کافهسینما این فیلم محبوب مراسم اسکار، و البته همه ما در این روزهاست. در این پرونده مفصل شش بخشی در کافه سینما، شما اطلاعات و حاشیههایی درباره فیلم، سازندگاناش، گفتگوهایی با فیلمساز، نقد و نظر و اخباری از پروژههای آیندهشان را میخوانیم. درباره فیلم فیلم فرانسوی و صامت آرتیست درباره یک بازیگر بزرگ دوران صامت سینما به نام جورج والنتین است که با ورود یک بازیگر و رقاص زن جوان به نام پپی میلر به زندگیاش و همچنین ورود صدا به سینما، زندگیاش دچار تحولات اساسی میشود. جورج نمیتواند با تحولات سینما کنار بیاید و به نظر میرسد با ادامه این مسیر، چیزی جز فراموشی در انتظار جورج نیست. در حالی که پپی با ورود صدا، روز به روز در حال اوج گرفتن است. عوامل فیلم کارگردان و فیلمنامهنویس: میشل هازاناویسیوس (OSS117- گمشده در ریو) بازیگران: ژان دوژاردین (لوک خوششانس، چشماندازی به عشق)، برنیس بژو (داستان شوالیه، OSS117- قاهره، لانه جاسوسها)، جان گودمن (لبوفسکی بزرگ، کمپانی هیولاها)، جیمز کرامول (محرمانه لسآنجلس، مسیر سبز)، پنهلوپه آن میلر (راه کارلیتو، بیداریها)، میسی پایل (ماهی بزرگ، چارلی و کارخانه شکلاتسازی)، مالکولم مکداول (پرتقال کوکی، هالووین) چرا باید این فیلم را دید؟ این یکی از پدیدههای سینما در سال 2011 است. تصورش را بکنید در سال 2011 و در حالی که سینما از نظر تکنیکی هر روز دارد روزنههای جدیدی ایجاد میکند، این فرصت برای ما ایجاد شده که یک فیلم صامت سیاه و سفید را تماشا کنیم! فیلمی که داستانش در دوران ورود صدا به سینما میگذرد. منتقدان به شکل حیرتانگیزی از فیلم استقبال کردهاند و به خصوص از عشق به سینمایی یاد کردهاند که در فیلم جاری است. موفقیتهای این فیلم با کسب پنج جایزه اسکار (از جمله جوایز بهترین فیلم، بهترین کارگردان و بهترین بازیگر مرد نقش اصلی) تکمیل شد. مهمترین نکتهای که در نظرات منتقدان درباره این فیلم وجود دارد، این است که میشل هازاناویسیوس، کارگردان فیلم، به خوبی توانسته حال و هوای آثار صامت را برای تماشاگرانش زنده کند اما آرتیست در عین حال فیلم بسیار مدرنی هم هست. پس با فیلمی روبهرو هستیم که میتواند نظر طیف وسیعی از مخاطبان و علاقهمندان به سینما را جلب کند. به همین دلیل حتی اگر شما علاقهای به فیلمهای صامت نداشته باشید هم میتوانید از این فیلم لذت ببرید. فروش اکران آرتیست در کشورهای اروپایی پیش از آمریکا شروع شد و مجموع فروش این فیلم 100 دقیقهای که بودجهای حدوداً 12 میلیون دلاری دارد در سطح جهان به حدود 76 میلیون و 550 هزار دلار رسیده است. این فیلم در آمریکا هم از اواخر نوامبر در 4 سالن اکران شد که تعداد سالنهای فیلم آرامآرام افزایش یافت تا این که به بیش از هزار سالن رسید. فروش فیلم تاکنون در آمریکا حدود 31 میلیون و 874 هزار دلار بوده است. استقبال از همان زمانی که اولین خبرها از فیلمی به نام آرتیست به گوش رسید، مشخص بود که با فیلم عجیبی سر و کار داریم. اما از زمان اولین نمایش در جشنواره کن بود که مشخص شد آرتیست نه تنها یک فیلم مهم، بلکه یک اثر تر و تمیز و قابل تحسین است. واکنشها به فیلم بسیار مثبت بود. آرتیست از نامزدهای نخل طلای بهترین فیلم جشنواره کن بود و جایزه بازیگری را هم از این جشنواره دریافت کرد. اما نکته غافلگیرکننده، موفقیت همهجانبه آرتیست در فصل جوایز در سینمای آمریکا بود. تعدادی از جوایز دریافت شده توسط این فیلم را در بخش «وضعیت فیلم در فصل جوایز» مطالعه کنید. امتیاز در سایت آیامدیبی: 8.4 از 10 (33512 رأی) (رتبه 116 در میان بهترین فیلمهای تاریخ سینما از نگاه کاربران سایت آیامدیبی) امتیاز در سایت متاکریتیک: 87٪ امتیاز در سایت راتنتومیتوز: 95٪ نظر منتقدان: استفانی زاخارک؛ موویلاین (امتیاز: 100): این فیلمی است که به شکل پارادوکسیکالی با دعوت کردن مخاطبش به تماشای فیلم به شیوهای قدیمی، او را به سمت نوعی نگاه جدید به فیلمهای سینمایی دعوت میکند. آرتیست شاید مدرنترین فیلم قابل تصور در این دوران باشد. پیتر تراورس، رولینگاستون (امتیاز: 88): آرتیست همه چیزهایی که ما برای آنها به سینما میرویم را در خود دارد: اکشن، خنده، اشک و شانس گم شدن در دنیایی دیگر... آیا اسکار میتواند مقاومت کند؟! جیم ان. کریستلی؛ مجله اسلنت (امتیاز: 38): ایده ساخت یک فیلم درباره سینمای آمریکا بین سالهای 1927 تا 1933 به همان اندازه دلهرهآور به نظر میرسد که ساختن فیلمی درباره کل سینما. آرتیست به شکل حسابشدهای این معضل غیر قابل حل را با نادیده گرفتن تمام چیزهای جذاب و خاطره انگیز آن دوره و به جای آن تمرکز بر سرهمبندی کردن اطلاعات کلی حل میکند! (به نقل از سایت متاکریتیک) علی معلم (امتیاز: 88): ... دوستداشتنیترین فیلم کن 2011 بود. شجاعت و جسارت فیلمساز برای ساخت یک اثر صامت سیاه و سفید و نتیجه دلپذیر آن ستودنی است... فیلمساز با ظرافت تمام هم حس نوستالژیک تماشاگر عاشق سینما را اغناء میکند و هم بدون هیچ لغزشی یک فیلم صامت و سیاه – سفید جذاب امروزی ارائه میدهد... بعد از شکوفههای پژمرده (گریفیث) و روشناییهای شهر (چاپلین) این بهترین فیلم صامت سینماست. (نشریه فرهنگی هنری دنیای تصویر، شماره 205، تیرماه 1390، ص 50) امیرهوشنگ هاشمی (امتیاز: 100): آنهایی که دستی در فیلمسازی دارند و به خصوص با مقوله فیلمبرداری و نورپردازی سر و کار دارند میدانند که ساختن چنین فیلمی چقدر مهارت و چقدر عشق میخواهد و تصور اینکه شما با ضبط تصاویر به صورت رنگی و نمایش آن به صورت سیاه و سفید به نتیجه مطلوب برسید تصور کاملاً اشتباهی است. (همان، ص 65) وضعیت در فصل جوایز موفقیتهای آرتیست از جشنواره کن شروع شد. وقتی نامزد نخل طلا شد و ژان دوژاردن هم جایزه بازیگری این جشنواره را گفت. در جوایز سالانه فیلم اروپا هم آرتیست جایزه بهترین موسیقی متن را دریافت کرد و نامزد سه جایزه دیگر (از جمله بهترین فیلم) هم بود و عجیب این بود که در رشته بهترین کارگردانی حتی نامزد هم نشد. اما با شروع فصل جوایز موفقیتهای این فیلم بیشتر هم شد. از جمله جوایز این فیلم میتوان به موارد زیر اشاره