1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آزارت می دهم، چون دوستت دارم !

شروع موضوع توسط minaaa ‏3/3/12 در انجمن کودک و نوجوان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏9/12/10
    ارسال ها:
    19,773
    تشکر شده:
    6,457
    امتیاز دستاورد:
    113
    به بهانه ی دوست داشتن خیلی از عادات بد در رفتار همسرتان آشکار می شود. از اذیت و آزار های روحی گرفته تا لفظی و در مواقع مقاومت شما کتک کاری! اما این به چه دلیل است؟ و چطور می توانیم این دوست داشتن را به نفرت تبدیل نکنیم؟ وقتی کسی را دوست داریم، ناخودآگاه نسبت به او حساس می شویم. نسبت به اطراف او و اتفاقات مربوط به او واکنش نشان می دهیم، اما عده ای این حساسیت خود را طوری ابراز می کنند که طرف مقابل خود را آزار می دهند.
    به بهانه ي دوست داشتن، محبت و علاقه به همسر، شريک زندگي مان را در زنداني از بايد و نبايد ها محصور مي کنيم؛ به خود اجازه مي دهيم به دفعات متعدد به او تلفن کرده و يا از او سوال کنيم که « کجا بودي »،« چکار کردي » « کي مي‌آيي؟ » و...
    با گذشت اندک زماني، متهم اين زنداني، از شک وترديد و توبيخات مدام زندانبان عاصي شده و اظهارخستگي و درماندگي خواهد نمود و انديشه گريز ازحصار بدبيني اين زندان و زندانبان تمناي تمامي لحظات زندگي اش خواهد شد.
    از همان روزهاي نخستين زندگي، رگه‌هايي از بدبيني در روابط زوج قابل مشاهده است. زوجين جوان، بالاخص خانم ها، در اوايل آشنايي و يا سالهاي ابتدايي ازدواج، تماس هاي مکرر،سوال و جواب هاي بي مورد همسر و رفتارهاي از اين قبيل را (مثلا، تماس مکرر ،در طي روز، يک مرد به نامزدش و پرسش مودبانه «کجا هستي؟ مي‌خواستم احوالت را بپرسم»)، به اشتباه، عشق و علاقه شخص مقابل تعبير نموده و بدان توجه چنداني نمي‌کنند غافل از آن که، علاقه مندي و دوست داشتن نيز همانند هر موضوعي ، قواعد خاص خود را دارد. احساساتي بدين سان مهيج و جالب، نه تنها مناسب نيست بلکه مسبب اصلي جدايي عاطفي همسران از يکديگر در زندگي مشترک مي باشد و در آينده اي نه چندان دور،کانون گرم خانواده‌ را با مشکلات عديده اي مواجهه خواهد نمود.
    برخي، داستان عشق خود را با بعضي از شخصيت هاي قصه ها و فيلم ها همانند دانسته و تشابه مثل مي کنند اما با چشيدن طعم تلخ فراز و نشيب هاي عشق نا پخته، به اين عبرت دست مي يازند که زندگي مشترک با رمّان ها و فيلم هاي عاشقانه تفاوت فاحشي دارد.
    عشق بعد از ازدواج، محصول زمان است و با آرامش و درک متقابل، به بالندگي و اوج مي رسد و اعتماد به همسر، زمينه اصلي عشق است و دو نفري که نسبت به هم علاقه مند و متعهد مي باشند با وجود فرسنگ ها دوري، تنها يک نفر را دلمشغولي ذهني خود مي دانند و در همه حال و احوال به او مي‌انديشند و لاغير. انحصار طلبي مطلق، زمينه اي براي تقويت حس حسادت است که اگر ناشناخته باقي بماند و ريشه هاي ستبرش را بيش از بيش بپروراند بي شک مهمترين عامل سو ظن و عدم اعتماد در زندگي زناشويي خواهد بود.
    يکي از شايع‌ترين علت مراجعه زوجين به مراکز مشاوره، اختلالي است تحت عنوان بدگمانى و سوءظن‏
    ابتلا به اين اختلال در خانم ها شيوع بيشتري دارد اما در آقايان شديدتر و مشکل‌ساز است و پيامدهاي خطرناک‌تري به همراه دارد؛ بيشترين ميزان مراجعه از جانب زنان به ستوه آمده اي است که ديگرتاب تحمل شكنجه و عذاب‏روحى اتهامات همسر را نداشته و اين متهم بيگناه، به ناچار براي رفع آن، دست آويز مشاوران مي شود.
    برخي از زوجين، رابطه زن و شوهري را با رابطه پليسي اشتباه گرفته اند؛ در چنين رابطه اي يکي از زوجين متهم و ديگري بسان پليسي مي باشد که در همه احوال به دنبال خلاف‌کار است و اعمال و حركات همسرش را تحت نظر مي گيرد.
    فرد مبتلا، بى‏جهت نسبت ‏به همسرش بدبين مي باشد، نگاهي بدبينانه به تمامي رفتارها و گفتار همسر دارد، بهانه‏جويى و ايرادگيري مي کند، همچون سايه اي در تعقيب همسر است و زندگي همسر را محصور به محدوديت هاي خود مي کند . از نظر چنين فردي، هر گونه پاسخدهي رفتاري و کلامي همسر، حتي در قبال سخت گيري ها و تعصبات غلط و توهمات بيجاي وي، مترادف با خيانت همسر قلمداد مي شود و او را بر آن وا مي دارد براي اثبات ادعاي بي منطق خود از در و ديوار شاهد و قرينه پيدا كند و در نهايت، متعاقب چنين مراقبت هاي افراطي و تحت نظر و سيطره ديگري بودن ، آسايش و اطميناني که لازمه زندگي سالم است رخت بربسته و زندگي به کام فرد و خانواده‏ تلخ مي شود.
