برای یادگیری زبان آلمانی یکسری لغات پایه وجود دارد که من در این درس آنها را برای شما به همراه تلفظ آنها ذکر کرده ام.سعی کنید این لغات را کاملا فراگیرید چون در بیشتر مکالمات آلمانی آنها را خواهید دید. ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- روز بخیر Bitte /بیته/ ************************* لطفا Danke /دانکه/ ************************* متشکرم Ja /یا/ ************************* بله Nein /ناین/ ************************* خیر Entschuldigung /اِنت شولدیگُنگ/ ************************* متاسفم ، ببخشید Wie bitte? /وی بیته/ ************************* چی فرمودید؟ Ich weiß nicht /ایش وایس نیشت/ ************************* نمی دانم Herr /هق/ ************************* آقا Frau /فقاو/ ************************* خانم Die Stadt /اِش تات/ ************************* Deutsch /دویتچ/ زیان آلمانی ************************* Ich heiße ... /ایش هایسه/ نام من ... است. ************************* Wie geht's /وی گِهتس/ چطورید ؟(احوالپرسی غیر رسمی و دوستانه) ************************* Wie geht es Ihnen? /وی گهت اِس ایهنِن/ ************************* حال شما چطور است؟(در احوالپرسی رسمی و مودبانه) Wie spät ist es? /وی اِشپت ایست اِس/ ************************* ساعت چند است؟ angenehm /آن گِنیم/ از ملاقات شما خوشبختم ************************* Sprechen Sie Englisch? /اِشپِقِشین زی انگلیش/ آیا شما انگلیسی صحبت می کنید؟ ************************* Das ist ... /داس ایست/ این .... هست. Jahre /یاهقِه/ سال
محتوای درس امروز بیشتر درباره حروف تعریف معین در زبان آلمانی است. برای اینکه زیاد شما را سردرگم نکرده باشم ، اول درباره اسم در زبان آلمانی صحبت می کنم. در زبان آلمانی جنسیت اسم بر سه نوع است : ۱- مذکر ۲- مونث ۳ - خنثی البته برای یادگیری این که کلمه ای مذکر ، مونث و یا خنثی خواهد بود یا نه ، هیچ روش خاصی وجود ندارد و برای فراگیری آنها باید آنها را حفظ کرد و به عبارت دیگر با تمرین می توان مذکر ، مونث و یا خنثی بودن اسم را یاد گرفت. حرف تعریف پیش از اسم می آید و جنسیت آن را از نظر دستور زبان تعیین می کند.پس بهترین روشی را که من به شما برای یادگیری اسم از لحاظ مذکر ، مونث و خنثی بودن آن به شما پیشنهاد می کنم این است که حرف تعریف هر اسم را به همراه خود آن اسم فرابگیرید. با این روش جنسیت هر اسمی را در زبان آلمانی کاملا به خاطر خواهید سپرد. لذا برای اسم های زیر همیشه از حرف تعریف معین مربوط به آن اسم استفاده کنید: Der مذکر Die مونث Das خنثی برای مثال : Der Fußball بازی فوتبال (مذکر) Die Stadt شهر (مونث) Das Buch کتاب (خنثی) پس شما اگر می خواهید واژه Buch و مذکر ، مونث و یا خنثی بودن آن را یاد بگیرید بهتر است آنرا به شکل Das Buch فرابگیرید که برای همیشه خنثی بودن این کلمه را نیز به خاطر خواهید سپرد.
عداد در زبان آلمانی(بخش اول) سلام. امروز من در این پست می خواهم بخش اول آموزش اعداد در زبان آلمانی را به شما آموزش دهم.لطفا پس از مطالعه این درس سری هم به پست "لغات مشترک آلمانی و سایر زبان ها(به ویژه فارسی) بزنید. که نکات جالبی درباره اعداد در زبان آلمانی نوشته شده که مطمئنا برایتان جالب خواهد بود. یادتان هست که در ریاضیات(به ویژه در دوران دبیرستان) می گفتیم که "از اجتماع اعداد طبیعی با قرینه های این اعداد و هم چنین عدد صفر ، مجموعه ای ایجاد می شود به نام اعداد صحیح " لابد باز به خاطر دارید که آنرا با حرف Z نشان می دادیم.خوب این حرف مخفف کلمه Zahlen در زبان آلمانی است. نکته جالبتر اینکه انگلیسی زبان ها آمدند به جای آن از حرف I که مخفف کلمه انگلیسی Integer است استفاده کردند ولی می بینید که هنوز از حرف Z که مخفف یک کلمه آلمانی است خیلی بیشتر استفاده می شود و زور انگلیسی ها لااقل در این مورد به آلمانی ها نرسید. خوب نکته مهمی که باید بگویم این است که در آلمانی تمامی اعداد مونث هستند. خوب من در جدول زیر اعداد را با تلفظشان قرار داده ام. ************************************************** null/نُل/صفر eins /آینس/ یک zwei /تسوای / دو drei /دِقای/ سه vier /فیه/ چهار fünf /فونف/ پنج sechs /زکس/ شش sieben /زیبن / هفت acht /آخت/ هشت neun /نُین / نه zehn /تسین / ده elf / اِلف/ یازده zwölf /تسوُلف/ دوازده dreizehn /دِقایت سین/ سیزده vierzehn /فیهت سین/ چهارده fünfzehn /فونفت سین/ پانزده sechzehn /زِشت سین/ شانزده siebzehn /زیبت سین/ هفده achtzehn /آخت سین/ هیجده neunzehn /نوینت سین/ نوزده zwanzig /تسوانتسیش/ بیست einundzwanzig /آین اُنت تسوانتسیش/ بیست و یک dreißig /قایسیش/ سی einunddreßig /آین اُنت دقایسیش/ سی و یک vierzig /فیهت سیش/ چهل fünfzig /فونفت سیش/ پنجاه sechzig/زشت سیش/شصت siebzig/زیبت سیش/هفتاد achtzig/آخت سیش/هشتاد neunzig/نوینت سیش/نود hundert/هوندِرت/صد hunderteins/هوندرت آینس/صد و یک zweihundert/تسوای هوندِرت/دویست tausend/تاو زِند/هزار zehntausend/تسن تاو زند / ده هزار hunderttausend/هوندرت تاو زند/صد هزار dreihunderttausendvierhundert/دقای هوندرت تاوزند فیه هوندِرت/سیصد هزار و چهارصد eine Million/آینه میلیون/یک میلیون eine Milliarde/آینه میلیادِ/یک میلیارد ************************************************** یک نکته جالب اینکه آلمانی ها برای مثال عدد سیصد هزار و چهارصد را به صورت حروفی چسبیده به هم می نویسند که می شود: dreihunderttausendvierhundert که کلمه طولانی است و همانطور هم می خوانند و این مورد در مورد سایر اعداد نیز صدق می کند و به طور کلی اعدادشان را به صورت حروفی پشت سر هم می نویسند و می خوانند.
درس امروز را با یک مکالمه ساده به زبان آلمانی شروع می کنیم. --------------------------------------------------------------- Rita : Guten Tag! Ich bin Rita Bartolini. Ich lerne hier Deutsch. ریتا : روز بخیر! من ریتا بارتُلینی هستم.من در اینجا آلمانی یاد می گیرم. Richard: Ich bin Richard Robertson.Ich komme aus England. Und das ist mein Freund Peter Karlis, er kommst aus Griechenland. ich arbeite viel,und Peter arbeitet wenig.Ich sage immer:Peter Du bist faul , und ich bin fleißig. ریچارد : من ریچارد رابرتسُن هستم.من اهل انگلستان هستم و این دوست من پیتر کارلیس است ، او(مذکر) اهل یونان است.من بسیار کار می کنم و پیتر کم کار می کند.من همیشه می گویم :پیتر، تو تنبل هستی و من جدی (سرسخت و اهل کار) هستم. Peter : Das sagst du ! Aber das ist nicht richtig. Du lernst langsam und ich lerne schnell. پیتر : تو این را می گویی ! ولی این درست نیست(اینچنین نیست). تو به آهستگی یادمی گیری و من به سرعت یاد می گیرم. Die schüler und Schülerinnen gehen in die Klasse.Ein Lehrer kommst. دانش آموزان(پسر) و دانش آموزان(دختر) به کلاس می روند.یک معلم(مرد) می آید. Lehrer : Guten Tag ! Mein Name ist Hans Müller معلم مرد : روز بخیر! نام من هانس مولر است. Rita : Ich denke, eine Lehrerin kommt in die Klasse.Kommt sie nicht? ریتا : من فکر می کنم ، (که) یک معلم زن به کلاس می آید.او نمی آید؟ Lehrer : Nein,Frau Becker kommt heute nicht.Sie ist krank. Ich frage - und Sie antworten,oder Sie fragen und ich antworte... معلم : خیر ، خانم بکر امروز نمی آید.او(مونث) مریض است. من می پرسم و شما پاسخ می دهید ، یا شما می پرسید و من پاسخ می دهم. لغات و اصطلاحات جدید : faul -------(صفت)------- تنبل و کم کار fleißig -------(صفت)------- با پشتکار langsam --------(قید)--------- به آهستگی schnell ---------(قید)-------- به سرعت der Schüler , - ---------(اسم)-------- دانش آموز پسر die Schülerrin , nen ---------(اسم)-------- دانش آموز دختر krank --------(صفت)-------- ،بیمار مریض fragen ---------(فعل)--------- پرسیدن
لغات مشترک آلمانی و سایر زبان ها(به ویژه فارسی) در درس قبلی حروف الفبا آلمانی را کار کردیم ولی همانطور که قول داده بودم قصد دارم در بین دروس آلمانی که به شما می آموزم مطالب جالبی هم مطرح کنم که در جاهای دیگر کمتر با آن مواجه شده اید(یا اینکه اصلا با آن مواجه نشده اید). قبل از اینکه بروم سراغ بقیه آموزش آلمانی و کار اصلی خود را شروع کنیم گفته بودم کلمات مشترک آلمانی و سایر زبان ها به ویژه فارسی را بین درس ها بیان می کنم.خوب برای اینکه هنوز زیاد درباره این زبان برایتان توضیح نداده ام و ممکن است زیاد با این زبان آشنا نباشید مطلبی را همانطور که قول داده بودم به عنوان نمونه در زیر قرار داده ام در درس های بعدی مطالب در این سبک بیشتر قرار می دهم امیدوارم با خواندن مطلب زیر به زبان آلمانی بیشتر علاقمند خواهید شد : زبان آلمانی و پارسی چند هزار سال پیش بسیار شبیه هم بوده اند و هنوز هم پس از گذشت سالیان دراز تقریبا در برخی از جهات شبیه به هم مانده اند برای تشویق شما من چند نمونه از شباهت های این دو زبان را برایتان بیان می کنم : - در شمارش از یک مدل پیروی می کنند ، برای نمونه عدد 65 در زبان پارسی (که هنوز در بسیاری از روستا ها این جور مانده است) به شکل پنج و شصت و نه شصت و پنج خونده می شه ، در آلمانی هم دقیقا این جوره25 ---> fünfundzwanzig (که fünf یعنی عدد ۵ و zwanzing نیز یعنی عدد 20) - در هر دو زبان ، مادر (Mutter)، پدر (Vater)، برادر (Bruder)، دختر (Tochter) و کلی واژه های دیگه مانند کلمه است (ist) ، عدد هشت و حتی عدد نه (Acht , Neun) مشترک هستند ... - ساختار جمله در آلمانی با زبان ما تقریبا یکسان و اصلا مانند انگلیسی نیست ...چند نمونه برای روشن تر شدن : Ich möchte nach Iran fahren معنی لغتی: من - می خواهم - به -ایران - بروم (رفتن)
حروف الفبای زبان آلمانی خوب اولین درس آموزش زبان آلمانی را با معرفی حروف الفبای این زبان آغاز می کنم. الفبای رسمی زبان آلمانی متشکل از ۲۶ حرف است که هر یک از این حروف تلفظ خاصی دارد که من در زیر، آنها را به همراه تلفظشان قرار داده ام تا شما بتوانید بهتر با آنها آشنا شوید. حرف تلفظ حرف تلفظ a آ n اِن b بِ o اُ c سِ p پ d د q کو e اِ r اق(بین خ و ق) f اِف s اِس g گِ t تِ h ها u او i ای v فاو j یوت w و k کا x ایکس l اِل y اُپسیلون m اِم z (ت)ست البته در زبان آلمانی حروف دیگری را نیز مشاهده خواهید کرد این حروف عبارتند از : ä , ö , ü , ß درباره این حروف نیز در درس های بعدی بیشتر توضیح خواهم داد.
آموزش زبان آلمانی --ضمایر ضمایر شخصی(گرامر) در ادامه آموزش زبان آلمانی در خدمت شما دوستان هستم.درس امروز که می خواهم برایتان بگم درباره ضمایر شخصی در آلمانی است. همانطور که می دانید ضمایر شخصی در زبان فارسی عبارتند از : من ، تو ، او ... در آلمانی نیز برای برخی از اشخاص(مثل زبان فارسی) ضمایری به عنوان احترام استفاده می شود(مثلا در فارسی اگر بخواهیم به شخصی احترام بگذاریم به جای استفاده از واژه تو ، از واژه شما استفاده می کنیم.) که این نشاندهنده غنی بودن زبان و نشانه تاکید این زبان به احترام به اشخاص است (در زبان فرانسه نیز اینگونه است ولی زبان انگلیسی این چنین نمی باشد) . خوب در جدول زیر ضمایر شخصی آلمانی را قرار می دهم .و دوستان هر کجا سوالی داشتید می توانید در بخش نظرات مطرح کنید بنده در اسرع وقت(نهایتا دو روز) پاسخ شما را خواهم داد. ضمیر شخصی مفرد ضمیر شخصی جمع ich من wir ما du تو -- زمانی که مخاطب را کاملا می شناسید یا با وی بسیار صمیمی هستید ihr شما -- حالت صمیمی و دوستانه برای مخاطب قراردادن یک جمع چند نفره Sie شما -- حالت محترمانه برای مخاطب قرار دادن یک نفر Sie شما-- حالت محترمانه و رسمی برای مخاطب قرار دادن یک جمع چند نفره er او (مذکر) sie آنها -- برای تمامی کلمات مذکر ، مونث ، خنثی es او (خنثی) sie او (مونث) در جدول بالا که برایتان قرار دادم تمامی ضمایر شخصی را قرار دادم.هیچ نگران نباشید بسیار ساده و آسان است.شاید تعجب کرده باشید که کلمه Sie چندین بار در این جدول آمده است شاید بپرسید چگونه بفهمیم کدام است.خوب این خیلی راحت است با استفاده از فعلی که در جمله می آید راحت می توان فهمید منظور کدام است.درباره فعل ها در درس های بعدی بیشتر برایتان توضیح می دهم. راه دیگری هم وجود دارد.هرجا کلمه Sie با حرف بزرگ آمد منظور Sie است که برای احترام استفاده می شود و این کلمه فقط معنی شما می دهد (چقدر راحت) نکته مهم :در زبان آلمانی کلمات خنثی ، مذکر و مونث در هر کجای جمله که باشند حرف اولشان بزرگ نوشته می شود. Das ist ein Buch---------این یک کتاب است اگر به جمله بالا نگاه کنید متوجه می شوید که حرف اول کلمه Buch با حرف بزرگ نوشته شده است و این برای کلیه کلمات صادق است و در صورت کوچک نوشتن غلط است. و به سادگی می توانید نکته فوق را به خاطر بسپارید.
افعال پر کاربرد ___________________________________ arbeiten کار کردن bekommen گرفتن, به دست آوردن bleiben ماندن, نگه داشتن brauchen نیاز داشتن, محتاج بودن bringen آوردن, هدیه دادن, حمل کردن denken فکر کردن, اعتقاد داشتن essen خوردن fahren راندن, رفتن , مسافرت کردن finden پیدا کردن, کشف کردن, عقیده داشتن fragen پرسیدن, جویا شدن geben دادن , عطا کردن, هدیه کردن gehen رفتن, قدم زدن, حرکت کردن gehören تعلق داشتن, مربوط بودن glauben تصور کردن, اعتقاد داشتن haben داشتن heißen نام گذاری کردن, دستور دادن, معنی داشتن helfen کمک کردن, پشتیبانی کردن hören شنیدن, گوش دادن kaufen خریدن kennen دانستن, آشنا بودن با kommen رفتن , اتفاق افتادن können توانستن lassen اجازه دادن, ترک کردن laufen دویدن, قدم زدن, عمل کردن legen قرار دادن liegen قرار گرفتن, دراز کشیدن machen ساختن, انجام دادن mögen دوست داشتن, خواستن müssen مجبور بودن nehmen گرفتن sagen گفتن
داستانی به زبان ساده ____________________________ Das Baumhaus Benjamin kauerte auf dem harten Holzboden, dicht an die Wand gedrückt. Es war so dunkel und regnete so stark, dass er durch den Eingang des Baumhauses anstelle des Waldes nur eine schwarze Wand sah. Benjamin hatte Angst. Wie lange war er jetzt schon hier oben? Bestimmt eine Stunde. Er wollte jetzt nur noch eines: zu Hause sein bei seinen Eltern im warmen, trockenen, sicheren Haus. Er würde keine fünf Minuten weg sein, dachte er, und seine Mutter würde es gar nicht merken. Es war ein schöner Tag heute, sehr warm und ganz windstill. Benjamin musste auch gar nicht lange suchen, bis er das Baumhaus gefunden hatte. Unter einer großen Eiche lagen noch ein paar Bretter und eine Säge, die die Jungen für den Bau gebraucht hatten. Benjamin stand unter dem Baum und schaute hinauf. „Das ist aber wirklich ganz schön hoch oben“, dachte er. Man konnte es gar nicht richtig erkennen. „Wie sie wohl da hoch kommen?“ fragte er sich. Da war keine Leiter, wie es sich Benjamin vorgestellt hatte. Stattdessen musste man wohl auf den Ästen hochklettern, die rechts und links aus dem Stamm der Eiche wuchsen. Benjamin probierte aus, ob er auf den ersten Ast heraufkam, und es ging problemlos. Auch den zweiten erreichte er ohne Mühe, obwohl er kein geübter Kletterer war wie sein Bruder Florian. Aber da es so gut klappte, konnte er ja auch mal schnell hinaufklettern und sich die Hütte aus der Nähe ansehen. Schnell war er bis zum letzten Ast aufgestiegen. „Ganz schön hoch“, dachte er, als er einen Blick nach unten warf. Der Boden des Baumhauses stand ein wenig über, so dass es nicht ganz einfach war, von dem Ast aus in den Eingang zu kommen. Doch Benjamin schaffte es. Jetzt stand er in dem Baumhaus. Es war richtig geräumig, Boden, Wände und Dach waren aus Brettern zusammengenagelt. Auf dem Boden lagen Comichefte, leere Gummibärchentüten und … eine Zigarettenschachtel! „Deshalb nehmen sie mich also nie mit hierher!“ dachte Benjamin. Jetzt musste er aber wieder zurück, sonst würde seine Mutter noch merken, dass er weg war. Es hatte auch schon ein oder zweimal in der Ferne gedonnert, vielleicht zog ein Gewitter heran. Benjamin kniete sich vor dem Eingang hin und versuchte, einen Ast zu erreichen, an dem er sich festhalten konnte, um hinaussteigen zu können. Doch er kam an keinen Ast heran, so weit er sich auch hinauslehnte. Auch mit dem Fuß erreichte er den ersten Ast für den Abstieg nicht, der Boden des Baumhauses stand zu weit über. Benjamin war einfach zu klein. Das einzige, was er tun könnte, war, sich mit beiden Händen am Rand des Bodens festzuhalten, sich herabhängen zu lassen und ein bisschen hin und herzuschaukeln, um den Ast mit den Füßen zu erreichen. Aber das traute er sich nicht. Er hatte Angst, dass er abrutschen und hinunter fallen könnte, zehn Meter oder wie hoch auch immer es war. Und er würde frei in der Luft hängen müssen, sich nur an einem vielleicht schon morschen Brett festhaltend. Niedergeschlagen setzte er sich in die Ecke. Er wusste nicht, was er tun sollte. Um Hilfe rufen nützte nichts, es würde ihn keiner hören, wenn nicht gerade durch einen Zufall jemand unten vorbeigehen würde. Benjamin schaute aus dem Eingang hinaus. Niemand war da unten. Das Gewitter kam näher, das Donnern wurde lauter und der Himmel färbte sich ganz schwarz. Auch das noch! Benjamin waren Gewitter nie ganz geheuer gewesen. Er wischte sich eine Träne aus dem Gesicht. Er wollte jetzt nicht weinen. Er musste überlegen, was er tun konnte. Aber ihm fiel nichts ein. Verzweifelt und wütend schlug er mit der Faust gegen die Wand. Stabil schien die Hütte zumindest zu sein. Benjamin fischte das letzte Gummibärchen aus einer Tüte und setzte sich wieder in die Ecke. Eine Ewigkeit war vergangen. Der Regen und das Gewitter waren längst vorbei. Zwischenzeitlich war es wieder hell geworden, doch jetzt kam der Abend, und der kommt zuerst im ohnehin schon dunklen Wald. Benjamin konnte gar nicht mehr weinen. Er fror, hatte Hunger und Angst, nie wieder aus dem Baumhaus herauszukommen. Aber das Schlimmste waren jetzt die unheimlichen Geräusche des Waldes bei Nacht. Überall schien es zu knarren und zu knacken, man konnte die Tiere herumhuschen hören und die Eulen fingen an zu heulen. Benjamin zitterte. Er war vollkommen erschöpft vor lauter Angst. Immer wieder fielen ihm die Augen zu und er schlief kurz ein, doch gleich darauf schreckte er immer wieder auf. Benjamin erfuhr, dass schon eine große Suchaktion mit Polizeihunden und allem im Gange war, was er insgeheim ganz schön aufregend fand. Auch Florian hatte sich an der Suche beteiligt, nachdem er von dem Ausflug zurückgekehrt war. Und bei der Suche kam ihm dann die Idee, wo sein kleiner Bruder sein musste: im Baumhaus. Jetzt waren alle froh, dass Benjamin wieder da war, und der genoss die ganze Aufmerksamkeit sichtlich. Er thronte wie ein kleiner König auf dem Wohnzimmersessel und ließ sich von allen bedienen. Mehrmals musste er versprechen, nie wieder allein in den Wald zu gehen, was er auch tat, hoch und heilig. In einem ruhigen Moment kam sein Bruder zu ihm und sagte: „Von den Zigaretten erzählst du aber nichts, verstanden, sonst bringe ich dich morgen wieder da hoch und dann kannst du sehen, wer dich dann rettet!“ Benjamin nickte eifrig und bestellte noch zwei Salamibrote bei seiner Mutter in der Küche
آموزش گرامر زبان آلمانی _______________________________________ آموزش گرامر زبان آلمانی بخش 1 خوب اولین بخش را با توضیحات ساده درباره ساختار جملات مورد استفاده در معرفیهای روزانه آغاز میکنیم: در زبان آلمان معرفی خود را معمولا با جله ساده Ich bin ... که به معنی من هستم است شروع میکنیم. به مثالهای زیر توجه کنید: من Sabine Möller هستم. Ich bin Sabine Möller من Christian Maier هستم. Ich bin Christian Maier من خانم Kracht هستم. Ich bin Frau Kracht من آقای Jansen هستم. Ich bin Herr Jansen برای پرسیدن نام یک نفر میتوانید از Sind Sie ...? در موارد محترمانه و از Bist du...? در موارد دوستانه استفاده کنید. به مثالهای زیر توجه کنید: آیا تو Sabine Möller هستی؟ ؟Bist Du Sabine Möller ؟Bist du Christian Maier ؟Sind Sie Frau Kracht ؟Sind Sie Herr Jansen آیا تو Christian Maier هستی؟ آیا شما خانم Kracht هستید؟ آیا شما آقای Jansen هستید؟ توجه داشته باشید که S در Sie (به عنوان ضمیر محترمانه) همیشه با حرف بزرگ نوشته میشود. آموزش گرامر زبان آلمانی بخش 2 در این بخش به معرفی مقدماتی اسامی و در واقع شغلهای مذکر و مونث میپردازیم. در زبان آلمانی یک شغل میتوانند مونث یا مذکر باشند. عمل مونث کردن یک شغل در بیشتر موارد به وسیله اضافه کردن یک –in به انتهای شغل انجام میشود. Ich bin Lehrer من معلم (مذکر) هستم Ich bin Lehrerin من معلم (مونث) هستم Ich bin Polizist من مامور پلیس (مذکر) هستم Ich bin Polizistin من مامور پلیس (مونث) هستم Ich bin Mechaniker من مکانیک (مذکر) هستم Ich bin Mechanikerin من مکانیک (مونث) هستم توجه داشته باشید که در زبان آلمانی نیز مانند فارسی (و متفاوت از انگلیسی) نیازی به آوردن کلمه یک یا (ein(e قبل از شغل نیست. آموزش گرامر زبان آلمانی بخش 3 در این بخش شما خواهید آموخت چگونه ملیت و محل زندگی خود را به دیگران بگویید. برای مشخص کردن ملیتتان روشی ساده وجود دارد و آن هم استفاده از عبارت Ich komme aus ... است که به صورت تحت الفظی به معنی «من از ... آمدم » است اما معنی آن «من اهل ... هستم» است. به مثالهای زیر توجه کنید: Ich komme aus Iran من اهل ایران هستم. Ich komme aus Berlin من اهل برلین هستم. Ich komme aus Schottland من اهل اسکاتلند هستم. برای معرفی محل زندگیتان باید از عبارت Ich wohne in ... استفاده کنید که به معنی «من در ... زندگی میکنم» است. به مثالهای زیر توجه کنید: Ich wohne in Tehran من در تهران زندگی میکنم. Ich wohne in Deutschland من در آلمان زندگی میکنم. Ich wohne in Frankfurt من در فرانکفورد زندگی میکنم. آموزش گرامر زبان آلمانی بخش 4 در این بخش به معرفی ضمیر مالکی (mein(e میپردازیم. در زبان آلمانی با توجه به نوع اسمی که میخواهیم در مورد مالکیت آن صحبت کنیم ضمیر ملکی نیز متفاومت است به این صورت که:زمانی که در مورد مالکیت یک اسم مذکر صحبت میکنیم از mein استفاده میکنیم.زمانی که در مورد مالکیت یک اسم مونث صحبت میکنیم از meine استفاده میکنیم.به مثالهای زیر توجه کنید: او همسر (زن) من است. .Das istmeineFrau او دختر من است. .Das istmeineTochter او شوهر من است. .Das istmeinMann .او پسر من است .Das istmeinSohn او دوست (مذکر) من است. .Das istmeinFreund او همکار (مذکر) من است. .Das istmeinKollege آموزش گرامر زبان آلمانی بخش 6 در این بخش به معرفی حروف تعریف برای اسامی معرفه یعنی der, die, das میپردازیم. در زبان آلمانی هر اسمی دارای جنس است و این جنسیت میتواند هیچگونه ربطی به معنی اسم مورد بحث نداشته باشد. هر اسم در زبان آلمانی میتوان یکی از این سه حالت را داشته باشد: مذکر (masculine), مونث (feminine) خنثی (neuter). بهترین راه برای تعیین جنس اسمی که از آن اطلاع ندارید استفاده از دیکشنری است. Der حرف تعریف معرفه برای اسامی مذکر است: der Apfel سیب der Bruder برادر Die حرف تعریف معرفه برای اسامی مونث است. die Straße خیابان die Freundin (دوست (مونث Das حرف تعریف معرفه برای اسامی خنثی است. das Fahrrad دوچرخه das Kind کودک بهترین روش برای یادگیری جنس اسامی در زبان آلمانی حفظ کردن آنها همراه با اسم است. آموزش گرامر زبان آلمانی بخش 7 در این بخش با طریقه ساختن سوالات آشنا خواهید شد. برای ساختن یک سوال دو روش وجود دارد: روش اول استفاده کردن از کلمات سوالی, روش دوم جابه جا کردن محل فعل در جمله. در اینجا با تعدادی از کلمات سوالی در زبان آلمانی آشنا خواهید شد: چه...؟ Was...? کی...؟ چه وقت...؟ Wann...? کجا...؟ کدام محل...؟ Wo...? چه کسی...؟ Wer...? به کجا...؟ Wohin...? چند تا...؟ چقدر...؟ Wie viel...? پس از استفاده کردن از یک کلمه سوالی در جمله فعل اصلی بلافاصله بعد از آن میآید. به مثالهای زیر توجه کنید: ؟Was sind Sie von Beruf شغل شما چیست؟ ؟Was ist das این چیست؟ ؟Wo wohnen Sie کجا زندگی میکنید؟ ؟Wohin, bitte به کجا, لطفا؟ در برخی موارد برای سوالی کردن جمله نیازی به استفاده از کلمات سوالی نیست. در این موارد به سادگی با جابهجا کردن محل فعل از جایگاه دوم در جمله به جایگاه اول میتوان جمله را سوالی کرد. به جملات زیر توجه کنید: ؟Ist das ein Taxi ؟Ist das der Herd Sind wir da Das ist ein Taxi Das ist der Herd Wir sind da