پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• دلــَـم مے خـــوآهد یک میس کــــآل بــــاشَم برآیـت شمـــآره اے که سیوش نکرده اے زیـــر لب تکرآرم کنـــــــے بـه یـــــآدم نیـــــاورے دلــَـم مے خوآهـــد بے اجــــازه ے تــــو پـــآدشـآهــےکنـَم در نآخودآگـــآهت..!!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [COLOR=#282d2f][COLOR=#282d2f][CENTER][COLOR=#ff00ff][FONT=courier new][SIZE=3][B]یادت هست؟! [/B][/SIZE][/FONT][/COLOR][COLOR=#ff00ff][FONT=courier new][SIZE=3][B]جــناق می شکــستیم می گــفتیم: [/B][/SIZE][/FONT][/COLOR][COLOR=#ff00ff][FONT=courier new][SIZE=3][B]"یــادم تــــو را فرامــــوش "[/B][/SIZE][/FONT][/COLOR][COLOR=#ff00ff][FONT=courier new][SIZE=3][B] ولی امـــــــروز، تمــام استخوانهــ ـــایم شکـــــسته[/B][/SIZE][/FONT][/COLOR][COLOR=#ff00ff][FONT=courier new][SIZE=3][B] باز هــم تو را [/B][/SIZE][/FONT][/COLOR][COLOR=#ff00ff][FONT=courier new][SIZE=3][B]فراموش [/B][/SIZE][/FONT][/COLOR][COLOR=#ff00ff][FONT=courier new][SIZE=3][B] نکردم!! [/B][/SIZE][/FONT][/COLOR][/CENTER] [/COLOR][/COLOR]
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [h=6]خودت را تصور کن .. بی " او " شاید بفهمی چه مي کشم .. بی " تو "[/h]
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• نمیدونم به عشق چی میشه گفت؟ میشه گفت قشنگترین احساس یا بدترین احساس آخه درد عشق فقط دوس داشتن زیاد نیس درد عشق اینه که اونی که عاشقشی درکت نمی کنه چون عاشق نیس درد عشق این که اکثرا یه طرفس و یکی تو این وسط میسوزه و میسازه آره اونی که عاشق اما چرا این طوری چرا عاشقا همیشه تنهان چرا؟شاید چون خدام عاشق و تنهاست عاشقی و تنها آفرید خدایا خدایا میدونم عاشقا تنها میمونن تنهایی مرام عشق اما عاشقا تنها نیستن اخه اونام خدایی دارن پس همه ی عاشقا رو در پناه خودت حفظ کن
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• عشق وقتی دهکده ای آتیش میگیره همه از دور دودشو میبینند اما وقتی قلبی آتیش میگیره کسی شعلش و نمیبیند آدم عاشق هرجه که زیباست نمیشود بلکه آن چه در که عاشق شد در نظرش زیباست عشق واقعی وقتی ایجاد میشود که لازم نباشد طرفین بهمدیگر تذکر دهندکه همدیگر را دوس دارن فقط عشق است که نمی تواند شریک را تحمل کند نه آب ها میتوانند شعله ی عشق را فرو نشانند و نه سیل ها آن را در خود غرق کنند هرچه عشق بزرگتر باشد از تعداد کلامات بیشتر کم میشود
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• حالا که حالا که همش تو رویام حالا که تنهای تنهام حالا که قلبی شکستم حالا که زخمی و خستم بیا تموم خاطرات تم ببر خاطرات شیرین اما تلخ دیگه فراموشم کن بزار بزار کمی آروم بگیرم بزار فک کنم اصلا وجود نداشتی بزار فک کنم دستام همیشه تنها بودن و هستن بزار فراموشت کنم تا قدری آروم بگیرم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خدایا در این شب**های نزدیک به عید سرِ هیچ کودکی را گرسنه بر بالینش و حسرت خرید لباس عید رو بّر دلِ هیچ کودکی در سرزمینم نگذار...آمین...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• یک نخ آرامش دود می کنم به یاد ناآرامی هایی که از سر و کول دیروزم بالا رفته اند یک نخ تنهایی، به یاد تمام دل مشغولیهایم... یک نخ سکوت، به یاد حرفهایی که همیشه قورت داده ام یک نخ بغض ، به یاد تمام اشکهای نریخته کمی زمان لطفا !! به اندازه یک نخ دیگر به اندازه قدمهای کوتاه عقربه یک نخ بیشتر تا مرگ این پاکت نمانده ...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خسرو شکیبایی می گفت: بعضی وقت ها { روزگار} یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن. بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ساده لباس بپوش! ساده راه برو! اما در برخورد با دیگران ساده نباش!! زیرا سادگی ات رانشانه میگیرند! برای درهم شکستن غرورت!!! حسین پناهی