پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خودمو زدم به بیخیالی خیلی وقته عوض شدم هنوزم که هنوز خود جدیدمو نشناختم میترسم ببینم که چی شدم اصلمو واقعیتمو گم کردم شدم یه غریــــــــــبه حتی واس خودم...........
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• از تقدیر سرنوشت غمگین مباش ، چه بسا سگهایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند ، شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند، ولی نمی دانستند شیر، شیر میماند و سگ ، همان سگ!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• باز امشب غزلی کنج دلم زندانی است آسمان شب بی حوله ام طوفانی است هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد های های دل دیوانه من پنهانی است
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• اگه یه روزی چشمات پر از اشک شد و دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی صدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم صدام کن اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی صدام کن قول میدم ساکت بمونم صدام کن اگه دنبال یه همدرد گشتی تا باهات همراهی کنه صدام کن من همیشه همراه تو ام صدام کن اگه ……….. نه دیگه دنبال بهونه نگرد که صدام کنی فقط صدام کن صدام کن
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد … فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد … پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• و چشمانت راز آتش است، و عشقت پیروزیِ آدمیست، و آغوشت اندک جایی برای زیستن، اندک جایی برای مردن. مرگم باد اگر دمی کوتاه آیم از تکرارِ این پیش پا افتاده ترین سخن که : "دوستت دارم"
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• میدانــی !!! عجیبـــــ درد دارد ... مرهــم باشــی و دور باشــی !!! درست مثل نوش دارو پس از مرگ سهراب !!!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• گل واژه نیست گل ترانه نیست گل بهانه نیست گل شاهپرک نیست گل تنها نگاه توست در قلب کوچک من جوانه می دهد ودر زمین سبز عشق بهانه می گیرد آغوش ات را همراه باد می رقصد و واژه می شود و شعر مرا پر از نامت می کند
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• آماده ام تا به تردید نفس بکشی و من بی بهانه به تنت عشق ببافم. میايستم کنار دريا و طلوع تو را انتظار میکشم با موج بلند میخيزم بيايی ابر میشوم در آغوش تو نيايی میريزم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش