1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

فرهنگ ملی، آیین دینی

شروع موضوع توسط Amir_Dragon ‏6/1/11 در انجمن ایران

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/10
    ارسال ها:
    2,305
    تشکر شده:
    583
    امتیاز دستاورد:
    113


    [​IMG]



    بسیاری از همکاران ارجمند و ارزشمند دانش آموخته در رشته های مشاوره، روانشناسی و گاه روانپزشکی، در پی پایان سال های کوتاه و گذرای دانشجویی یا دستیاری، با وجود فرا گرفتن دروس نظری این رشته ها و گاه حتی رتبه های برتر کارشناسی ارشد و دکترا یا بورد تخصصی، در بازار کار آن گونه که می خواسته و می پسندیده اند، سرفراز و کامیاب نمی شوند و خیلی زود ناکام، سرخورده و افسرده می شوند.
    این ناکامی حرفه ای، به ویژه آن هنگام که دانش آموخته، سن و سالی کمتر از سی، سی و پنج سال داشته و آموزه هایی توانگر از زندگی اجتماعی در زیر پوست شهر و روستا به چنگ نیاورده باشد، چشمگیرتر است. بالا رفتن سن و سال (به ویژه آن هنگام که با دشواری ها و ناکامی های درخور تامل و تدبر همراه شده باشد) به پختگی و خردمندی می انجامد تا پیشکسوت خردمند آنچه را که برنای نوخاسته در آیینه نمی بیند، به آسانی در خشت خام به تماشا بنشیند.
    کاستی سترگ و بنیادین رشته های روانشناسی و مشاوره، نگذراندن دوره های عملی مشاوره و روان درمانی در درمانگاه ها و مراکز مشاوره دانشگاهی پیش گوش و زیر نگاه استادان پیشکسوت و کارآزموده است یعنی درست همان وزنه ای که دستیاران روانپزشکی، به خوبی و فراوانی از آن برخوردارند و ساعت ها، روزها و ماه ها کار بالینی زیر نگاه و ارزیابی مستقیم استادان شان را پشتوانه و پشتیبان دارند. بجاست که هر واحد دانشگاهی که به آموزش دانشجویان کارشناسی ارشد مشاوره و روانشناسی می پردازد، در کنار افزایش سال های تحصیلی هر یک از مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به دست کم پنج سال، نسبت به تاسیس مراکز مشاوره دانشگاهی با حق ویزیت اندک و تبلیغات رسانه ای فراگیر اقدام کنند و ضمن تعامل و همکاری حرفه ای با روانپزشکان و روانشناسان بالینی که زیر نظر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تربیت شده اند، این کاستی سترگ و بنیادین را برطرف سازند.
    ساختار آموزشی نظری رشته های روانشناسی و مشاوره، سال هاست به روز و کارآمد نشده و بسیاری از مراجع و منابع پارسی آن هنوز کتاب هایی است که دهه ها از ترجمه و تالیف آن گذشته است. بیماری ملی فراگیر در دانشگاه هایمان (یعنی بسنده کردن به جزوه خوانی و گریز از مطالعه ژرف و دقیق مراجع و منابع بین المللی به روز) نیز یکی از مهم ترین ریشه ها و سرچشمه های ناکامی تازه دانش آموختگان جوان روانشناسی و مشاوره در ایران است.
    هر چند بسنده کردن مطلق به منابع و مراجع غربی و فرنگی هم می تواند در کوتاه و درازمدت، مشکل ساز شود چرا که برای هر گونه از روان درمانی و مشاوره، روان درمانگر و مشاور باید به فرهنگ و فضای مردم شناختی و جامعه شناختی آشنایی نزدیک داشته باشد. دانش آموخته ناآشنا به فرهنگ و فضای اجتماع و بیگانه با متون ادبی، دینی و مذهبی، بی درنگ در بازار کار، ناکام و ناچیره و سرخورده و افسرده می شود.
    آنچنان که بسنده کردن صرف روانپزشکان به بورد تخصصی اعصاب و روان و از بر داشتن درسنامه روانپزشکی «کاپلان» و «سادوک» (که به فرموده استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر «شکرالله طریقتی»، «گواهینامه روانپزشکی در نیویورک و امریکا» است) برای کامیابی و سرفرازی در بازار کار درمان های گوناگون روانپزشکی (حتی دارودرمانی که بخش کوچکی از درمان های روانپزشکی است) در این مرز پرگزند هرگز راهگشا نخواهد بود.
    بی گمان در چنته و چنگ داشتن یک بورد تخصصی مجازی جامعه شناسی و مردم شناسی ایرانیان درون و برون میهن و آشنایی نزدیک با متون و منابع ادبی، دینی و مذهبی مردمان این اجتماع و در فراز همه کلام الله مجید و کتب حدیث ائمه اطهار و ادعیه بزرگان دینی و مذهبی، برای کامیابی هر روان درمانگر و مشاوری، نه سودمند، که بسیار لازم و ضروری است.
    خوانش ادبیات دیرینه و نوین پارسی (از کلیله و دمنه و شاهنامه تا خیام، سعدی، حافظ، مولوی، جامی، صائب و شاعران و نویسندگان معاصر) و اندیشیدن و وام ستاندن از آنها در روند مشاوره و روان درمانی، گام نخست آغاز سرفرازی و کامیابی در بازار کار روانپزشکی، روانشناسی و مشاوره در پی سال های زودگذر دانشجویی روانشناسی و مشاوره و دستیاری روانپزشکی لازم و ضروری بوده و هست تا رقابت حرفه ای، آسان و شتابان به حسادت و تهمت و ستیز و کینه توزی نینجامد و توفان خشم و آتش دشمنی، در پیشی جویی بیمارگونه پیشه ای، بازار همه بر باد ندهد و خوشنامی این پیشه ها را به خاکستر ننشاند!
    در اینجا لازم می دانم که یاد و پاسداشتی از آموزگاران بزرگوار ادبیات پارسی دبیرستان عدل اسپهان، به ویژه آقایان «صفوی» و «جعفری» و آموزگاران دینی و معارف اسلامی آن، به ویژه آقایان «شعبانی» و «دهقان» کنم که رنج و مشقت عمری آموزگاری آنان، بی گمان در بن مایه اندک کامیابی حرفه ای امروزم نقشی بسزا داشته است. هنوز شیرینی و دلنشینی کلاس های دشوار آقای «صفوی» (که خواندن کتاب دبیرستان را بر دوش خودمان می گذاشت و ما را وادار به از بر کردن دیباچه و بخش هایی به هوشیارانه گزیده شده از گلستان سعدی و اشعار خیام، حافظ، مولوی، نظامی، خاقانی، شاهنامه فردوسی و ... می ساخت) پیش چشم و ذهنم زنده است.
    به باور من، بهره گیری از آموزه های ادبی، دینی، مذهبی، قومی، ایلی، استانی و ملی کهن و نوین و افزودن آنها به منابع بین المللی و فرنگی، در کنار برخورداری نزدیک، پیش گوش و زیر چشم استادان پیشکسوت و خردمند، راز چیرگی و سرفرازی روانپزشکان، روانشناسان، مشاوران و مددکاران در بازار کار حرفه ای شان بوده و خواهد بود.
    هر چند کمتر عاملی می تواند جایگزین خردمندی و دوراندیشی برآمده از بالا رفتن سن از سی، سی و پنج، و چهل باشد. ناکامی و سرخوردگی زیر سی، سی و پنج سالگی معنا ندارد که جوان باید سختکوش و پرپشتکار باشد تا در گذر سال ها به توانمندی پیران و میانسالان خردمند برسد!