1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

کسب و کارهای فراموش شده

شروع موضوع توسط prinston ‏2/3/12 در انجمن بخش قرنطینه

  1. داره خودمونی میشه!

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/11
    ارسال ها:
    95
    تشکر شده:
    50
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]
    كسب‌ و‌ كارهاي ‌فراموش شده
    [/h]


    ​
    ​
    ايران - شغل آدم‌هاي هر روزگار، اثر مستقيم روي رفتار و فرهنگشان دارد​
    راهي كه هر آدمي براي گذران زندگي‌اش برمي‌گزيند، نگاه او را به زندگي از ديگران متمايز مي‌كند و به او زبان و نگاه ويژه‌اي مي‌بخشد. سهم زيادي از عمر هر آدمي در كار مي‌گذرد و از وقتي شهرها به وجود آمدند، كاسبي مهم‌ترين شكل كسب درآمد مردم شهر بوده است. مردم خيلي زود ياد گرفتند كه غير دامداري و كشاورزي، با ارائه خدمات و فروش كالا هم مي‌توان درآمد داشت و از همان روزگار، مردمان تلاشگري بودند كه در كارگاه‌هاي ابتدايي و ساده و پشت دخل مغازه‌هايشان، بخشي از نياز همنوعانشان را تأمين مي‌كردند و شغلشان گاهي به چند هنر نيز آراسته بود.
    حالا خيلي از آن شغل‌ها فراموش شده‌اند. گذر روزگار و پيشرفت زندگي بشر، ديگر جايي براي بسياري از آنها نگذاشته است. بخشي از آنها به خاطر توسعه صنعت و علم از بين رفته‌اند، براي بخشي ديگر هم فرصت و حالي نمانده است. با اين حال هنوز در گوشه و كنار محله‌هاي قديمي‌تر، كساني هستند كه به همان شيوه‌هاي قديمي كار مي‌كنند و خدماتي به مردم مي‌دهند كه ديگر كمتر مي‌توان نشانه‌اي از آن در شهرها پيدا كرد.
    در همين محله ما هم كه روزگاري جايگاه درودگران و آهنگران و زورخانه و قهوه‌خانه بود، حالا ديگر نشانه‌هاي قديمي كمرنگ شده‌اند. با دكتر سيد مهدي ميرصادقي كه در رشته مردم‌شناسي تحصيل كرده است، درباره اين تغييرات فرهنگي و گذشته شغلي محله‌مان گفت‌وگو كرده‌ايم. ​
    چرا شغل‌هاي قديمي از رواج مي‌افتند؟​
    در دنيايي كه دائماً در تحول است، تغيير مي‌كند و تصحيح مي‌شود، ذهنيت‌ها و طرز فكرها بار دگرگوني‌ها را اعم از سياسي، اقتصادي يا اجتماعي به دوش مي‌كشند. تحول فكري در كشورهاي صنعتي به صورت ميلي جمعي به آتيه‌نگري و شناخت و پيشرفت در همِ زمينه‌ها جلوه مي‌كند و زمينِ ترك تدريجي بعضي آداب و رسوم و سنت‌ها و همراه با آن نوعي بازسازي و برنامه‌ريزي براي كل جامعِ مدرن را به همراه مي‌آورند و شغل هم بخشي از اين تغييرات است.
    در كشورهاي در حال توسعه افكار آن چنان به حفظ و باز توليد سنت و عرف مشغولند كه كمتر ميل و فرصتي براي شناخت‌هاي تازه دست مي‌دهد و اين در خود غرق شدن، كه نه در سمت و سوي تغييرات دنياي مدرن است و نه با شتاب اين تغييرات سازگاري دارد، حتي اثر دگرگوني‌هاي ناگزير را نيز به نوعي خنثي مي‌كند.
    بازتاب اين طرز فكرها در زندگي روزمره، ميراث فرهنگي هر كشور را تشكيل مي‌دهد و هويتي را به وجود مي‌آورد كه مردم آن كشور تصوير خود را در آن پيدا مي‌كنند و اين هويت به نوبه خود ضامن حفظ اين ميراث مي‌شود. ما اين هويت را در كشورهاي در حال توسعه سنت مي‌ناميم كه در محدوده آن ساختار و كاركرد جامعه باز توليد مي‌شود و تداوم مي‌يابد.
    سنتي كه از طريق انتقال دانسته‌ها، عقايد مذهبي و اسطوره‌ها، از قرني به قرن بعد منتقل مي‌شود، از نسلي به نسل ديگر از طريق نوشته‌ها يا گفته‌ها و امثال و حكم و نيز از طريق آنچه عرف مي‌ناميم. شغل‌ها هم بخشي از اين سنت‌ها هستند. ​
    شغل مردم از چه زماني تخصصي شده؟​
    تخصصي شدن كسب از خرده‌فروش‌ها شروع مي‌شود. اين گروه مالك كسب خود هستند و كالايي را از كلي فروش مي‌خرند و با درصدي سود مي‌فروشند. اكثراً از طبقه متوسط اجتماع، كاملاً منطبق و هماهنگ با فرهنگ و سنت بازار هستند و در حد امكانات خود در زندگي اجتماعي‌ـ سياسي بازار شركت مي‌كنند و كاملاً از خط مشي تعيين شده از طرف «گروه» پيروي مي‌كنند حتي اگر با آن مخالف باشند.
    اكثراً كم سوادند و بعضي از آنها اصولاً سواد خواندن و نوشتن ندارند و بعضي حتي قادر به امضاي اسم خود نيستند ولي شم كاسبي دارند و در كار خود موفق هستند. به قول خودشان، «كسي كه كف بازار بزرگ شده شم تجارت و خريد و فروش را بيش از كسي كه چند دكترا در اقتصاد گرفته دارد» و عقيده دارند كه بازار بهترين دانشگاه علم تجارت است.
    گويا در گذشته همه در مغازه‌ها كار نمي‌كرده‌اند و دستفروشي بيشتر رواج داشته. همين طور است. در گذشته انواع كسبِ دستفروش كالايشان را بر سر دست عرضه مي‌كردند. از جمله قبا، گليم و لباده‌اي‌ها كه متاع خود را يك‌كتي روي شانه مي‌انداختند. كفاش‌هاي نو و نيمدار فروش، طواف، ميوه‌فروش، سيب زميني، كبابي، لبويي، شلغمي، دل و جگري، ‌دوغي، تخم‌مرغي، پنيري، باقلايي، چاي دارچيني، پاتيلي‌هاي آشي و پلويي كه در تهران قديم بيشتر در سبزه ميدان كار مي‌كردند.
    يكي ديگر از اين نوع شغل‌ها آب زرشكي بود كه غرابه‌‌اي پيزُر كشيده از دوش آويزان مي‌كرد و كاسه‌آبي همداني‌اي يخ مي‌انداخت و صدا مي‌زد: آب زرشك جگرو جلا مي‌ده تشنه، دوغي هم قدحي بزرگ مرغي را با ليواني چند بر روي چهار پايه‌اي كوتاه مي‌گذاشت و داد مي‌كشيد، يا اگر زمستان بود، شيري و شلغمي و لبويي كه پاتيل و لاوك‌ خود را مي‌گذاشتند و داد مي‌زدند و در برابر يك شاهي صد دينار آن را در اختيار مردم مي‌گذاشتند.اين شكل كسب و كار در گذشته رواج زيادي داشت كه حالا كمتر اثري از آن مانده و محدود شده است. ​
    ويژگي شغل‌هاي قديم چه بود كه حالا ديگر از رواج افتاده‌اند؟​
    مهم‌ترين نكته در مورد اين شغل‌ها اين است كه آنها بر اساس نياز مردم همان زمان به وجود آمده‌اند و حالا چون ديگر شكل زندگي عوض شده كاركردي ندارند. من يك مثال مي‌زنم. مثلاً در گذشته دكان‌هاي آهنگري وجود داشت كه در آن به وسيله دست و ابزار اسباب اوليه اشياي آهني مي‌ساختند.
