اصطلاح شماره 16 Holy cow! توضيح: از اين اصطلاح بيشتر براي بيان احساساتي مانند غافلگيري يا عصبانيت استفاده ميشود. اين اصطلاح ميان نوجوانان بسيار شايع است. "Holy Cow!" she said as she saw his car after the horrible accident. او وقتي ماشينش را پس از آن تصادف وحشتناک ديد گفت: «خداي من!» Holy cow! How did she do that? خداي من! او چطور اين کار را کرد؟
اصطلاح شماره 17 Give Somebody a Cold Shoulder معني: به سردي با کسي رفتار کردن، به کسي کم محلي کردن What have I done to him? He gave me the cold shoulder the whole evening at the party. مگر من با او چکار کردهام؟ او در مهماني تمام بعد از ظهر را به من کم محلي کرد.
اصطلاح شماره 19 Have a Bone to Pick with Someone معني: از کسي گله کردن، به کسی گیر دادن I have a bone to pick with you. Did you eat that chocolate mousse I was saving for my tea? من ميخواهم از تو گله کنم. تو آن شکلاتي را که براي چايام نگه داشته بودم خوردي؟
اصطلاح شماره 20 When pigs can fly معني: به همین خیال باش، وقت گل نی - I'm going to buy a big car by the end of the year. - Yes, when pigs can fly! - میخواهم تا آخر سال یک ماشین بزرگ بخرم. - به همین خیال باش!
اصطلاح شماره 21 Once in a blue moon معني: گهگاه، به ندرت - Once in a blue moon my wife and I eat at a very expensive restaurant. - گهگاه من و همسرم در یک رستوران بسیار گرانقیمت غذا میخوریم. - Snow falls on the city of San Diego once in a blue moon. - به ندرت در شهر سان دیگو برف میبارد. __________________
اصطلاح شماره 22 Be in the same boat توضیح فارسی: در شرایط مشابهی بودن (از لحاظ سختی) She and her classmates all have to prepare for an exam this week. They're all in the same boat. او و همه همکلاسیهایش مجبور هستند خودشان را برای یک امتحان در این هفته آماده کنند. همه آنها همین وضع را دارند.
اصطلاح شماره 23 Don't count your chickens (until they've hatched) معادل فارسی: جوجه را آخر پاییز می شمارند. - Next Friday I will finally be able to pay you back that money I owe you. - I won't count my chickens until they have hatched. - جمعه آینده بالاخره می توانم آن پولی که به تو بدهکار هستم را پس بدهم.- جوجه را آخر پاییز می شمارند (بعداً معلوم می شود). __________________
اصطلاح شماره 24 Drive somebody up the wall معنی: کسی را عصبانی کردن - That noise is driving me up the wall. - آن صدا دارد من را عصبانی می کند. - The news will drive him up the wall. - آن خبر او را عصبانی خواهد کرد. معني دقيق اين اصطلاح "لج كسي درآوردن و يا بعبارتي حرص كسي را درآوردن" است و با عصباني كردن فرق دارد. معادل اصطلاح عصباني كردن drive sb crazy بوده و با اصطلاح مدنظر شما متفاوت است. براي درك بهتر تصور كنيد مشغول به جويدن آدامس با صداي لچ و لوچ در مقابل يك شخص حساس هستيد. صداي لچ و لوچ حرص آن شخص را درآورده و به شما ميگويد: Stop chewing. It's driving me me up the wall.
اصطلاح شماره 25 Keep something under your hat معنی: چیزی را از دیگران مخفی نگه داشتن، تو دل خود نگه داشتن - You should keep the news under your hat. - تو باید این خبر را از بقیه مخفی نگه داری.