پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• تو کـــوچه ای که ســـوت و کوره نـــگاه من زچـــشمی دوره منتظر فـــرشـــته بودم اون کـه تـو تاریــــکی یه نــوره ســــال های ســـال مـــــیگردمو پـــیدا نمـیــــکــنم نشــــــونه نه راه پیـــش دارم تــــــوکـــوچه نه راه بــــــرگشــت بـه خـونه اســــــیره کــــوچه ها شدم پـــــیاده خســــــــته شد دلــــــم از این کوچـــــه به اون کوچـــــه نمیدونم کجـــــا برم راه خـونـــــه گم کردمــــــو سرگـــردونو پریـــــشونم آه ای خـــــدا برس به داده هم این دلــــو هم این جـــــونم یعنی موزیکی هست که همیشه همراهم هست امید وارم اونی که خودش میدونه متوجه اش بشه حرف دله به خدا
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• زندگی ادامه داره حتی وقتی ما نباشیم اگه آشنا بمونیم یا مث غریبه ها شیم زندگی همینه جونم گاهی همرنگ خزونه با حقیقت جون می گیره گاهی هم رنگین کمونه گاهی هم مثل یه ماهی توی یک تنگ طلایی آره رسم دنیا اینه چه بخواهی چه نخواهی
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ترجيح ميدهم که با خدا در تاريکي قدم بزنم تا اينکه تنها... در روشنايي راه بروم.
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• کسی به عارفی گفت : یک جمله به من بگو که وقتی شاد هستم ٬ مرا غمگین کند و وقتی غمگینم ٬ مرا شاد کند ! عارف گفت : این نیز می گذرد ...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• هیچ وقت به خدا نگو:یه مشکل بزرگ دارم.به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم...انتخاب با توست میتوانی بگویی صبح به خیر خدا جان یا بگویی خدا به خیر کنه صبح شده...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• در بیکران زندگی دو چیز افسوسم میکند: آبی آسمان که میبینم و می دانم که نیست و خدا که نمی بینم ومی دانم که هست. (دکتر علی شریعتی) "