1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

•*♥ دلنوشته های دلنشین ♥*•

شروع موضوع توسط Mohammad ‏8/9/11 در انجمن شعر و ادب

  1. عضو جدید

    تاریخ عضویت:
    ‏26/5/12
    ارسال ها:
    13
    تشکر شده:
    12
    امتیاز دستاورد:
    0
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
    خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    [h=2]امشب به یاد تک تکِ شب ها دلم گرفت[/h]
    [​IMG]

    امشب به یاد تک تکِ شب ها دلم گرفت
    در اضطراب کهنه ی غم ها، دلم گرفت
    انگار بغض تازه ای از نو شکسته شد
    در التهابِ خیسِ ورق ها، دلم گرفت
    از خواندن تمام خبرها تنم بسوخت
    از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت
    در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو
    در آتشِ گرفته سراپا دلم گرفت
    متروکه نیست خلوتِ سرد دلم ولی
    از ارتباطِ مردم ِدنیا دلم گرفت
    یک ردِ پا که سهمِ من از بی نشانی است
    از ردِ خون که مانده به هر جا، دلم گرفت
    اینجا منم و خاطره هایی تمام تلخ
    اقرار میکنم، درآمدم از پا دلم گرفت
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    [h=2]صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد[/h]صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو ، یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو ، خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد ، تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو ، لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی ، تو بمان تا به یقین دیر شود بعد برو ، صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو ، یا دل از دیده ی تو سیر شود بعد برو ، تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ، تو بمان گریه به زنجیر شود بعد برو .
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    من اگر نقاش بودم لاله رویی می کشیدم
    در کفش خشکیده لب تنگ و سبویی می کشیدم
    من اگر نقاش بودم با قلم موی فراست
    نکته ای باریکتر از تار مویی می کشیدم
    آبروی رفته ای را چاره می کردم به نقشی
    آب را در حال بر گشتن به جویی می کشیدم
    من اگر نقاش بودم جای مروارید غلتان
    اشک را در حال غلتیدن به رویی می کشیدم
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    ماهی همیشه تشنه ام
    در زلال لطف بیكران تو .
    می برد مرا به هر كجا كه میل اوست
    موج دیدگان مهربان تو

    زیر بال مرغكان خنده هات
    زیر آفتاب داغ بوسه هات
    - ای زلال پاك ! -
    جرعه جرعه جرعه می كشم تو را به كام خویش
    تا كه پر شود تمام جان من ز جان تو !

    ای همیشه خوب !
    ای همیشه آشنا !
    هر طرف كه می كنم نگاه ،
    تا همه كرانه های دور ،
    عطر و خنده و ترانه می كند شنا
    در میان بازوان تو !

    ماهی همیشه تشنه ام
    ای زلال تابناك !
    یك نفس اگر مرا به حال خود رها كنی
    ماهی تو جان سپرده روی خاك !

    فریدون مشیری
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    [h=3]بی خودتر از اینم کن[/h]

    راز آن چشم سیه گوشه ی چشمی دگرم کن
    بی خودتر از اینم کن و از خود به درم کن
    یک جرعه چشاندی به من از عشقت و مستم
    یک جرعه ی دیگر بچشان، مست ترم کن
    شوق سفرم هست در اقصای وجودت
    لب تر کن و یک بوسه جواز سفرم کن
    دارم سر پرواز در آفاق تو، ای یار
    یاری کن و آن وسوسه را بال و پرم کن

    عاری ز هنر نیستم اما تو عبوری
    از صافی عشقم ده و عین هنرم کن
    صد دانه به دل دارم و یک گل به سرم نیست
    باران من خاک شو و بارورم کن
    افیون زده ی رنجم و تلخ است مذاقم
    با بوسه ای از آن لب شیرین شکرم کن
    پرهیز به دور افکن و سد بشکن و آن گاه
    تا لذت آغوش بدانی، خبرم کن
    شرح من و او را ببر از خاطر و در بر
    بفشارم و در واژه ی تو، مختصرم کن
    حسین منزوی
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    [h=3]هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق[/h]

    هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشق
    هم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق
    قایقی در طلب موج به دریا زد و رفت
    باید از مرگ نترسید، اگر باید عشقعاقبت راز دلم را به لبانش گفتم
    شاید این بوسه به نفرت برسد، شاید عشقشمع روشن شد و پروانه به آتش پیوست
    می توان سوخت اگر امر بفرماید عشقپیله رنج من ابریشم پیراهن شد
    شمع حق داشت، به پروانه نمی آید عشقفاضل نظری
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    بارانی از بنفشه گرفت آه … پشت بنفشه ها تو نبودی
    یا بودی و صدام نکردی، یا گریه ی مرا نشنودی
    پشت بنفشه کلبه و مه بود، من خسته سمت کلبه دویدم
    یا کلبه ی تو خواب مرا دید، یا در زدم، تو در نگشودی
    پشت بنفشه دختری آمد، در دامنش هزار گل سرخ
    یک یک به نام کوچک گل ها، پرسیدمش، ولی تو نبودی
    من شاعرم، و جرم من این است، گل را به نام کوچک خواندم
    گفتم چقدر اسم تو زیباست، گل گفت: هی! چقدر حسودی!
    بعدا که دوست تر شدم اش، گفت: با من هزار اسم دگر هست
    اصلا عجیب نیست که هرگز زیبایی مرا نسرودی
    آن وقت از مکالمه ی ما یک شاخه گل در آن سوی مه ماند
    دختر نبود و برف و بنفشه، آوار شد – چه خواب کبودی!
    یک چشمه و هزار بنفشه؟! یک دختر و هزار گل سرخ؟!
    باور نمی کنم تو نباشی، باور نمی کنم تو نبودی
    محمد سعید میرزایی
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    میان ابرها سیر می‌کنم
    هر کدام را به شکلی می‌بینم
    که دوست دارم
    می‌گردم و دلخواهم را پیدا می‌کنم
    میان آدم‌ها اما
    کاری از دست من ساخته نیست
    خودشان شکل عوض می‌کنند
    بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد …
    بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم
    بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم
    بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود
    بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد
    بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت
    مــرا بـبـخـش …
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏4/9/11
    ارسال ها:
    9,509
    تشکر شده:
    20,131
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    PharmaCologi _ Eng
    پاسخ : » عاشقانه ها...

    دایره یک شعاع نورانی است ،دایره بسته نیست در دارد
    دایره از تمام زندگی ام ، روزهایم ، دلم ، خبر دارد

    دایره دیده اینکه من هر روز ، در تو تحلیل میروم صدبار
    دایره این جنون مسری را ، از من و از تو دوست تر دارد

    دایره دیده اینکه بودن تو ، حرکات عجیب دستانت
    فرم آرام بودنت حتّی ، روی احساس من اثر دارد

    دایره یک شعاع نورانی است ، که درآن محومیشوم هربار
    مثل جسمی که بارور شده و مثل روحی که بال و پر دارد

    دایره دیده اینکه من با تو ، لب یک پشت بام می رقصم
    عین دیوانگی است می دانم.. ، عشق ماهیتاً خطر دارد

    عشق ماهیتاً شبیه من است،خسته وبی قرار و سرگشته
    دائما در گریز و در گذر است ، شوق دارد سر سفر دارد

    شوق دارم ، سر سفر دارم ، باز در این شعاع نورانی
    بلکه طوفان بیاید و ما را ، با هم از این زمانه بردارد

    عین دیوانگی است اما باز، لب این پشت بام می رقصیم
    چون به هرحال عشق دایره ای، توی این روزها خطر دارد
    ((زهرا باقری))
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.