پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• دستهایم تشنه دستهایت است،با تو میمانم بی آنكه دغدغه های فردا را داشته باشم،زیرا میدانم كه فردا بیشتر از امروز دوستت دارم...
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خدایا...ﺧﺴﺘﻪ ﺍﯼ؟ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﻣﯿﺎﺩ؟ ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰﻡ؟ پرتقال ﭘﻮﺳﺖ ﺑﮑﻨﻢ ؟ ﺗﺨﻤﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ...؟ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ ﻣﻦ ﺑﺸﯿﻨﻢ ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮﻥ . . .؟ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟ ﻟﻨﮓ ﺑﯿﺎﺭﻡ ﺷﯿﺸﻪ ﺟﻠﻮ ﺭﻭ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﻨﻢ ؟ جان من ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ! ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﮐﻼً ؟؟
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• می گوید شاد بنویس و من یاد مردی می افتم که با سه تارش گوشه ی خیابان شاد می زدبا چشم های خیس
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• " تــو" میگذری ... زمان میــگـــــذرد !... چه کنم با دلــــی که از " تو"... توان گذشتنش ... نیست . . . !
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• گفته بودی که چرا مست تماشای منی زان چنان مات که یکدم مژه برهم نزنی مـژه برهم نزنـــم تا که ز دستـــم نرود ناز چشــم تو به قدرمــژه برهــم زدنی
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• تو را در فنجان قهوه تو را لابه لای خطوط دستم جستجو میکنم انزوای کدامین دعا ی ناخوانده نشسته ای که هنوز پیدایت نکرده ام؟!!
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم بـــر ســر بالينت امـشـب از غــم فــردا بســوزم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• عشق یعنی همچو تو شیدا شدن شب نشین کوی یک لیلا شدن عش یعنی انتظار و یک بغل دلواپسی قطره بودن لیک غرق یک دریا شدن