1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

واژگان تخصصي " كامپيوتر "

شروع موضوع توسط MiTra ‏5/1/11 در انجمن زبان خارجی

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    click , verbتقه - کليک کردن

    مطلب مرتبط
    يک بار فشردن و رها کردن دکمه سمت چپ موس کليک کردن نام دارد

    (
    Double-Click
    دوبار کليک

    مطلب مرتبط
    دو بار فشردن و رها کردن متوالي دکمه سمت چپ موس دوبار کليک کردن نام دارد


    Right click
    کليک راست

    مطلب مرتبط
    يک بار فشردن و رها کردن دکمه سمت راست موس راست کليک کردن نام دارد

    Click here
    اينجا را کليک کنيد


    Right click
    کليک راست ، فشار دادن دکمه سمت راست ماوس
    )

    clickable , adjectivecan be clicked upon; can be selected or manipulated by position the mouse over it and clicking the button (Computers)
     
  2. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    client , nounمشتري-کاربر- سرويس گيرنده ،‌ استفاده کننده از خدمات
    (
    client/server archtitecture
    معماري سرويس دهنده/ سرويس گيرنده


    client/server model
    ترکيبي از سرويس دهندگان و سرويس گيرندگان

    C/S
    Client/Server
    مشتري/خدمات دهنده


    HSC
    Host/Server/Client
    )
    clipboard , nounحافظه موقت

    clipboard
    برنامه اي که وقتي چيزي را کپي مي کنيم درون آن مي رود

    براي مشاهده آن به Start>Programs>Accessories>System tools برويد
    Windows clipboard
    کليپ برد
    برنامه اي که هر گاه چيزي را کپي کنيد ابتدا به درون آن مي رود و در منوي استارت ، در گزينه
    Accessories و System tools قرار دارد
    )

    ( در ويژوال
    Clipboard
    کليپ برد
     
  3. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    cloaking , noun
    clock cycle , noun سيكل ساعت
    (
    tclockex
    نرم افزاري براي ويرايش ساعت ويندوز
    )
    clock speed , noun سرعت ساعت
    clone , noun ابزار همزاد
    (
    CCD
    فايلهاي برنامه Clone CD


    Clone CD
    نرم افزاري قوي براي کپي ديسکهايي که قفل دارند

    cluster , noun گروه


     
  4. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    code , noun کد - برنامه
    ( در ويژوال
    Free VB Code
    سايتي داراي سورس کدهاي ويژوال بيسيک



    KeyCode
    متغيري که کليد مورد نظر را که به صورت يک کلمه نشان داده مي شود را مشخص مي کند.
    Keycode هر کليدي به صورت زير به دست مي آيد:
    Vbkey + Keyname
    مثلاً کليد E برابر است با : VbKeyE

    براي کليدهاي
    Num اينگونه نامگذاري مي شود:
    VbKey + NumPad + Number
    مثلاً کليد 5 قسمت اعداد برابر است با :
    VbKeyNumPad5


    Planet Source Code
    سايتي داراي سورس کدهاي ويژوال بيسيک
    (
    )

    EBCDIC
    کد هشت بيتي که سمبلها را با ارقام باينري نمايش مي دهد.


    Lines-Of-code (LOC)
    خطهاي برنامه


    bar code
    کد ميله اي - بارکد- رمز ميله اي


    binary-coded decimal
    دهدهي کد دهي شده در مبناي دو


    code fragment
    قطعه برنامه


    loop Source Code
    کد منبع حلقه تکرار
    ACP
    Active Code Page
    کد فعال صفحه


    CDMA
    Code Division Multiple Access


    CODEC
    Coder/Decoder
    رمز گذار/رمز گشا


    Code View
    نماي کدها


    LOC
    Lines of code
    خطهاي برنامه

    Loop Online Control


    SRC
    فايلهاي Source Code


    Source code
    کدهاي يک برنامه



    computer code
    کد کامپيوتري
    (

    )
    coder , noun کدگذار،برنامه نويس
    (
    CODEC
    Coder/Decoder
    رمز گذار/رمز گشا
    )

    Com حوزه اينترنتي )اغلب کارهاي تجاري و بازرگاني( ، مخفف computer ، مخفف communication
    (
    DCOM
    distributed COM
    com port
    درگاه Com
    )
     
  5. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    command , noun فرمان
    comms , noun
    compact disc , noun ديسك فشرده
    Compaq يکي از کمپانيهاي ساخت کامپيوتر
    compatibility , noun سازگاري برنامه با محيط
    compatible , adjective سازگار
    compatible , noun
     
  6. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    compile , verb كامپايل كردن
    (در ويژوال
    compile
    کامپايل
    براي انجام تنظيمات کامپايل زبانه
    Compile را از Project Properties انتخاب کنيد
    )
    (
    compile end go

    compile time
    compiled language
    compiler


    compiling a program
    Compile Script
    انجام عمليات بر روي کدهاي برنامه


    Compiled
    گردآوري کردن


    compile language
    زبان کامپايلر

    )
    compiler , noun كامپايلر ، برنامه اي که در زبانهاي برنامه نويسي سطح بالا سورس کدها را اجرا مي کند
     
  7. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    compress , verb فشرده سازي
    (
    AR
    فايلهاي فشرده بازي Middtown Maddness

    Access Rate
    نرخ دستيابي


    CHTML
    مخفف Compressed HTML


    Easy Zip
    نرم افزاري براي فشرده کردن فايلها


    FastCompress
    نرم افزاري براي فشرده کردن فايلها


    HA
    فايلهاي فشرده


    LZH
    فايلهاي فشرده


    MP3 Compressor
    برنامه اي براي فشرده تر کردن فايلهاي صوتي


    Norton Multi Zipper
    نرم افزاري براي فشرده کردن فايلها


    PKA
    فايلهاي فشرده شده


    SPL
    فايلهاي فشرده


    TAZ
    فايلهاي فشرده


    WinACE
    نرم افزاري براي فشرده کردن فايلها


    WinRAR
    نرم افزاري براي فشرده کردن فايلها


    WinZip
    نرم افزاري براي فشرده کردن فايلها


    Winzip Self Extractor
    نرم افزاري براي فشرده کردن فايلها به صورت Exe


    ZIP it Fast
    نرم افزاري براي فشرده کردن فايلها


    Zip magic
    نرم افزاري براي فشرده کردن فايلها

     
  8. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    computer-aided design , nounطراحي به كمك كامپيوتر (CAD
    computer-aided manufacturing , noun ساخت به كمك كامپيوتر(CAM
    computerate , adjective
    computerize , verb كامپيوتري كردن
    computer-literate , adjective
    computer modelling , noun
    computer science , noun علم‌ كامپيوتر، علوم‌ كامپيوتر

    computer virus , noun ويروس كامپيوتري

    computing , noun محاسبه
    (
    distributed computing


    interactive Computing
    محاسبه واکنشي

    )

    concordance , noun راهنما

    configuration , noun پيكر بندي
    (
    ACPI
    Advanced Configuration and Power Interface


    Ip configuration
    در CMD عبارت IPConfig را تايپ کنيد تا اطلاعات مربوط به IPشبکه را مشاهده کنيد
    )

    configure , verbايجاد پيکربندى


    connect , verb اتصال به شبکه
    (Interconnection
    اتصال داخلي
    )
    connectivity , noun اتصال
    console , noun ميز فرمان
    (computer control console )