پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ميتونستي بموني عاشقم باشي مثل من من هميشه عاشقت بودم تو از بالا منو ميديدي امامن.... من از اعماق ريشه عاشقت بودم دارم نابودي دنيامو ميبينم آخه... .... دارم مي لرزم از گريه ازين ماتم نفهميدي همه دنياي من بودي
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• حيف منه كه با تو باشم/ كه مثل اشكاي چشام فداشم/ رو زمين افتادنم و ببيني باز/ بذاري بري نتونم پاشم/ حيف منه كه با قلب خرابم/ ببينم روزي و نقش برآبم/ آرزوهام همه جون به تو دادن/ مثل يه عكس تنهاي تو قابم/ تورو كه ارزش اشك و نداشتي/ سر به سر منه ساده گذاشتي/ تويي كه فكر و ذكر مني عمري/حيف منه كه تو فكرمو كشتي
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• من ز عشق تو وفا مي خواستم در دلت يك ذره جاميخواستمچون غريبي ساده و بي ادعا مثل تو يك آشنا مي خواستمآمدي اما به وقت رفتنت ماندنت را از خدا مي خواستممن براي اشك هايم بعد تو قد يك درياچه جا مي خواستم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• آمدي ديوانه ام كردي و رفتي بي وفابا غمت هم خانه ام كردي و رفتي بي وفامثل شمعي بودي و با ياد خود اي نازنينتا ابد پروانه ام كردي و رفتي بي وفا
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• با عشق به من . به من خيانت كرديدل دادم و تو رد امانت كرديرفتي چه آسوده ز من دل كنديهر دو قلمت خورد اگر برگردي
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• خيلي سخته كه بغض داشته باشي اما نخواي كسي بفهمهخيلي سخته كه عزيز ترين كست ازت بخواد فراموشش كنيخيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضورخودش جشن بگيريخيلي سخته كه روز تولدت همه بهت تبريك بگن به جز اونيكه فكر مي كني بخاطرش زنده ايخيلي سخته كه غرورت رو بخاطر يه نفر بشكني بعد بفهميدوست ندارهخيلي سخته كه همه چيزت رو بخاطر يه نفر از دست بديبعد بگه نمي خوامت
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• چمدونم و دارم ميبندم/با يه طرح كهنه از دلخوشياباورم نميشه بايد برمو /ديگه هيچ وقت به ديدنت نيامتو كه ميشناسي منو بهم بگو/مگه ميشه اينهمه ساده برم؟با تموم جاده ها عطر تو هست/ بگو بايد از كدوم جاده برم؟شايدم دوباره بايد از همون/ جاده اي كه تك و تنها اومدمتك و تنها برمو و يادم بره/ واسه ي چي دل به اي جاده زدم*چمدونم و بايد ميبستم /واسه رفتن از همون روزي كهتو با طعنهات ميگفتي عشقت/واسه ي دنياي من كوچيكهخونه خيلي وقتكه بهم ميگه/ با خودت مرور كن گذشتروكسي اينجا به تو وابسته نبود / خودتو خسته نكن ديگه برو
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [FONT=Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif]وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم وقتي اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن[/FONT]
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [FONT=Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif]يادم نميره كه[/FONT] [FONT=Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif]سيب سرخي رابه من بخشيد و رفت ، عاقبت برعشق من خنديد ورفت ، اشك درچشمان سردم حلقه زد ، بي مروت گريه ام راديد و رفت[/FONT]
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• در آن شب ساقیا در دل نوای آشنایی بود ندانستم که فرجامش به هجران و جدایی بود تو گفتی با تو می مانم سرود عشق می خوانم ولی آواز و شعر تو سرود بی وفایی بود تو یار و یاورم بودی تو تنها باورم بودی تو جام و ساغرم بودی ولی عشقت خدایی بود من از هجر تو ای نازم چگونه با دلم سازم؟ پس از تو سوز و آوازم نوای بی نوایی بود چه ایامی به بیماری - چه شبهایی به بیداری کبوترهای فکر من به عشق تو هوایی بود