1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

سخت ترین واژگان زبان را در کوتاه ترین زمان به حافظه درازمدت خود بسپارید

شروع موضوع توسط MiTra ‏4/1/11 در انجمن زبان خارجی

  1. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    در این تاپیک قصد دارم سخت ترین واژگان زبان انگلیسی را به آسان ترین روش ممکن به علاقه مندان آموزش بدم. به قسمی که روزانه اقلا" 20 واژه را یادگرفته و براحتی در حافظه دراز مدت خود بسپارید.
    این روش توسط برجسته ترین اساتید زبان شناس و روان شناس دانشگاه کیمبریج به همکاری کارشناسان دانشگاه ییل ایالات متحده برنامه ریزی شده بدینصورتکه درمقاطع مختلف از زمان 2 فایل صوتی در اختیار کاربر قرار گرفته که فایل اول یک فایل صوتی معمولی است ولی فایل دوم دارای امواج معزی متناسب با شرایط معمولی اتاق کاربر تنظیم شده و استفاده بهینه از آن تنها با هدست یا هدفون امکانپذیر است. زیرا غیر از آن طول موج تنظیم شده امواج مغذی تغییر کرده و نتیجه آن معکوس خواهد بود.

    روش کار:
    1- ابتدا فایلهای صوتی را دانلود نموده و به فایل ساده به دقت گوش بدین.
    2- هر لغت و توضیحات آن را اقلا" 5 بار تکرار کنید.
    3- مطلقا" از دیکشنری انگلیسی به فارسی استفاده نکنید.
    4- به فایل حاوی امواج مغزی که صدای "هوم" را در آن میشنوید را به مدت 5 دقیقه در محیط اتاق خود با نهایت تمرکز گوش داده و تکرار کنید.
    مثالی برای هر لغت در یکی از دیکشنریهای انگلیسی به انگلیسی پیدا کنید. میتوانید از نرم افزار Longman Exam Coach بدین منظور استفاده کنید.
    5- اگر سؤالی داشتین در تاپیک مربوطه مطرح کنید.
    6- در همه شرایط اعم از کار در منزل حتی رانندگی فایل صوتی ساده را پخش نموده و مانند یک موسیقی ملایم از آن استفاده کنید.
    7- حتما" قبل ار خواب فایل صوتی ساده را با صدایی ملایم پخش کنید
    1. abandon: to leave
    abandon: to give up
    [​IMG][​IMG]
    2. adversely: in a harmful way
    adversely: negatively​

    3. aggregate: gather into or amounting to a whole.​

    4. cultivation: preparing the land to grow crops.​

    5. fertilize: to supply plants with nourishments by adding helpful substances to the soil.​

    6. intensify: a. to act with increased strength.
    b. to increase in power​

    7. irrigation: the supplying of water to dry land.​

    8. obtain: to gain possession of​

    9. photosynthesis: the process by which green plants make their own food by combining water, salts and carbon dioxide in the presence of light.​

    10. precipitation: water that falls to the earth's surface.​

    11. anticipate: a. to expect
    b. to sense something before it happens.​

    12. catastrophic: extremely harmful​

    13. collide: a. to come together with great or violent force
    collide: b. to disagree strongly​

    14. eruption: a sudden often violent outburst​

    15. famine: severe hunger​


    [​IMG] vocab1.rar (885.5 كيلو بايت, 44 دفعه دریافت شده)


    [​IMG] vocab1.wave.rar (936.0 كيلو بايت, 24 دفعه دریافت شده)
     
  2. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    Now check your progress[​IMG]​
    This is a check up to see how well you have ever learnt. Pease download the audio file and then try to answer the definition of the words as quickly as possible while listening. Then enjoy your real progress​


    [​IMG] R&R2.rar (1.58 MB, 2 دفعه دریافت شده)
     
  3. پیشکسوت انجمن کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏11/11/10
    ارسال ها:
    11,734
    تشکر شده:
    3,539
    امتیاز دستاورد:
    113
    لغات جدید
    لطفا" فایلهای جدید را دانلود نموده و مطابق روش توضیح داده شده از آنها استفاده نمایید ​

    intensify: to act with increased strength

    process: a series of steps leading to a result

    constraint: sth that restricts thought or action

    contamination: being made less clean by a germ or hazardous substance

    dispose of: to throw away
    dispose of: to get rid of

    elementally: in terms of elements

    extinction: the end of existence

    reservoir: a place where a liquid or is collected and stored

    stable: firm and dependable

    arbitary: chosen simply by whim or chance, not for any specific reason

    denominator: the number written below the line in a fraction

    exponentially: at a very fast rate

    maximize: to increse or make as great as possible

    proportion: a part in relation to the whole

    rate: the cost per unit of a good or service

    accuracy: precision
    accuracy: exactness

    adjacent: next to



    [​IMG] 2.rar (846.7 كيلو بايت,)

    [​IMG] 2W.rar (901.6 كيلو بايت, )