اون لحظه که داری یواشکی گریه میکنی صدای پا میشنوی.... سریع اشکاتو پاک میکنی و لبخند میزنی خیلی سخته..
بیمِ آن دارم که زیاد با تو سخن بگویم مبادا خسته شوی و بیمِ آن دارم که سکوت کنم مبادا گمان کنی که دیگر برای قلبم مهم نیستی
چشم هایم را بستم و از تمام نگرانی ها رها شدم… سخت است وقتی آرام آرام متوجه می شوی ، میهنت جای تو نیست …گویا باید رفت !
برای همه ما «یه نفر» هست که با بقیه فرق میکنه. یه نفر که نوتیف پیامش رو صفحهی گوشیمون برامون لبخند میاره. یه نفر که صداش خون میشه میره تو رگامون. یه نفر که وقتی می خنده، دلت براش غنج می ره . یه نفر که وقتی از عالم و آدمم ناراحت باشی باهاش که حرف میزنی آروم میشی. یه نفر که حرفاتو، درد دلاتو ،حستو میفهمه. متاسفانه همون یه نفر ، وقتی از یه چیزی عصبی باشی، تنها کسیِ که مورد حملات تو قرار میگیره و به همین راحتی دل کسی که دوسش داری رو میشکونی. : (