پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست. چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی! که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• تو شاهكار خالقی، تحقیر را باور نكن، برروی بوم زندگی هرچیز می خواهی بكش، زیبا و زشتش پای توست، تقدیر را باور نكن، تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم كن، تصویر را باور نكن، خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید، پرواز كن تا آرزو، زنجیر را باورنكن.
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• بعضیها عوض میشوند ... بعضیها عوضی ... . . چه غوغایی به پا میکنند این کلمات ...! ولی انتخاب همیشه با شماست ...!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• از "او"های شعرهای قبلی ام نترس "او" که کسی نبوده! او تو بودی، وقتی هنوز نیامده بودی...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• هم بازی من است هنوز آن عروسکت با این که پیر گشته بدون تو کودکت حتی کلاغ باغ تو بودن قشنگ بود گاهی اگر حسود نمی شد مترسکت من تا هنوز میدوم و باورم شده دیگر نمیرسسم به نخ بادبادکت
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• بـــه شـــوق ِ دیــــدارت .. چـــه آب و جـــارویی راه انـــداخــتــه انـــد ! چــشـــمـــهـــا و مــــژه هــــایـــم ...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• پاییـــــــــز مــرا عـــاشـــق مــی كـنـــــــد بــــاران عـــــــاشـــــــــــق تــــــــــــــــر حــالا تـو بگـــــو ایـــن بـــاران پـایـیـــــــــزی بـا مـــن چـــه مــــــی كـنـــــــــد....!!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• سخته عاشق باشی ولی هیشکی ندونه اشکاتو زودی پاک کنی تا کسی ندونه سخته دوسش داشته باشی ولی ندونه سخته نگاهش بکنی اما نخونه قشنگی عشق که میگن شاید همینجاست سخته به قربون چشاش بری تو رویا قدم قدم گریه کنی کنار دریا سخته همش تو فکر باشی شاید نخوادت خاطره هات ورق ورق بیاد به یادت
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• زنده زنده مرا می کُشند و خاک میکنند در گوری تنگ و مُرده مُرده از بدگویی زنده ام میکنند در دنیای تیره و پلیدشان آهای مردم مرا که به خاک سپردید تمنا میکنم فراموشم کنید, حتی خوبی هایم را... بگذارید لااقل از مرگ لذت ببرم