پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• عاشقانه بوسیدم تمام دلتنگی ام چه زیبا شاد بودم باران می باردم لبخندم را معامله کرد هر بغض چند ؟؟ حس تلخی ست کوچک !! کم ؟! تحقیـــــــــــر .... باید فهمم شود فاصله ، تفاوت ، بهانه .... چه بسیار دید !! دید قشنگی نیست شکستم ؟؟ بگذریم !! باید فهمم شود ....
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• این روزها دارم به وحشت فردا نگاه میکنم به دید آدمها .... از نگاه های .... بیزارم !! حس انزجار در وجودم .... دائم این پندار مرا می بلعد نکند این نیز حقیقت باشد !! حس تلخی ست .... به فلسفه ی پالان بر دوش نزدیکم ؟؟!!!! ........
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• ای تماشایی ترین مخلوق خاکی در زمین !! آسمانی می شوم وقتی نگاهت می کنم ....
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• بیزارم از مدعیان شعور و معرفت از مدعیان شناخت و .... گریزانم از مدعیان مهربانی .... اگر خودمان باشیم بی ادعا بی تکبر حتی بی محبت !! انتظاری مان نمی رود .... دیدها را شستشویی لازم است ....
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند اما سکه ی صدقه ی رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند احساس کرده ام ( چارلی چاپلین ) به خوبی احساس کرده ام .... چرا ؟؟؟؟؟؟؟ کاش کمی دیدها وسعت داشت ....
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• [COLOR=#343434][B]تو کنارم هستی ....[/B] [B]من ولی دلتنگم[/B] [B]حس شیرین حضورت سبز است[/B] [B]....[/B] [/COLOR]
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• با اون همه قول و قرار و پیمونکه با من غمزده داشتی رفتی می خواستی از تنهایی دورم کنی اما منو تنها گذاشتی رفتی
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• لحظه ی عزیز با تو بودنه آخرین پناه موندن منه تو خود عشقی که همزاد منی تو سکوت من و فریاد منی
پاسخ : •* دلنوشته های دلنشین *• در عبور تلخ پاییز با مرگ آرزوهایم انگشتاندردناکم را زیر خاک فراموشی مدفون کردم و آرامش دیدگان خود را در انزوای تاریکاین لحظه ها جا گذاشتم.به پاییزی می اندیشم که با مرگ برگ هاقلب هایمان را نابود کرد.مگر می شود دوباره روزها را یک به یک به آغاز فرا خواند؟