پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• هميشه آغاز راه دشوار است ! عقاب در آغاز پر کشيدن گاه پر ميريزد ، اما در اوج حتی از بال زدن هم بینياز است ...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• يوسف گمگشته بازآيد به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور اي دل غمديده حالت به شود دل بد مکن وين سر شوريده بازآيد به سامان غم مخور گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن چتر گل در سر کشي اي مرغ خوشخوان غم مخور دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نرفت دايما يک سان نباشد حال دوران غم مخور گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعيد هيچ راهي نيست کان را نيست پايان غم مخور فقط به خاطر چند تا از بچه ها همین و بس
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• حس می کنم حریر حضورت را در لحظه های سختی تنهایی بوی تو در فضاى زمان جارى ست مانند عطر پونه ى صحرایی در برف زارِ سردِ دلم کرده ست اى نرگس بهارى من سبزت تقدیر ، این مقدّر بى برگشت، تقدیر، این سفیر اهورایى می گوید از یکی شدنم با تو احساسم ، این لطافت سحرانگیز، حسّم به من دروغ نمی گوید درپیشگاه اقدس شیدایى بوی تو را شنیده ام از باران، بارانِ چشم هاىِ غزلْ کاران در آبسال سبز غزل کاری با رمزِ صبح شرجى ِرؤیایی آتش زدى به ظلمت ایمانم ، برداربستِ طاقت ِ بنیانم با چشم و روى ِ روشن ِ خورشیدى ، با گیسوى طنابى یلدایى عاشق که مى شدم نهراسیدم از فتنه هاى واهى بدنامى از آن که گفته اند که مى ارزد ، عاشق شدن به فتنه ى رسوایى
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بو د
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• تو دور میشوی من در همین دور می مانم پشیمان که شدی برنگرد ! لاشه ی یک دل که دیدن ندارد
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• در اين جاده سرد و بي انتها بدون كوله باري از عشق بدون تو دشوار است ومن تنها تر از هميشه خاطره هاي ياد تو بر دوشم سنگيني مي كند مي دانم كه نخواهي آمد
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خدایـــــــــــــــــــــــــــا . . . اینکه میگی از رگ ِ گردن نزدیکتری و این حرفا ، در سطح ِ شعور و درک ِ من نیست بقرآن ! ! یه دیقه بیا پائین ، بـــغــــلــــــم کـــــــــــن . . .
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [h=6]بعضی ها عددی نبودند و ما آن ها را به توان رساندیم,ولی هر وقتم بخوایم میبریمشون زیر رادیکال[/h]
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ین کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز! این عشق تو سرپناه آخر من است ، و این دوست داشتنت ، تنها امید بودن من است… بدون تو حرفی برای گفتن نیست به جز یک کلام : آن هم کلام آخر : خدانگهدار زندگی! بدون تو جایی برای ماندن نیست و هیچ راهی برای زنده بودن نیست…. چشم به راه تو میباشم در این جاده زندگی ، با پاهای خسته و دلی پر از امید! وقتی غروب می شود و تو نمی آیی دلم پر از خون می شود و چشمهایم پر از اشک… باز به انتظار طلوع و آمدنت مینشینم ، دلم میخواهد آن لحظه همچو خورشید در آسمان قلبم طلوع کنی …. ای وای از فردا… و وای از آن روزی که آسمان ابری و دلگرفته باشد …. آن زمان خورشیدی در آسمان نیست ، و باز باید به انتظارت نشست …. نشست و گریست با همان دل پر از خون ، با آن پاهای خسته و قلبی شکسته…. این کلام حرف آخر من است : بدون تو هرگز!