1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اس ام اس های ناب برای عشاق

شروع موضوع توسط ParNiYaN ‏4/3/12 در انجمن پیام کوتاه

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏31/10/11
    ارسال ها:
    2,770
    تشکر شده:
    1,723
    امتیاز دستاورد:
    0
    آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند
    یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند . . .
    .
    .
    .
    میگن دوره اربابی تموم شده
    پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غلامتیم !؟
    .
    .
    .
    امروز روز ملی گلها ست
    “روزت مبارک”
    این پیام رو برای تمام کسانی که عطر شون رو دوست داری بفرست.
    .
    .
    .
    گفت مجنون گر همه روی زمین / هر زمان بر من کنندی آفرین
    من نخواهم آفرین هیچ کس / مدح من دشنام لیلی باد و بس . . .
    .
    .
    .
    لبریز غزل بیا همی آهسته / چون آیه بخوان مرا کمی آهسته
    آهسته مرا رها بکن از سر عشق / تا در تو رها شوم دمی آهسته . . .
    .
    .
    .
    ما هرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم / از عشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم . . .
    .
    .
    .
    دیری است ندیده ام من الماس تنت
    عابــر نشـــدم به کــــوچه یاس تنت
    تبریز چـــــرا شده است فصل تن تو
    خـــــواهم برسم به بندر عباس تنت !
    .
    .
    .
    گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید، آخر جداییهای او . . .
    .
    .
    .
    نقش ِچشمان ِخمارت ، چه کشیدن دارد ! / سایه ساران ِدو زلفت ، چه لمیدن دارد !
    آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه / حس مستی لبت طعم چشیدن دارد . . .
    .
    .
    .
    بی رویت آینه کدر خواهد شد / آهم در شهر منتشر خواهد شد
    چون بمبی ساعتی دلم در سینه / با تاخیر تو منفجر خواهد شد . . .
    .
    .
    .
    هیچ میدانی ؟
    جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !
    .
    .
    .
    گهگاهی سفری کن به حوالی دلت
    شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد . . .
    .
    .
    .
    پر است خلوتم از یاد عاشقانه او / گرفته باز دل کوچکم بهانه او
    نسیم رهگذر این بار هم نیاورده / به دست قاصدکی نامه یا نشانه او . . .
    .
    .
    .
    شاهزاده ی عشقی که غلامت شده ام / پابند تو و اسیر دامت شده ام
    گویند کبوتری وفادار تر از طوقی نیست / طوقی صفتم ، جلد مرامت شده ام . . .
    .
    .
    .
    نگی که ما گداییم / نگی که بی وفاییم
    ما اهل هر کجاییم / مخلص بعضی هاییم !
    .
    .
    .
    اگر چه عاشقی پر شور بودیم / به خود نزدیک و از هم دور بودیم
    شب و روز از جدایی می سرودیم / من و تو وصله ای ناجور بودیم . . .
    .
    .
    .
    درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند
    معنی کور شدن را گره ها میفهمند
    سخت است بالا بروی ساده بیای پایین
    قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند
    یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن
    چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند . . .
    .
    .
    .
    امشب شب رویای تو بود و تو نبودی / در دل همه آوای تو بود و تو نبودی
    دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد / در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی . . .
    .
    .
    .
    هر سحر آفتاب من بودی
    همه شب ها شهاب من بودی
    ور شکستم بدون چشمانت
    تو تمام حساب من بودی . . .
    .
    .
    .
    دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست / در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست
    با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم / بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست . . .
    .
    .
    .
    دل خوش میطلبم سیری چند ؟ / پای در بند به زنجیری چند ؟
    با چنین باده و جامی ساقی / تو بگو عشق و صفا سیری چند . . . ؟
    .
    .
    .
    امشب ز غمت میان خون خواهم خفت / وزبسترِ عافیت برون خواهم خفت
    باور نکنی خیال خود را بفرست / تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت . . .
    .
    .
    .
    قلب کال مـن
    در فصل دست های تــو می رسـد
    فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها
    دستــی برای تمـــام فصل ها . . .
    .
    .
    .
    من به زنجیر وفای تو اسیرم چه کنم
    گر نیایی به خدا بی تو بمیرم چه کنم
    در هوای غم عشق تو ز خود بی خبرم
    که من از عشق تو محتاج و فقیرم چه کنم . . .
    .
    .
    .
    اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم
    چنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانم
    کوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ست
    شب بی تابش ماه روی تو برده امانم . . .
    .
    .
    .
    کمی گیجم کمی منگم عجیب است
    پریده بی جهت رنگم عجیب است
    تو را دیدم همین یک ساعت پیش
    برایت باز دلتنگم عجیب است !
    .
    .
    .
    مـــرا یک شــب تحمل کن که تا باور کنـی ای دوست
    چگونـه با جنون خود مـدارا می کنم هـر شــب . . . !
    .
    .
    .
    دلم را ساده گیر آورده ای تو
    نه مستاجر ، اسیر آورده ای تو
    تمام رهن قلبت پیش پیش است
    نگو بازم که دیر آورده ای تو….!
    .
    .
    .
    مایهِ اصل و نَسَب در گردش دوران زَر است / دائمآ خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است
    کُره اسب ، از نجابت از پس مادر رود / کُره خَر ، از خریت ، پیش پیشِ مادر است
    دود اگر بالا نشیند کسرِ شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
    شصت وشاهد هردو دعوای بزرگی میکنند / پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است ؟
    آهن و فولاد از یک کوره می آیند برون / آن یکی شمشیر گردد دیگری نعِلِ خر است
    گر ببینی ناکسان بالا نشینند صبر کن / روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است .