پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• زین پس تنها ادامه میدهم در زیر باران حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم میخواهم تنهاییم را به رخ این هوای دو نفره بکشم باران نبار من نه چتر دارم نه یار نبار لعنتی “من” دیگر “ما ” نیستم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• در دلم آرزوی آمدنت می میرد و میان من و تو فاصله جا میگیرد من در این دشت جنون تنهایم من از این فاصله ها بیزارم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک هرکه از دیده مارفت ز خاطر ببریم یا که چون فصل خزان آمد و گل رفت بخواب دل به سوی دگری داده از آنجا بپریم وسعت دیده ما خاک قدمهای شماست خاک زیر قدمت را به دو دنیا ندهیم ...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• در نقطه اغاز کــِه می ایستی ... بهترین حس جهان را داری.. درست مثل آغازِ دوست داشتَن ... یادت باشه با فکر کردن به پایان... تلخش نکنی...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• یادته میگفتی عشقمون مثل تو فیلماست تو نقشتو خوب بازی کردی فقط من نفهمیدم اشتباهم چی بود که نقشمو دادن به یکی دیگ
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• بین ما سردی نشسته جز جدایی چاره ای نیست نامه های من که جز یک مشت کاغذپاره نیست من غروب عشق را در نگاهت دیدم من بنای آرزوهارا زهم پاشیدم آنچه باید من بفهمم فهمیدم در دل خود من به عشق خود خندیدم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• قرار بعدی ما تالار مردگان اولین پنج شنبه ای که نیستم نه گل نه گلاب نه خیرات تو را میخواهم که پای هیچ یک از قرارها نیامدی
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• امواج زندگی را بپذیر ، حتی اگر گاهی تورا به عمق دریا ببرند. آن ماهی آسوده که همیشه بر سطح آبها میبینی مرده است.
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• صدایی تلخ می آید نوایی خشک و من بسان مردابی پنهان در پوکی درختی خشکیده جاری هستم ! تصویر من از دردانه های اسمان پیداست آیینه ی ترک دار از زمان!