پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [h=6][FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]این چه رسمـــــــــــــی است؟ که تو نــــاز کنی یکطرفــــه این نشد کـــــــــــــــــــار که من، نـــــــــاز کشم یکطرفـــــه عین ظلمست که تــــــو ،مست تفرعــــــــــن باشــــــــی من به خـــــــــــــــــــواری حقارت ،رسم یکطرفـــــــــــــــــه نازنینــــــــــــــــــــــــــــم!این چه رسمــــــــــــــــــی است؟ این چه رسمی است که تو عاشق خود باشی ومــــــــن در غـــــــــــــم سستی پیمان تو پـــــــرپـــــــر بزنـــــــــــم؟ این چه گفته است ؟ که تـــــــو ،غرق هوسبازی خویــش من عــــــــــــــاشق به دل غمــــــــــزده خنجــــــــــــر بزنـم نازنینــــــــــــــــم این چــــــــه رسمــــــــــــــــــــــی است؟ این چه گفتــــــــــــه است که من خسته ترین باشم و تو غافــــــــــل از آتش افروختـــــــــــه در، سینــــــــــــــــه من این چـــــــــــه خـــــــواری است که من مهرتو بردل گیــرم تو شب و روز بگیری به دلـــــــــت ، کینـــــــــــــــــه مـــــن نازنینم! این چه رسمی است؟ این چه رسمـــی است؟[/FONT][/h]--------------------------------------------------------------------
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• سردمه اونقد سرد که خوابم نمی بره سرد مثل تو واسه همین من تو اغوش تو همیشه مچاله بودم از بس پاهامو جمع کردم زانو هام درد می کنه کاش بتونم برم . . . امشب یک شعر بعد از مدت ها تو رو به من سیلی زد سختم بود فراموش کردنت اما خودت با رفت و آمدنت فراموش کردنو یادم دادی و شاید از شاگرد کم استعدادی مثل من انتظار نمره ی 20 نداشتی . . . و چه بد که هیچ موقع نفهمیدی این ادم خنگ شبا با گریه سرمشق های تو رو پاک می کرد . . . حالا گوش کن برگه ی امتحان من همیشه معلما رو شوکه می کرد . . . بعد یک عمر تکلیف نداشتن تو روت وایمیسم و درسامو جواب می دم من سرما من زمستون من تو رو فراموش می کنم و تو همون معلمی که به بهانه های مختلف 20 منو 10 می کنی تا دل خودت اروم بگیره و من فقط به این فکر می کنم که هر چند 10 دیگه تو رو سر هیچ کلاسی نمی بینم . . .
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [h=6][FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]همیشه دلیل دوست داشتنت را می خواستی؟ ولی من دلیلی نداشتم! دلی داشتم ساده و بی ریا اما عاشق؛ که بی شمار دوستت داشت. ... پس به جرم این دوست داشتن؛ دلم را آزردی، گریاندی و شکستی و من به حرمت عشق آنرا بی منت به تو بخشیدم و بی هراس به زیر پایت انداختم راستی دلم را دیدی؟[/FONT][/h]
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• حالِ خراب این روزات حسی شبیه پوچیه گفتم که میره از لونش این پرنده کوچیه گفتم نذار عمرتو پاش سرک کشیده میپره پرنده خوش بختی نیست یه هوس زود گذره نموندی پای قلبی که نبودنت مرگه براش تن به فروختنم دادی حالا بشین پای سزاش نفهمیدی برای من نبودنت قیامتِ دیدی خیانت آخرش رسوایی و ندامتِ دیدی که کوه رویاهات شکسته شد به دست دل قصر قشنگ این خیال ویرون شد ونشست به گل از پس دل بر نیومد اون که نگاتو کند و برد چشمای تو از من گذشت دلت ولی غصه میخورد به قیمت محبتام تعنه زدی و پست شدی جایی نموند برای عشق وقتی که پول پرست شدی نفهمیدی که آخرش میرسی پای التماس تو بازیِ نارو زدن برنده بودن اشتباست
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• انگاری من زیادی ام دیگه واسه تو عادی ام دیگه منو دوست نداری بگو واسه تو من چی ام چرا فرق نداره بود و نبود من برات دیگه تمومه عشقمون حرفی نمونده تو چشات می خوام برم از پیش تو ازم نمی خوای بمونم دوستم نداری به خدا دوستم نداری می دونم چرا برات فرق نداره بهم نمی گی که نرو اونی که تنهات می ذاره هنوز دوستت داره تو رو انگاری از گذشته مون از اون دل شکسته مون چیزی یادت نمونده و دلت می خواد بگی برو دیگه بازی بسه می رم بدونی عاشقم دیگه تو راحتی گلم تمومه من دارم می رم می خوام برم از پیش تو ازم نمی خوای بمونم دوستم نداری به خدا دوستم نداری می دونم چرا برات فرق نداره بهم نمی گی که نرو اونی که تنهات می ذاره هنوز دوستت داره تو رو
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• التماس مال دیروز بود... مال وقتی که بچه بودیم امروز... ... ... می خواهی بروی؟ خوب برو...... خداحافظ.
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [h=2] شب تنهایی [/h] من ، در ا ین گوشه قلبم که پرا ز تنهاییست [h=2] [/h][h=2] به تو مى ا ندیشم[/h][h=2] من تو را میخواهم در خلوت تنهایى هام[/h][h=2] [/h][h=2]من که د لتنگ به اندازه بى مهرى تو[/h][h=2] شب ها ، خوا ب چشمان تو را مى بینم[/h][h=2] لب خندان تو را مى بوسم[/h][h=2] [/h][h=2] گر چه شمعم کم نور[/h][h=2] گر چه جسمم خسته[/h][h=2] گر چه دستم بسته[/h][h=2] گر چه با من بى مهر[/h][h=2] گر چه چشمت بسته[/h] [h=2] من تو را میخواهم ، من تو را میخواهم[/h][h=2] [/h][h=2] من تو را مى جویم در پرتو بیرنگى تنهایى هام[/h][h=2] و با دو چشمم که پر از تنهاییست[/h][h=2] من تو را مى یابم[/h][h=2] من تو را میخوا نم در لحظه باورهایم[/h][h=2] من تو را مى بوسم در خم کوچه رویاهایم[/h]
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خداحافظ : ولی هرگز نخواهی رفت از یادمخداحافظ : ولی این یعنی در اندوه تو میمیرمدراین تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم و بی تولحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• زخم می خوردم و می تازیدم به ناگاه از پا در امدم نه به زخمه های تیغه ی تقدیر که به تیر ناگزیر خیانتدر امید وفایش با چشما نی خونین جان کندم و شکست خوردم! چه کنم که تقدیرم این ش
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها