1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

محمدرضا شفیعی کدکنی

شروع موضوع توسط Zarirr ‏4/1/11 در انجمن اشعار

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏14/11/10
    ارسال ها:
    3,698
    تشکر شده:
    1,268
    امتیاز دستاورد:
    113
    محمدرضا شفیعی کدکنی
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بخوان به نام گلِ سرخ، در صحاری شب[​IMG]
    که باغ‌ها همه بیدار و بارور گردند
    بخوان، دوباره بخوان تا کبوتران سپید
    به آشیانه‌ی خونین دوباره برگردند
    [/FONT]
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت
    که موج و اوج طنینش ز دشت‌ها گذرد
    پیامِ روشن باران
    ز بام نیلی شب
    که رهگذارِ نسیمش به هر کرانه برد
    [/FONT]
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]ز خشکسال چه ترسی؟ که سد بسی بستند:
    نه در برابر آب
    که در برابر نور
    و در برابر آواز و در برابر شور...
    [/FONT]
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]در این زمانه ی عسرت
    به شاعران زمان، برگ رخصتی دادند
    که از معاشقه ی سرو و قمری و لاله
    سرودها بسرایند ژرف‌تر از خواب
    زلال‌تر از آب
    [/FONT]
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]تو خامشی، که بخواند؟
    تو می‌روی، که بماند؟
    که بر نهالکِ بی برگِ ما ترانه بخواند؟
    [/FONT]
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]از این گریوه به دور
    در آن کرانه ببین:
    بهار آمده، از سیمِ خاردار گذشته
    حریق شعله‌ی گوگردی بنفشه چه زیباست!
    [/FONT]
    [FONT=arial, helvetica, sans-serif]هزار آینه جاریست
    هزار آینه
    اینک
    به همسراییِ قلبِ تو می‌تپد با شوق
    زمین تهی‌ست زِ رندان:
    همین تویی تنها
    که عاشقانه‌ترین نغمه را دوباره بخوانی
    بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان:
    «حديث عشق بيان کن بدان زبان که تو دانی»
    [/FONT]