پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ بنـــــــــــد دلـــــــــــــمـــ را بهــــــــ کفشهــــــــــایتــــــــ ـ گرهــــــ زده بودمــــــــــ تــــــــا هـــــــــرکجــــــــا کهــــــــ رفتــــــــــــی دلـــــــمـــ را بــــا خــــــود ببـــــــــــری غــــــــــــافــــــــــ ل ازینکهـــــــــــ.... تو پـــــــا برهــــــــــنهـــــ میروی و بـــــی خبـــــــــر... [HR][/HR]
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ نگران نباش... حال من خوب است... بزرگ شده ام... دیگر انقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم...! اموخته ام که این فاصله ی کوتاه بین اشک و لبخند نامش"زندگیست" اموخته ام که دیگر دلم برای "نبودنت"تنگ نشود... راستی.... بهتر از قبل دروغ میگویم...حال من خوب است...خوب خوب...
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم... تو را بخشنده پنداشتم و گناهکار شدم... تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم بازگشتم... تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم... تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی؟؟؟....
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ چقدر فاصله اينجاست ، بين ادم ها چقدر عاطفه تنهاست، بين ادم ها کسي به خاطر پروانه ها نمي ميرد تب غرور چه بالاست، بين ادم ها واز صداي شکستن کسي نمي شکند چقدر سردي و غوغاست، بين ادم ها ز مهرباني دلها دگر سراغي نيست چقدر قحطي روياست، بين ادم ها غريب گشتن احساس درد سنگيني است و زندگي چه غم افزاست، بين ادم ها ميان تک تک لبخند ها غمي سرخ است و غم به وسعت يلداست، بين ادم ها
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ من اميدم را به دست باد و باران داده ام من شكستن را به شوق ضربه هاي دست تو آماده ام
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ آيـينـه پرسـيــد که چـرا ديــر کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير مـن است تنـها دقـايقي چند تأخيـر کـرده است گفتــــم امـــروز هـــوا ســـرد بوده است شـايد موعد قــرار تغييـر کـــرده است خنـديــد بــه ســادگيـــم آيـيـنـه و گفـت احساس پاک تو را زنجيـر کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابـي سال*ها ديــر کرده است در آيـيـنـه به خـود نـگاه مـي*کنــم ـ آه ! عشـق تو عجيب مــرا پيـر کرده است راست گفـت آيـيـنـه کـه منتظـــر نباش او بـــراي هميـــشه ديـــر کـرده است
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ [HR][/HR] من اسير توبه هاي يك گناه ساده ام من تو را عاشق به تعبير تمام تكه هاي بال يك پروانه ام من به تو آواره ام ، من سراسر ناله ام من هنوز از بغض هاي بي صدا ديوانه ام من به زنجير غمت آزاده ام من به قيد و بند تو دل داده ام من غرور زير پا افتاده ام من سراسر قامت ناديده ام من صداي خواهش نشنيده ام من به هر جا آتش عشق تو را باليده ام من هراسان شبنمان درد را بر گونه ام پاشيده ام من درونم درد را درمانده ام من خودم را از رهايي رانده ام من تو را تا بي نهايت مانده ام من اميدم را به دست باد و باران داده ام من شكستن را به شوق ضربه هاي دست تو آماده ام [HR][/HR]
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ مانده ام سر در گریبان بی تو در شب های غمگین بی تو باشد همدم من یاد پیمان های دیرین آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد آتش عشق و محبت
پاسخ : ♠ دلنوشته ها ♠ در خزان سینه افسرد کنون نشسته در نگاهم تصویر پر غرور چشمت یک دم نمی رود از یادم چشمه های پر نور چشمت آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد