پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• امروز برای من شرابی ای عشق هرچند که از پایه خرابی ای عشق یک لحظه اگر حال خوشی می بخشی یک عمر برای دل عذابی ای عشق
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد ! نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد ! نباید بی تفاوت ! چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد ! کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند ! نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ن بار دلم نه براے آدمے ... نه براے ملکے ... نه براے عشقے ... نه براے چیزے ... که دلم براے خودم تنگ شده است
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• قصه از هنجره ایست که گره خورده به بغض یکطرف خاطره ها ، یکطرف فاصله ها در همه آوازها حرف آخر زیباست آخرین حرف تو چیست؟ که به آن تکیه کنم؟
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• کودک که بودم ، وقتی زمین میخوردم ،مادرم مرا میبوسید، تمام دردهایم از یادم میرف...... دیروز زمین خوردم، . دردم نیامد ، اما... به جایش تمام بوسههای مادرم به یادم آمد
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• آدم خـاصـی نـیـسـتـم مـخـاطـب خـاصـی هـم نـدارم فـقـط حـس خـاصـی دارم !
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• همه چیز باتـو شروع شد! اما ... هیچ چیز بدون تـو، تمام نمی شود حتی همین دلتنگی های بیهوده من....