[h=2][/h] آنجا سوژه بسیاری از فیلم ها و سریال ها تلخ و اندوه بار است. سوژه فیلم هایی كه در آن فرزندان یك عمر زندگی و زحمات و تلاش های پدر ومادرشان را دست كم می گیرند و آنها را به گوشه تنهایی می فرستند و می روند پی كارشان و آنقدر بی رحم اند كه حتی بچه هایشان را -كه نوه های پدر ومادرشان هستند- از دیدن آنها محروم می كنند و... [HR][/HR] آنجا جایی نیست جز خانه سالمندان! مینشیند لب تخت و به عكسهای كمرنگ شدهای كه روی دیوار چیده است، نگاه میكند. با یكی جوان میشود و دست در دست شوهر مرحومش به مشهد میرود و با دیگری دختر بزرگش را برای اولین بار در آغوش میگیرد. با یك عكس به عروسی او میرود و با عكس دیگر سال را نو میكند. توی عكسها همه دور هم جمعند و همه شادند، اما حیف كه این شادی را نمیشود از عكسها به اتاق سرد و بیروح آسایشگاه سالمندان آورد. ننه حكمت آهی میكشد و گوش میسپارد به هیاهوی مبهمی كه از در باز اتاقش به داخل میآید. پرستاری وارد اتاق میشود با یك لیوان آب و دوسه عدد قرص و سلامی دستش را سمت او دراز میكند. ننه حكمت آهی میكشد و در دل میگوید: دلم برای محبت نوههایم یك ذره شد . قرص، این قلب خسته را علاج نمیكند.ننه حكمت میداند این دیوارهای بلندی كه انگار از غصه ساخته شدهاند، او را در برگرفتهاند تا فراموش شود. شاید به همین دلیل است كه هر ماه و هر سال كمتر از قبل كسی سراغش را میگیرد. گرچه گاه جبر جامعه، وضع اقتصادی شكاف میان نسلها و محدودیتها و ناتوانیهای جسمی سالمند، خانواده را وامیدارد كه او را به خانه سالمندان بسپارند، اما هنوز امكانات خانههای سالمندان به نحوی نیست كه سلامت روحی، روانی و جسمی سالمندان را حفظ كند و خانههای سالمندان هنوز در مقایسه با جمع خانواده محیطهای مطلوب و ایدهآلی نیستند و حتی در مقایسه با خانههای سالمندان مطلوب نیز فاصله زیادی دارند. آنجا كه خانه نیست در پژوهشی سالمندان ساكن سرای سالمندان و سالمندان عضو كانون بازنشستگی مورد مقایسه قرار گرفتند. یافتههای پژوهش نوشاد قاسمنی و فاطمه مختاری حاكی از تفاوت معنیدار فاحش بین كیفیت زندگی، سلامت روان و تمامی خرده مقیاسهای این دو متغیر بود و در همه موارد، برتری با سالمندان عضو كانون بازنشستگی بود. همچنین متغیرهای سن، جنس، شغل و سطح اقتصادی نیز بر كیفیت زندگی، اثر معنیداری داشتند. خانه، بهترین پناه است هرچقدر به سالهای پیری نزدیك میشویم، دل كندن از محیطی كه خاطرات ما را در آغوش گرفته است، سختتر میشود. مرضیه خانم همسایه سالمند 76 ساله ما كه خانهاش بسیار قدیمی و كهنه شده بود، میگفت من اگر از این خانه بروم، میمیرم و بعد از مدتها اصرار فرزندانش عاقبت درست روبهروی آن خانه منزل گرفت و اگرچه چند سال از این ماجرا میگذرد، هنوز هم هر وقت پای صحبتش مینشینی دلش برای انگور گوشه حیات و گلدانهای شمعدانی و شاهپسندش تنگ شده و خشت خشت آن خانه را از آپارتمان جدیدش بیشتر دوست دارد. به اعتقاد كارشناسان محلی كه سالمندان در آن زندگی میكنند، بعد بسیار مهمی از كیفیت زندگی، راحتی و سلامت روانی او را تشكیل میدهد این كه فرد احساس كند در خانه خود روزگار میگذراند، در رأس همه عوامل موثر بر بهداشت روانی قرار دارد. بسیاری از سالمندان اواخر عمر اصرار دارند كه در خانه خود زندگی كنند و برخی از آنها آشكارا اعلام میكنند كه میخواهند در خانه خود بمیرند. این خانههای بیرونق تغییر ساختار خانواده از گسترده به هستهای، بالا رفتن سن و عدم پذیرش سالمندان در خانواده، تغییراتی را در سبك زندگی سالمندان به وجود آورده است و موسسات ویژهای تحت عناوین سرای سالمندان یا آسایشگاه، سالمندانی را كه نیاز به حمایت دارند، میپذیرند، اما این خانهها در میان مشتریانشان رونقی ندارند.با بالاتر رفتن سن، نیاز به خدمات مراقبتی و بهداشتی نیز افزایش پیدا میكند.اما آیا باتوجه به اهمیت خانواده هستهای در كشور ما و تمایل سالمندان به زندگی در خانواده، مكانهای نگهداری سالمند به نحوی برنامهریزی شدهاند كه به محیط خانواده نزدیك باشند و سلامت روان و كیفیت زندگی سالمند را به نحو شایستهای رقم بزنند؟ قاطعانه باید گفت: نه!!