پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• درست از اولين باري كه رفتي ،درست از اولين باري كه مردم درست از آخرين برگي كه باختي ،درست از آخرين دستي كه بردم درست از روز اول رفته بودي ،همون روزي كه من از دست رفتم عزيزم عشق تو بست من بود .... منم تا آخر بن بست رفتم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• بيا با هواي دلم سر نكن... بهت خيره مي شم نگاهم نكن ، تو رنجيدي و دل ندادم بري خودم رو فراموش كردم تو يادم بري ... تو يادم بري زندگيم سرد شه ولي هرشب از خوابم رد شدي... درست لحظه اي كه ازت ميبرم ... تحمل ندارم شكست ميخورم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• زندگيمون... حراج شد ديروزهرچي بود و نبود و سوزونديديگه چيزي نمونده تو خونه غير ماكه رو دست هم مونديمدره اين خونه رو همه بازه ...آدما از هجوم سر ريزن...حال اون آدميو دارم كه زندگيشو تو كوچه ميريزنهركي از راه ميرسه انگار چيزي از زندگيمو ميگيرهپيش چشم خودم تو اين خونه هركسي تو اتاقمون ميرهكاش ميشد بدونم از فردا... عكس لبخند كي تو اين قابه
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• من عتيقم تو عتيقه فروش ... قيمت من هنوز دستت نيست... من و ارزون به هركسي نفروش
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم [/FONT] [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] تعجب نکن که چرا گريه نميکنم[/FONT] [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم [/FONT] اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است [FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif] [/FONT]
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• مرا ببخش که میدانم چقدر دوستم داری و باز از تو که نه...از خودم دوری میکنم... اصلا تو مرا ببخشی خودمٰ خودم را نمی بخشم که خدایا چقدر من خیره سرم... اصلا ازین همه خیره سری و بی وفایی های خودم به کفر می آیم... ای کاش تو من را نه اصلا من تورا نمی شناختم و میدانستم که تو چقدر دوستم داری... حالم از خودم بهم میخورد برای اینکه میدانم هستی و میبینی و می شنوی اما باز زیر حرف هایم میزنم... چقدر ماهی اصلا ماه کم است فرشته هاهم که نه تو همان خدایی را لایقی و هیچ نامی بهتر از این نمیتوانم برات پیدا کنم
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• دنياي ما آدما يه وقتايي يه چيزايي توش هست كه نه من نه تو هيچ كس ديگه نميتونه يذره از دلتنگيمونو كم كنه حتي براي يه لحظه. يه وقتايي يچيزيايي و از دست ميديم يا اصلا كلا بدستشون نمياريم كه جونمون اصلا نفسمون بخاطر اون مياد و ميره.
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• وقتي قراره يه روزي سلامي كه با تمام انرژي بهم ميگيم تبديل به خداحافظي بشه دل ادم ميگيره اما گاهي بين رفتن و ماندن هيچ فرقي نيست...