کرد: نامزد ده جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه غیراقتباسی، بهترین بازیگر مرد نقش اصلی (ژان دوژاردن)، بهترین بازیگر زن نقش مکمل (برنیس بژو)، بهترین موسیقی متن و بهترین فیلمبرداری. آرتیست از میان این نامزدیها، پنج جایزه به دست آورد: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد نقش اصلی (ژان دوژاردن)، بهترین موسیقی متن و بهترین طراحی لباس. برنده هفت جایزه بفتا از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر مرد نقش اصلی، بهترین فیملنامه غیر اقتباسی برنده جایزه بهترین فیلم و بهترین موسیقی متن از انجمن منتقدان فیلم بوستون برنده جایزه بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم کن برنده جایزه بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی از انجمن منتقدان فیلم شیکاگو برنده جایزه بهترین کارگردانی سال از انجمن کارگردانان آمریکا برنده جایزه بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی از حلقه منتقدان فیلم فلوریدا برنده سه جایزه گلدنگلوب بهترین فیلم کمدی موزیکال، بهترین موسیقی متن و بهترین بازیگر مرد نقش اصلی در یک فیلم کمدی – موزیکال برنده جوایز بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد و بهترین کارگردانی از حلقه منتقدان فیلم لندن برنده جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردان و رتبه سوم بهترین بازیگر مرد از حلقه منتقدان فیلم نیویورک برنده جایزه بهترین فیلم سال از انجمن تهیهکنندگان آمریکا برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال از انجمن بازیگران آمریکا هر چند از طرفی کسب جایزه اسکار توسط یک فیلم صامت در قرن بیست و یکم خیلی عجیب به نظر میرسد، اما از سوی دیگر در این سالها اسکار بیشتر هنگام اعطای جایزه طرف فیلمهایی را گرفته که بیشتر قابلیت تبدیل به یک اثر «کلاسیک» را داشته باشند (نمونهاش همین سال گذشته که سخنرانی پادشاه بر شبکه اجتماعی ترجیح داده شد یا سال قبل از آن که نبرد میان قفسه رنج و آواتار به نفع فیلم اول تمام شد). آرتیست ظاهراً از همین الآن به یک فیلم کلاسیک تبدیل شده و نیازی به گذر زمان برای اثبات آن نیست! به هر حال حتی اگر جمله قبل هم اغراقآمیز به نظر برسد، این مسأله قابل توجه است که فیلمی مثل آرتیست قابلیت بیشتری برای تبدیل به یک اثر کلاسیک دارد تا آثاری مثل هوگو و اولاد (که جدیترین رقبای آرتیست در فصل جوایز بودند). این،نکتهای است که قطعاً نقش مهمی در موفقیتهای امسال آرتیست در فصل جوایز ایفا کرد. صحبتهای عوامل فیلم ژان دوژاردن: فکر میکنم هدف ما در یک فیلم صامت با یک فیلم ناطق تفاوتی ندارد. چون ما باید تعادل را در بازیمان رعایت و دیالوگها را حفظ میکردیم. میشل (هازاناویسیوس) چالش جدیتری را پیش رو داشت چون باید داستان را بدون صدا و دیالوگ و صرفاً به وسیله تصویر بیان میکرد. برنیس بژو: در حال حاضر من لقب مشهورترین بازیگر زن فیلمهای صامت دنیا را با خود حمل میکنم و نمیخواهم این عنوان را از دست دهم! بنابراین امیدوارم دیگر هیچ فیلم صامتی ساخته نشود! (گفتگو با میشل هازاناویسیوس درباره فیلم) فيلم شما واقعا دوره صامت را دوباره زنده كرده و خيلي واقعي، روشن و شفاف آن روزها را به تصوير ميكشد. چطور موفق شديد اين كار را انجام دهيد؟ من به دو نكته خيلي توجه كردم: اول فرمت فيلم صامت و بعد اين واقعيت كه اين فيلم درباره يك دوره تاريخي خاص است. خب فرمت فيلم به آن دوره ميخورد درنتيجه كاري كه بعد از آن بايد ميكردم اين بود كه آن دوره را با لوكيشنها و طراحي صحنه و لباسها دوباره خلق كنم. ايده من اين بود كه تعادلي بين دو فضا ايجاد كنم. تعادلي مابين چيزهاي مدرن و چيزهايي كه از آن دوره دوست داشتم و برايشان احترام قائل بودم. براي مثال در فيلم هم هيچ صحنه خشن يا غيراخلاقي وجود ندارد و همين باعث ميشود كه فيلم حال و هواي دهه 20 را پيدا كند. تلاش كردم تا سبك فيلمبرداري به شيوه سياه و سفيد را هم از نو خلق كنم. ميخواستم در همه تصاوير فيلمم منطقي وجود داشته باشد. هر چيزي كه مربوط به اين فيلم ميشد، دمده و قديمي بود. و به همين علت هم فضاي فيلمهاي صامت كلاسيك در اين فيلم هم جاري شده. آيا از دوربينهاي دهه 20 هم در فيلمتان استفاده كرديد؟ يا هر كدام از تكنولوژيهاي ديگري كه واقعا در ساخت فيلمهاي صامت آن دهه استفاده ميشدند؟ مسئولان پاناويژن خيلي به ما كمك كردند. آنها بعضي از لنزهاي دهه 20 را دوباره ساختند تا اعوجاج و پيچيدگيهايي كه در قابهاي فيلمهاي آن زمان ديده ميشد، در فيلم «آرتیست» هم وجود داشته باشد. من فقط چند بار در فيلم از آنها استفاده كردم اما بيشتر اوقات از تكنولوژيهاي جديد بهره ميبرديم براي اينكه كار سريعتر و آسانتر جلو ميرفت. من مجبور بودم كه فيلمبرداري را در 35 روز تمام كنم. درنتيجه زمان كافي براي يادگرفتن كار با دوربينهاي قديمي را نداشتم و البته بايد بگويم امروزه ديگر اصلا آنها فيلمهاي نيتراتي كه در فيلمبرداري مورد استفاده قرار ميگرفتند، وجود ندارد. به جايش حالا لوازم فوقالعادهاي براي فيلم ساختن در اختيار داريم. خب به همين دليل هم فيلم ساختن خيلي راحتتر از قبل شده است. درنتيجه بايد احمق باشم كه بخواهم از آن دوربينهاي كهنه استفاده كنم. من از يك دوربين خيلي پر سر و صدا استفاده كردم كه موقع فيلمبرداري صداي وزوز ايجاد ميكرد. صادقانه بگويم دليل استفادهام از آن دوربينها اين بود كه اجارهشان خيلي ارزانتر است. اما در عين حال سر صحنه خيلي هم از موسيقي استفاده كردم درنتيجه صداي دوربين به سختي شنيده ميشود. درضمن ما فيلم را به صورت رنگي فيلمبرداري كرديم و بعد در مراحل فني تصاوير را به سياه و سفيد تبديل كرديم. من با فيلم سياه و سفيد خيلي تست كردم اما رنگ انتخاب بهتري براي خلق تصاويري بود كه من به دنبالش بودم. ژان دوژاردن كار فوقالعادهاي در تركيب چند ستاره فيلمهاي صامت انجام داده: چاپلين، فربنكس، والنتينو...انگار همه را در وجود والنتين ميبينيم. چطور خودش را براي ايفاي چنين نقشي آماده كرد؟ وقتي شما درباره فيلمهاي صامت حرف ميزنيد، اولين كسي كه به ذهنتان ميرسد، چارلي چاپلين است و چاپلين نابغهاي بود كه نقش يك دلقك را روي پرده سينما بازي ميكرد. من از حربهاي متضاد چاپلين استفاده كردم. فيلمنامه را درباره مردي نوشتم كه در ابتدا خيلي قدرتمند بود اما بعد به دليل كاراكتري كه دارد در انتهاي فيلم تبديل به ولگردي مانند چاپلين ميشود. فيلمهاي صامت زيادي به ژان دوژاردن نشان دادم مانند«طلوع». و او بلافاصله فهميد كه ميتواند خيلي طبيعي آن را بازي كند. تلاش كردم تا داستانم را با تصاوير تعريف كنم. درنتيجه لازم نبود كه از بازيگرانم بخواهم پانتوميم بازي كنند. ميخواستم آنها تا جايي كه ممكن است طبيعي باشند. برنيس بژو هم براي بازي در نقشاش فيلمهاي مشابهي را نگاه كرد؟ برنيس همسر من است و در نتيجه همان زماني كه من شروع به ديدن فيلمهاي صامت كردم او هم خودش را در فيلمهاي آن دوره غرق كرد. همه كتابهايي را كه من خواندم، او هم خواند و همه فيلمهايي را كه ميديدم، او هم ديد. مجذوب جوآن كرافورد، كلارا بو و مارلن ديتريش شده بود. يك روز به او گفتم كه ديدن فيلمهاي ديگر را كنار بگذارد و فقط و فقط روي فيلمهاي همان دوره متمركز شود. به او گفتم: «اين نقش براي تو نوشته شده و بهترين نقشي است كه تو ميتواني بازياش كني. كاري كن كه اين نقش مال خودت بشود.» و اين دقيقا كاري بود كه برنيس انجام داد. آيا اين اميد را داريد كه «آرتیست» موفق شود علاقه تماشاگران معاصر را به فيلمهاي صامت برانگيزد؟ نميگويم كه چنين چيزي برايم مهم نيست اما من معلم نيستم و اين هم هدفم نيست. من ميخواهم مردم را سرگرم كنم. اينكه شما بتوانيد مخاطبتان را سرگرم كنيد و به او لذت ببخشيد، يك امتياز بزرگ است. من اينجا نيستم تا درسي به آنها بدهم. اما چيزي كه ميدانم اين است كه اگر آنها به شاهكارهاي دوران صامت رجوع كنند، قطعا لذت بيحدي در انتظارشان خواهد بود. فيلمهاي صامت فوقالعاده زيادي از آن دهه وجود دارند كه ديدنشان را ميشود توصيه كرد. نظر کاربران درباره فیلم LEETHA (امتیاز: 10 از 10): من عاشق یک فیلم صامت خوب هستم. وقتی داستان فیلم خوب باشد، نیازی به کلمات نیست... موقع دیدن این فیلم واقعاً احساساتی شده بودم. لحظات متعدد هوشمندانه و حتی درخشانی در این فیلم وجود دارد. قدرت موسیقی فیلم فوقالعاده است. امیدوارم این فیلم نامزدی اسکار بهترین فیلم را به دست آورد. TRUESTORY (امتیاز: 10): یکی از بهترین فیلمهای سال! این فیلم، درخشان، خلاقانه و بامزه است و هنرپیشههای فیلم هم بسیار بااستعداد هستند. موسیقی فیلم هم فوقالعاده است. تماشای یک چیز متفاوت، حس خوبی به آدم میدهد. فقط میتوانم یک نکته بگویم: این فیلم را تماشا کنید! !GAYCURMUDEGON (امتیاز: 6): به عنوان یکی از عشاق دوران صامت و فیلمهایی که در آن دوران ساخته شدهاند، متوجه نشدم به غیر از تازگی فیلم، چه نکته تحریککنندهای در آن وجود دارد! شخصیتها تخت هستند و طرح داستانی اولیه و کارگردانی فیلم وارد مسائل بیموردی میشود. (به نقل از سایت متاکریتیک) کافه سینما