پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست تنهایی روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست تنهایی را دوست دارم چون تجربه اش کردم تنهایی را دوست دارم چون عشق دروغین در آن نیست تنهایی را دوست دارم چون در خلوت تنهاییم در انتظار خواهم گریست و هیچ کس اشک هایم را نمیبیند اما از روزی که با تو آشنا شدم از تنهایی بیزارم چون تنهایی یاد آور لحظات تلخ بی تو بودن است از تنهایی بیزارم چون فضای غم گفته سکوتم تو را فریاد میزند از تنهایی بیزارم چون به تو وابسته ام از تنهایی بیزارم چون با تو بودن را تجربه کرده ام از تنهایی بیزارم چون خداوند هیچ انسانی را تنها نیافریده است از تنهایی بیزارم چون خداوندتو را برایم فرستاد تا تنها نباشم از تنهایی بیزارم چون هر وقت در تنهایی گریه می کنم دستان مهربانت را برای پاک کردن اشک هایم کم میاورم از تنهایی بیزارم چون شیرین ترین لحظاتم با تو بودن است از تنهایی بیزارم چون مرداب مرده ی تنم با آفتاب نگاه تو جان میگیرد از تنهایی بیزارم چون کویر خشک لبانم عطش باران محبت لبانت را دارد از تنهایی بیزارم چون به قداست شانه هایت ایمان دارم. از تنهایی بیزارم چون تمام واژه های شعرم با تو بودن را فریاد میزند. از تنهایی بیزارم چون هیچگاه تنهایی را درک نکرده ام همیشه… همه جا… در هر حال… حضورت را در قلبم حس کرده ام پس بگذار با تو باشم و عاشقانه در آغوش پر مهر تو بمیرم تا همیشه ماندگار باشم. پس تنهایم نگذار
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• هیچکس با من نیست !… مانده ام تا به چه اندیشه کنم… شب تنهایی هیچکس با من نیست !… مانده ام تا به چه اندیشه کنم… مانده ام در قفس تنهایی… در قفس میخوانم… چه غریبانه شبی ست… شب تنهایی من!…
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• شاید یک روزی دوباره برگـــــــــردی ... امـــــــــا من دیگر... تکــــــــرار نمی شوم... ----------------------------------------- نمی دانم تو هم دردمی ، یا نه ، واقعا هم ، دردمی ------------ یک روزی میرسد که آدم دست به خودکشی میزند نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند نه! قیدِ احساساش را میزند.
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• نه اشتباه نکنید ان کس که میخندد بی غم نیست از همه اندوهگين تر كسي است كه از همه بيشتر ميخندد در اوج گریه میخندم و در اوج خنده میگریم سلامتى همه اونايى كه هميشه تو جمع ميگن و ميخندن ولى دو دقيقه كه باهاشون تنهايى حرف بزنى ميفهمى يه دنيــــــا غصه دارن
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ماهیانی كه در اعماق زندگی میكنند صید نمیشوند اما طلوع آفتاب را هم نمیبینند.
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خستم از این مواظب خودت باش ها تو اگر نگران حال من بودی نمیرفتی اگرمی ماندی بایک نگاه با یک نفس مواظبم بودی پس نگران من نباش بگذر برو
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• دیشب که باران آمد، میخواستم سراغت را بگیرم اما خوب میدانستم باز هم که پیدایت کنم، باز زیر چتر دیگرانی
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• من میبافم، او نیز میبافد، من برای او کلاه تا سرش را گرم کنم، او برای من دروغ تا دلم را گرم کند
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• چقدر عجيب زندگي....تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه تازه ميگن کم آوردي اگه بخندي ميگن دیوونست...اگه دل ببندي تنهلت ميزارن...اگه عاشق بشي دلتو ميشکنن ...تا قصد رفتن نکني...کسي نميگه بمون....تا نري کسي دلش واست تنگ نميشه...با اين حال يا ایییین حال بايد دمي را گريست.....دمي را خنديد...ساعتي را دل بست و عمري را عاشقانه زندگي کرد