    اشياي محصول اين دكان‌ها عبارت بود از بيل و كلنگ بنايي، بيل باغباني و شن‌كش، ديلم و قلم و چكش سنگتراشي، سيخ و كفگيرك نانوايي، انواع زنجير كلفت و نازك براي مصارف مختلف مثل آويختن چلچراغ و چراغ و گوي و قنديل و افسار، دهانه‌هاي شتر و قاطر و گردن سگ و زنجيرهاي چارواداري، منقل‌هاي بزرگ و كوچك اسفند و كرسي و انبر و سه‌پايه،
    تغارتراش و كج‌بيل، ساج نان‌پزي، شاهين ترازو، كفه‌هاي بزرگ و كوچك و سرطاس، قپان‌هاي اهرمي سنگ قپان و ترازو، پايه‌هاي نيمكت‌هاي قهوه‌خانه، دريچه در راه آب و پنجره و طارمي، نعل اسب و الاغ، قطعات آهني گاري و درشكه و كالسكه و دليجان، مانند توپ و تسمه‌ دور چرخ و فنر و اهرم‌هاي كروك و مال بند، انواع حلقه و بست و قلاب كه البته ديگر هيچ كدام اين چيزها كاركردي ندارند و طبيعي است كه ديگر آهنگري به اين معني وجود نداشته باشد. ​
    چه شغل‌هايي در منطقه ما از گذشته رواج داشته‌اند؟​
    شغل مردم هر ناحيه با جغرافيا و ويژگي‌هاي فيزيكي آن ارتباط زيادي دارد. بافت فيزيكي اين منطقه ما از دو بخش مجزا و متفاوت تشكيل شده كه اين دو بخش با خيابان دهم فروردين يا سليمانيه از هم جدا شده‌اند و عبارتند از اراضي بخش غربي و شرقي.
    بخش غربي منطقه، همان روستاهاي قديمي اطراف تهران در دوران قاجار را تشكيل مي‌دهد كه در اثر توسعه و گسترش شهر تهران عمدتاً نوسازي شده و داراي بافت ريزدانه و قطعات كوچك و متراكم با عملكرد غالب مسكوني است.
    اراضي بخش شرقي بافت منظمي دارد و سيستم شهرسازي نوين و نسبتاً همگاني در اين بخش به اجرا درآمده است. عمدِ اين بخش را محلات صددستگاه و پرستار تشكيل مي‌دهد. در متون تاريخي، آبادي‌هاي دولاب و سليمانيه را به عنوان نواحي مسكوني حاشيه شرقي تهران، در محدوده منطقه 14معرفي مي‌كنند. ​
    كسب‌ و‌ كارهاي ‌فراموش شده​
    دولاب يكي از دروازه‌هاي دوازده‌گانه شهر تهران بوده كه متأسفانه به دستور كريم بوذرجمهري، شهردار وقت تهران در عصر پهلوي تخريب شده و امروزه تنها نامي از اين بناي باارزش باقيمانده. سليمانيه، جزيي از آبادي دولاب بوده و نام قديمي آن اصفهانك بوده است.
    خود دولاب دهي بسيار قديمي بود كه در جنوب شرق تهران و خارج از برج و باروي دوره صفوي قرار داشت و زمين‌هاي آن بيشتر براي صيفي‌كاري و تره‌بار مصرفي تهران كشت مي‌شد. با اين حساب مي‌بينيد كه اين منطقه از شهر تهران بيشتر حالت كشاورزي و گلكاري داشته و به معناي امروزي تجاري نبوده.
    اصولاً در گذشته بيشتر كسبه در بازار مستقر بودند. به اين ترتيب بيشتر مشاغل اين منطقه مشاغلي بوده‌اند كه به نوعي با كشاورزي و پرورش گل ارتباط داشته‌اند و حتي اولين گلفروشي‌ها هم در همين منطقه بوده است.

    منبع: نور پرتال​