    روان شناسان عوامل چندي را در بروز بدبيني بين همسران موثر دانسته اند که در ذيل به آنان اشاره مي نمائيم:
    حسادتها
    برخي از روان شناسان معتقدند ، بدبيني اول بار، از يک حسادت ساده شروع مي‌شود. مثلا، مردي پس از برگشت از يک مهماني به همسرش مي گويد: « تو مرا دوست نداري، در مهماني، اصلا به من توجه نمي‌کردي و مرا نمي ديدي ، انگار به ديگران( شايد اسم فرد خاصي نيز ذکر شود) بيش از من علاقه مندي ».
    تمناي ديگري به طور مطلق و خواهان کسب محبت انحصاري همسر براي خود ، تا حدي طبيعي است؛ اما اگر اين احساس، از حد معمول پا را فراتر بگذارد، باعث ايجاد آشفتگي در روابط زن وشوهر شد.
    حسادت و حس اينکه همسرم به ديگران، بيش از من بها مي دهد ؛ تدريجا به افکاري با رنگ و بوي پارانوئيدي(شک و بدگماني ) تبديل مي شود و متعاقب آن، فرد به انجام رفتارهاي جنون آميز و دور از ذهني مبادرت مي ورزد تا بدين طريق، مرهمي براي تسکين و فروکش کردن زبانه هاي شعله ور آتش حسادت خود دست يابد؛ لذا، عدم کنترل و پرورش افراطي اين حس ،مشکلات عديده اي را براي ارکان اصلي زندگي و کيفيت آن وارد مي سازد.
    غيرت و تعصب افراطي
    برخي از روان شناسان، تعصب و غيرت افراطي را منشاء سوء ظن‌ها تلقي مي نمايند و اظهار مي دارند، گاهي يکي از زوجين ،از واقعيات وجودي و شخصيتي ديگري بي خبر است و تحت شرايط مختلف، همسر را متهم به ايجاد فساد در حيات خانواده و مسبب درد و آلام خود قلمداد مي کند و اين انديشه کاذب" تلاش همسر براي کنار زدن او" توبيخات مکرر و آزارهاي رواني متمادي را براي هر يک از طرفين رقم خواهد زد.
    اعتماد به نفس پايين
    غالبا افراد بدبين، از اعتماد به نفس بالايي برخوردار نمي باشند و هر گونه مواجه همسر با ديگران را تهديدي حياتي در سلب علاقمندي و توجه همسر بر خود مي پنداراند که غالبا اين ترس را نيز با مفهومي به نام عشق و علاقه پنهان مي کنند ، در حالي که ما حصل عشق راستين، امنيت و آرامش است نه نگراني و تنش روز افزون.
    ساده انديشي و تحت تاثير محض ديگران بودن
    متاسفانه برخي از زوجين، ساده انديش و خامند و به شدت تحت تاثير گفته هاي بي منطق و حتي گاها حسادت مابآنه اطرافيان قرار مي گيرند و به تحريکات و ايجاد آشفتگي آنان در زندگي شان پاسخ مثبت داده و به دست خود تيشه به ريشه آرامش زندگي شان زده و آتش خانمان سوز بد بيني و سوءظن را به کانون گرم خانواده به ارمغان مي آورند.
    عقده‌ها و محروميت‌ها و سابقه تلخ درزندگي (علي الخصوص در دوران کودکي)
    گاهي عقده‌هاي رواني و محروميت‌هاي مربوط به دوران گذشته و تجارب تلخ زندگي، علت بدبيني و شک است. تجربه و لمس برخي از پيشامدهاي نه چندان خوشايند ( چه شخصي و چه در ديگران)، بستري را براي حساسيت و احتياط افراطي فراهم مي آورد و فرد را راجع به آن مهم، نسبت به همسر بدبين مي سازد.
    بيماري‌
    روان شناسان معتقدند بدبيني و سوءظن، بدون وجود قراين مبرهن و مشخص براي اثبات، خود بيماري تلقي مي شود. وجود برخي از بيماري‌هاي رواني ،علت اصلي سوءظن و بدبيني هاي افراطي است ؛مثلا،گاهي بدبين، فردي وسواسي است که براي فرار از مشکلاتي که روح و روانش را درهم مي فشرد، گرفتار اين اعمال مي شود . نازپروردگي ،بي‌حوصلگي‌ها، ناراحتي هاي عصبي، مصرف برخي از داروها و مواد، و ... فرد را مستعد اين بيماري مهلک مي کند.

    خودخواهي‌ها و ماجراجوئي‌ها
    ماحصل نهايي وجود دو خصيصه ،خودخواهي و ماجراجويي، چيزي جز انديشه سودمند طلبي محض براي خود و بي پروايي نخواهد بود که به موجب آن فرد تنها به اقتضاعات حال انديشيده و فکر خود را اصلح ترين پنداشته و بر آن اساس ،با ديگران برخورد مي نمايد و تخطي ديگران از اين اوامر حتمي الواقع و به جا، به منزله خيانت به آنان در نظر گرفته مي شود که متعاقباً بدبيني و شرارت بر اين انديشه خام خيانت دامن زده و بالاخره، بدين ترتيب است که زندگي بر طرفين تيره و تار مي شود.
    گردآوری:: گروه خانواده پرداد
     
    یک شخص از این تشکر کرد.