پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ﺷـﻳــﺭﺟــﮧ ﻣـﻰ زَﻧــمـ בر آﻏـﻭﺷـَــﺕ ... ﺷـﻧـﺁﮔـﺭ ِ ـﻣـﺁﻫـﺭﮮ هَـﺳـتَـґ ... وَلـﻰ مَــﺭآ ﻳــﺁرآﮮ ِ ـمُـﻗــﺁﺑــﻟـﮧ ﺑـﺁ اَﻣـﻭﺁﺝ ِ ﻧـﮔـﺁهـَـﺕ ﻧـﻳـﺳـتــــ בر ـچشــــﻣﺁﻧــﺕ غَــﺭﻕ مـے شَـﻭمــ ... ﻋـَجـبــ בرﻳـﺁﮮ ِ پُــﺭ تَـﻟﺁطُـﻣـﻳـﺳﺕ وُﺟـﻭבتـــــ ...!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• دوست داشتن مثل بازي الاكلنگ ميمونه اوني كه عاشق تره خودش رو مياره پايين تا عشقش از بالا بودن لذت ببره
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• چـقـــــــــ ـدر سختــــــــــــه ! وقتی* همـــ ـه ســراغ کسی* رو ازت میگیـرن که فقـ ـط تـو میـــــــ ـدونی* که دیگـه نیـ ـست سخت تـرش وقتیـــ ـه که مجبــ ـوری لبخنــ ـد بــزنی* و بگــ ـی*: خـــوبه
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خداحافظ... آخرین کلامی که از تو شنیدم و باز قصه*ی تلخ جاده و آن راه بلند... که تو را از خلوت من می ربود آسمان می گریست شیشه ها می گریستند و من مبهوت رفتنت در پس شیشه های مه آلود بغض دردناکم را بلعیدم دیوانه وار خندیدم و تو را بدرقه کردم...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• کوتاهترین فاصله برای گفتن یک دوستت دارم یک لبخند است. می خندی یا بخندم؟!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• در شب کوچک من دلهره ویرانیست گوش کن وزش ظلمت را میشنوی؟ من غریبانه به این خوشبختی مینگرم . من به نو امیدی خود اگاهم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• هــزار بـار آمـدم خطــت بزنم از قلبم.... خود خودتـــ را... یــادتـــ را... اسمــت را... امــا... فقط قلبــم پر شد از خط خطی های عاشقانـه...!!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خدایــــــا !!! انگشت نمای مردم شهر شده ام ...! شیرین ندیده اند که تیشه بدست گیرد و به سمت بیستون به راه بیافتد ... !!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم می گویند باران رساناست شاید دستهای مرا هم به دستهای تو برساند...!