1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

چرا 6 تن از امامان معصوم (ع) همسران خود را از ميان کنيزان برگزيدند؟

شروع موضوع توسط para3to ‏1/3/12 در انجمن احکام و روایات

  1. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    چرا 6 تن از امامان معصوم (ع) همسران خود را از ميان کنيزان برگزيدند؟

    خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1390/12/11

    بر اساس آن چه در کتاب هاي حديثي و تاريخي آمده است، ۶تن از امامان معصوم(ع) با کنيزاني که از مناطق فتح شده، آورده شده بودند، ازدواج کردند. اين کنيزان که در شهرها و مناطق فتح شده اسير مي شدند و به شهرهاي اسلامي انتقال مي يافتند، پس از خريداري توسط امامان (ع) با آن ها ازدواج مي کردند و چنان چه از آن ها فرزندي به دنيا مي آمد، به آن ها «ام ولد» يعني مادرفرزند مي گفتند.
    به جز امام حسين(ع)، از امامان(ع) متقدم، همه امامان معصوم(ع) متاخر از امام صادق(ع) تا امام حسن عسکري(ع) با «ام ولد» ازدواج کردند و آنان افتخار مادري امام (ع) را پيدا کردند.
    به نوشته کتاب اصول کافي ج۲، همسر امام صادق(ع) و مادر امام کاظم(ع) حميده، همسر امام کاظم(ع) و مادر امام رضا(ع) ام البنين، همسر امام رضا(ع) و مادر امام جواد(ع) سبيکه نوبيه يا خيزران نام داشت که از خاندان ماريه قبطيه همسر پيامبر(ص) بود.
    همچنين همسر امام جواد(ع) و مادر امام هادي(ع) نامش «سمانه»، همسر امام هادي(ع) و مادر امام حسن عسکري(ع) حديث يا سوسن و همسر امام حسن عسکري(ع) و مادر امام زمان(عج) هم نرجس خاتون بود.
    همه اين بزرگواران چنان که در کتاب معتبر کافي و ديگر کتاب هاي حديثي و تاريخي آمده است، «ام ولد» و از اهالي مغرب اسلامي بودند که پس از فتح اين مناطق توسط مسلمانان به اسارت در آمدند و به مناطقي چون مدينه و بغداد توسط برده فروشان براي فروش آورده شدند.
    فارغ از اين مسئله که در آن زمان برده گرفتن و برده فروشي امر رايجي بود و البته در احکام اسلام تلاش بسياري شد تا زمينه آزادي بردگان فراهم آيد، اين سوال مطرح مي شود که چه دلايل و مصالحي موجب شد تا از امام صادق(ع) به بعد حضرات معصومين(ع) با کنيزان ازدواج کنند و مادران امامان بعدي «ام ولد» باشند؟
    در پاسخ بايد گفت: اين مسئله را مي توان از منظر سياسي، مذهبي و اجتماعي بررسي و اين مشي و منش اجتماعي ائمه(ع) را از ابعاد گوناگون تحليل کرد.
    اما به اجمال مي توان گفت: از عصر امام صادق(ع) که بني عباس بر سر کار آمد و به تدريج قدرت گرفت، از آن جا که بني عباس پسرعموهاي حضرات معصومين(ع) به شمار مي آمدند، با ائمه(ع) ارتباطات نسبي داشتند و قوم و خويش اين بزرگواران بودند و به راحتي مي توانستند از طريق سببي يا نسبي به اسرار دروني خاندان اهل بيت(ع) تا حد زيادي آگاهي يابند، امامان معصوم(ع) براي جلوگيري از نفوذ دستگاه جاسوسي خلافت عباسي و ايجاد پايگاه در ميان اقوام و قبايلي که به واسطه جنگ، خانواده شان کشته و يا اسير شده و از خلافت ناراضي بود، با آنان وصلت مي کردند.
    علاوه بر اين که قلب هاي پاک اين کنيزان و ذهن هاي آماده و آلوده نشده به افکار و انديشه هاي خلافت آنان، در حقيقت به سرزمين بکري مي مانست که شايستگي داشت مهبط و منزل آموزه هاي امامت و اسلام ناب محمدي باشد و از آنان انسان هايي مکتبي و شيعه خالص بسازد. چنان که امام سجاد(ع) در عصر اختناق امويان، راهبرد تربيت بردگان و آزاد کردن آنان را در پيش گرفت و از اين طريق کادرهاي زيادي را تربيت کرد.
    همچنين اين پيوندها جايگاه اقوام تازه مسلمان را در ذهن عمومي جامعه اسلامي ارتقا مي بخشيد و زمينه ارتباط فرهنگي و تمدني ميان اقوام و جوامع را فراهم مي آورد و به طور عملي به مسلمانان نشان مي داد که اسلام ميان عرب و عجم، سياه و سفيد و برده و آزاد از نظر انساني فرقي نمي گذارد و «کفويت» را که از شرايط مهم ازدواج است، تنها در امور واقعي هم چون ايمان و اعتقاد به خدا و نه امور اعتباري مانند تشخص هاي اجتماعي مي داند و بدين گونه نگاه انساني اسلام و عدل اسلامي به طور عيني ترويج مي شد و آموزه هاي اسلام ناب در دل هاي تشنگان حقيقت جريان مي يافت.
    داستان ازدواج امام حسن عسکري(ع) با نرجس خاتون که کنيزي (شاهزاده) از اهالي روم بود، در کتاب ها از جمله در «غيبت» شيخ توسي به تفصيل آمده است.