالتي هستيد، اميدوار باشيد! چندان تنها نيستيد.
    نشانه هاي خجالتي بودن
    افزايش ضربان قلب، سرخ شدن صورت، اختلال در تنفس، تنش عضلاني، لرزيدن صدا يا تغيير در تن آن، لرزيدن دست ها و لب ها و عرق كردن شديد مهمترين علائم روان تني خجالت است. اما علاوه بر اين رفتارهاي ديگري مانند فراركردن از جمع غريبه ها، كم حرف بودن، عبوس بودن و كمتر لبخندزدن، عدم برقراري ارتباط بصري مستمر و طبيعي با ديگران، عدم برخورداري از روابط دوستانه، شخصيتي انفعالي داشتن، بيزاري از دعوت كردن و دعوت شدن به مهماني ها و مجالس، تمايل به سر وكار داشتن بيشتر با كتاب و اشيا و لوازم مختلف به جاي آدم ها، شنونده بودن، تأييدكردن هر چيزي بدون بحث و جدل در مورد آن، ترس از مخالفت با نظرات ديگران يا بيان نقطه نظرات خود، ترس دايمي از مورد تمسخر قرارگرفتن قبل از واردشدن به يك جمع نيز مي تواند نشانگر شخصيت خجالتي باشد.
    راهكارهاي عملي غلبه بر اين مشكل
    براساس شناختي كه از علل بروز خجالت داريد، هرگز نبايد درمان آن را در داروخانه ها و لابه لاي اقدامات پزشكي و آرام بخش ها و تقويت كننده ها جست وجو كنيد. اساس درمان بر تغييرات شناختي و اصلاح رفتاري و از ياد بردن رفتارهاي مبتني بر خودكم بيني استوار است و از روش هاي شناخت درماني و تغيير در باورها و نظام ارزشي و افزايش مهارت هاي اجتماعي و توانايي هاي شغلي و حرفه اي و تحصيلي، پيروي مي كند. براين اساس، چند روش عملي ذكر مي شود؛ اميد است مفيد و مؤثر باشند.
    -نخست بايد شناخت خود از توانايي ها، استعدادها و ويژگي هاي شخصيتي خويش را اصلاح كنيد و با واقعيت تطبيق دهيد. براي اين كار، در برابر آينه ايستاده، جلوه هاي رفتاري خوشايند، حالات بدني و برداشت هاي مثبتي را كه از وضعيت ظاهري خود داريد، يادداشت كنيد و روزي چند بار با صداي بلند بخوانيد؛ مانند اين جمله: «من خوش قامت هستم.» همچنين فهرستي از ده لغت يا عبارت را كه بيان گر ويژگي هاي مثبت شخصيت شماست تهيه كنيد و روزي چند بار آنها را در قالب جمله كاملي بخوانيد؛ مثلا بگوييد: «من باهوش هستم.»
    -معاشرت خود را با ديگران بيشتر كنيد؛ از جمع هاي دوستانه كوچك شروع كنيد، به سؤالات شان جواب دهيد و از آنها درباره خودشان، آرزوهايشان، اهداف شان يا موضوعات ديگر سؤال كنيد.
    -شناخت خود از جنس مخالف را تصحيح كنيد. او نيز شخصي مانند شما و همه انسان هاي ديگر است؛ البته رعايت حيا و عفت در مقابل نامحرم، امري مطلوب و شايسته است و هيچ گاه شرم و حيا در مقابل نامحرم را مساوي با كم رويي و خجالت نگيريد.
    -صحبت كردن در جمع را ياد بگيريد. اگر از حرف زدن در جمع مي ترسيد، در كلاس هايي كه به همين منظور برگزار مي شود، ثبت نام كنيد.
    -قبل از شركت در يك جمع يا مهماني اطلاعاتي در مورد آن جمع به دست آوريد و درباره چيزهايي كه مي خواهيد يا مي شود در آنجا مطرح كرد، فكر كنيد.
    -هنگام سخن گفتن، خود را گرفتار آداب و رسوم و تكلف هاي بي مورد نسازيد و ساده، راحت و عاري از هرگونه آداب خاص، هدفتان را بيان كنيد. در فعاليت هاي آغازين، خواسته و هدف خود را به صورت يك جمله بنويسيد و نوشته را بخوانيد.
    -تا حد ممكن از انزوا و گوشه گيري دوري كنيد. اگر چند نفري دوروبرتان هستند، كتاب خواندن را كنار بگذاريد و سر صحبت را با آنها باز كنيد.
    -با افراد فعال و پرتحركي كه احساس خجالت نمي كنند، بيشتر مأنوس باشيد.
    -هميشه كلامي براي گفتن و عمل يا هنري براي ارائه به جمع داشته باشيد و آن را ارائه كنيد و در جاهايي كه كمتر احساس كم رويي مي كنيد و شبيه كلاس است، فعال تر باشيد.
    -اگر به خاطر لهجه، صدا، بوي دهان يا نوع دندان هايتان از جمع گريزان هستيد، حتماً در جهت اصلاح آنها چاره اي بينديشيد.
    -در جمع ها كاري كنيد كه كسل، خسته و بي حوصله به نظر نياييد. به ياد داشته باشيد راه مقابله با خجالت اين است كه به چيزهاي ديگري تمركز كنيد؛ مانند فكر كردن و تصور اينكه چطور مي شود از اتفاقات اجتماعي لذت برد. از طرد شدن يا شكست خوردن، نترسيد.
    -توقعتان را كم كنيد. بنا نيست در پايان يك گفت وگو، شما افراد را كاملا مجذوب خود كرده باشيد. همين كه همه از هم صحبتي يكديگر لذت برده باشيد، كافي است. باور كنيد!
    -هول نكنيد. آدم هاي روبه روي شما هر چقدر هم كه مهم باشند، آدم هستند؛ آنها هم معايب و مشكلات و ضعف هاي خودشان را دارند؛ عين شما! شايد هم مثل خود شما مشكل شما را دارند سعي مي كنند كسي متوجه نشود چقدر خجالتي هستند!
    -كم رويي، ترديد و دودلي هنگامي رخ مي دهد كه شما به عيوب و نقايص خود فكر مي كنيد. افكارتان را متوجه شخصي كنيد كه در حال گفت وگو با او هستيد. در اين حالت، هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهيد برد و هم طرف مقابل از توجه شما خوشحال خواهد بود.
    -همه چيز را به خودتان نگيريد. نبايد هر چيزي مانند شوخي و طعنه را به عنوان توهين تلقي كنيد. مردم اغلب چيزهايي را مي گويند كه هيچ مقصود و منظوري از آن ندارند؛ هرچند گاهي اوقات مردم نظرات نابجا و بي موردي مي دهند؛ در اين صورت، قاطعانه از خودتان دفاع كنيد.
    در عين حال اگر خجالتي بودن خيلي شما را آزار مي دهد، به يك مشاور يا روان شناس مراجعه كنيد.
    مريم سادات كاظمي