مطالب ورودی (Content)نزدیک به یه ماه است که سری آموزشی ساخت پوسته ی وردپرس را آغاز کرده ایم و در این جلسه قصد داریم تا جلسه ی هفتم از این سری را به شما آموزش دهیم. در این جلسه علاوه بر اینکه باید جمله ی تکراری ام را تکرار کنم (همان جمله ی معروفی که از جلسه ی اول شروع کنید و سپس با ما همراه باشید، در جلسه ی پیش عنوان هر یک از پست های وبلاگ را به داخل صفحه آوردیم، در این جلسه می خواهیم که محتوا (Content) و یا همان مطالب اصلی پست را نیز به داخل صفحه بیاوریم. در این جلسه همیچنین مقدار بیشتری تگ باکس مخفی (div) برای مجزا کردن محتوای هر پست از عنوان آن (پست)، بکار خواهیم برد. پس برای فراگیری مطالب امروز با ما همراه باشید… بعلت طولانی شدن صفحه، به ادامه مطلب مراجعه کنید… امروز هم، همان کارهای اولیه را انجام می دهیم. برنامه ی Xampp را اجرا کرده، فولدر tutorial از بخش پوسته های وردپرس را گشوده، یک صفحه از مرورگر وب را باز کرده و آدرسhttp://iocalhost/wordpress را در آن نوشته و در آخر هم فایل index.php را باز می کنیم. ● مرحله ی اول کد <?php the_content(); ?> را در زیر کدهای عنوان مطالبتان تایپ کنید: تغییرات را save کرده و مرورگرتان را refresh کنید. شما باید الان نوشته های هر پست را در زیر عنوان همان پست مشاهده کنید. ◊ چه چیز اتفاق افتاد و این کار شبیه به چه بود؟ شما از تابع the_content() در php استفاده کردید که پست های ورودی (post entries) یا همان centent را صدا می زند. حتماً متوجه شده اید که مطالب ورودی شما، تمام عرض پنجره ی مرورگر را گرفته اند. این بدین خاطر است که شما هنوز استایلی برای آن تعریف نکرده اید. بیاد داشته باشید که فایل style.css نیز وجود دارد که هنوز شما با آن کارنکرده اید، بعدها که با استایل بیشتر آشنا شدید، خواهید آموخت که چگونه به باکسهای مخفی و سایر قسمتهای صفحه، ویژگی بدهید. در جلسه ی قبل ، من از شما خواستم که یکسری مطالب ساختگی را برای آزمایش به وردپرس اضافه کنید تا چندین پست داشته باشید. اگر شما هنوز اینکار را انجام نداده اید. همین الان اینکار را انجام دهید. سپس بازگردید به صفحه ی اصلی که در اینصورت با چندین پست، صفحه ی اصلی شما اینچنین به نظر می آید. ادامه دهید… برگردید به مرورگرتان، بروی تب View کلیک کنید و گزینه ی Page Source یا Source را انتخاب نمایید. یک پنجره از کدها برایتان باز خواهد شد. اگر شما از IE استفاده کنید یک صفحه ی Notepad برایتان باز خواهد گشت. من با افتخار از Firefox استفاده می کنم و در اینصورت، پنجره ی Sourceبرای من اینگونه به نظر می رسد: توجه کنید که بین محتوای فایل index.php و کدهای پنجره ی Source تفاوت وجود دارد. تمامی نوشته ها و عکس ها و غیره و به طور کلی، هرچیزی که درون این پنجره و یا همان notepad وجود دارد، بوسیله ی تابع the_content() صدا زده شده است. جالب است نه؟؟ بدون وبلاگ و مخصوصاً قالب های وردپرس، شما تمام این عکس ها و نوشته ها را بصورت کد، مشاهده خواهید کرد. همچنین، توجه کنید که تگهای باز و بسته ی P ، بدور متن من قرار گرفته اند (تگ P جزو Xhtml است) در حالی که این تگها در فایل index.php وجود ندارند، ولی آنها در پنجره ی کدهای Source یا notepad شما نمایان هستند؟ برای یافتن جواب، پاراگراف بعدی را مطالعه کنید ◊ تگ های P ، چرا و چطور؟؟ » چرا - وقتیکه شما ورودیهای وبلاگ و یا همان Content را تایپ می کنید، هرگاه که بوسیله ی دکمه ی Enter به خط بعدی می روید، یک پاراگراف را تشکیل می دهید. شما نیازمند این هستید که یک راه برای نشان دادن آن پیدا کنید. هر پاراگرافی داخل تگه های P قرار می گیرد. در اصل تگ P مخفف Paragraph می باشد. در حقیقت بدانید که این تگ P جزو همان فایلهای ورودی بحساب می آید و یک قسمت مجزا نیست که بعداً به نوشته ی شما اضافه شود. » چطور - اما اگر برایتان این سوال پیش آمده که چطور این تگها به دور نوشته های من قرار گرفته اند، جواب خیلی ساده است، قالب های سیستم وردپرس بطور خودکار تگ های P را برای شما می سازند. ● مرحله ی دوم: یک باکس مخفی (div) بدور عبارت the_content() قرار دهید و به آن class=”entry” را اضافه کنید. به مانند زیر: <div class=”entry”> </div> شما الان باید داشته باشید. تغییرات را ثبت کرده و صفحه ی مرورگر را referesh کنید.حال اگر شما به منوی view بروید و سپس گزینه ی Page Source را کلیک کنید، خواهید دید، تگ div به همراه class=”entry” بدور هر پست ورودی تان قرار گرفته است. ◊ چرا؟ اولین دلیل، با اینکار شما می توانید بگویید که کجا عنوان یک مطلب تمام می شود و کجا محتوای یک پست شروع می شود. دومین دلیل، برای استایل بندی (یا همان صفحه آرایی) بوسیله ی فایل Style.css است. شما بعدها یاد خواهید گرفت. ◊ چه تفاوتی بین id و Class وجود دارد؟ تا اینجا، برای هر باکس مخفی و یا تگ div، شما از id برای نام دهی به آن استفاده می کردید. برای مثال id=”header” را بیاد بیاورید! بنابراین چه تفاوتی بین این دو وجود دارد؟ تفاوت این است، idمنحصر به فرد است ولی calss اینگونه نیست. اگر شما نگاهی بیاندازید به کدهای پنجره ی Source ، خواهید دید که تنها یک id=”header”وجود دارد و یا تنها یک id=”container” وجود دارد، در صورتی که چندین class=”entry” را مشاهده خواهید کرد. ◊ آیا برای header و container می توان بجای استفاده از id از class استفاده کرد ؟جواب : بله این را در مغزتان نگه دارید: شما نباید هیچ id تکراری را داشته باشید. برای مثال، شما نمی توانید دو تا id=”header” بروی یک صفحه داشته باشید. بنابراین در شرایطی که شما می بایست از تگهای div چندین بار استفاده کنید، بجای استفاده از id برای نام دهی آنها، از class کمک بگیرید مانند باکس مخفی برای پست های ورودی که از class کمک گرفتیم. ● مرحله ی سوم: تگ div را به دور عنوان پستها و پستهای ورودی (content)قرار دهید. نام آن را class=”post”بگذارید. <div class=”post”> </div> توجه:نام های انتخاب شده برای class ها و id ها می تواند هر چیزی باشد. شما می توانید از این پس، نام غذاهای مورد علاقه تان، بازیگران مورد علاقه تان و… را برای آنها قرار دهید، اما کلماتی مانند post و entry علاوه بر اینکه کوتاه و ساده هستند، براحتی می توانند منظورمان را هم برای خود و هم برای دیگران شرح دهند. اینطور نیست؟؟ بعد از اضافه کردن کد بالا باید داشته باشید: و عکس زیر ، یک نسخه از حالت سازماندهی شده ی کدهای بالا است: من برای برجسته کردن کدها از دکمه ی tab بجای دکمه ی spacebar استفاده می کنم. چرا سازماندهی؟ بر خلاف عکس بالا، کدهای شما با هایلایت قرمز و سبز مشخص نیستند. شما نیازمندید تا کدها و وظیفه ی آنها را بیاد بیاورید. بوسیله ی این نوع برجسته کردن (فاصله های بوجود آمده از tab) حالا این عمل آسان است که برای مثال بگوییم که تگ </div> کجا بسته شده است. فایل index.php را save کرده و مرورگرتان را refresh کنید تا تمامی تغییرات ایجاد شده در پنجره ی کدهای Source را مشاهده کنید. ◊ چرا یک تگ div دیگر به دور عنوان پست و مطالب پست ها اضافه کردیم؟ جواب:شما عبارت div class=”entry” را برای مجزا کردن عنوان یک پست ها از مطلب همان پست اضافه کردید. در صورتی که عبارت div class=”post”را برای جدا کردن کل یک مطلب از دیگری اضافه کرده اید. این درس امروز ما بود؛ ممکن است کمی هضم کردن این اطلاعات برای شما سخت باشد، ولی با کمی کار کردن تمامی این مشکلات حل خواهد شد. در جلسه ی بعد به شما نحوه ی درگیر شدن با تاریخ ، دسته ها و بخش نظرات را به شما خواهیم آموخت.
چگونه برای وردپرس پوسته بسازیم؟(بخش ۸ و ۹) این بار دو جلسه را بصورت یکجا به شما خواهیم گفت. امیدوارم که با اینکار بتوانم رضایت شما عزیزان را جلب کرده باشم. بعد از گفتن مقدمه باید این نکته را نیز عرض کنم که در ابتدای جلسه، کار با postmetadata را شروع خواهیم کرد و سپس در جلسه ی بعد یا همان بخش دوم که در ادامه ی همین درس خواهیم داشت، به شما Else, Post ID, Link Title را معرفی خواهیم کرد. درس را با نیرویی مضاعف شروع می کنیم…. بعلت طولانی شدن صفحه، برای مطالعه ی درسهای هشتم و نهم به ادامه مطلب مراجعه کنید…. نکته: برای بزرگ دین عکس ها بروی آنها کلیک کنید. درس هشتم – Postmetadata: ◊ postmetadata چیست؟ سوال بسیار خوبی پرسیدم، در حقیقت postmetadata شامل: تاریخ نوشته، دسته ها، نویسنده، تعداد نظرات و… می شود. در حقیقت هر اطلاعات جانبی که مربوط به یک پست شود را postmetadata گویند. برای اینکه این موضوع را بیشتر متوجه شوید به عکس زیر نگاهی بیندازید: قبل از اینکه درس را به طور رسمی شروع کنیم، شما همان کارهای قبلی را انجام دهید، یعنی برنامه ی Xampp را اجرا کنید، فولدر پوسته های وردپرس، مرورگر و همچنین فایل index.php را نیز باز کنید. اجازه بدهید که در ابتدا، آنچه را که در دروس قبل گفته ایم، بررسی کنیم، شما باید تا الان مانند آنچه که در عکس زیر موجود است را در فایل index.php داشته باشید: ● مرحله ی اول: کدهای موجود در فایل postmetadata.txtرا در زیر کد <?php the_content(); ?>کپی و پیست کنید (توجه: این بار شما می توانید از کپی و پیست استفاده کنید. شما لازم نیست که بطور کامل کدهایی که در این قسمت اضافه کردیم را متوجه بشوید. همین که بدانید هر گروه از کدها چه اعمالی را انجام می دهند، کافی است) عکس زیر بخشی از کدهای اضافه شده را نشان می دهد. سعی کنید که کدهایتان را سازماندهی کنید (بوسیله ی دکمه Tab) حال تغییرات را ثبت کرده و صفحه را refresh کنید. شما همچنین می توانید به کدهای پنجره ی source از مرورگرتان نگاهی بیاندازید تا کدهای postmetadata را مشاهده کنید و متوجه شوید که اینگونه کدها به چه شکلی ظاهر می شوند. بیاد بیاورد که من به شما نشان دادم که چگونه پنجره ی کدهای Source را بگشایید. برای اینکار به تب view رفته و سپس Page Source یا Source را انتخاب کنید. ◊ توضیحات مربوط به کدهای اضافه شده: » <p class=”postmetadata”> و </p> - تمامی اطلاعات postmetadata بین تگ های پاراگراف (P) با مقدار class=”postmetadata”قرار می گیرند، زیرا من می خواهم تا postmetadata را از سایر محتوا (Content) یا همان مطالب ورودی مجزا کنم. بدون تگ پاراگراف (P)، اطلاعات postmetadata در هر کجا که محتوا (Content) یا همان مطالب ورودی تان پایان یابد، نشان داده خواهد شد، و همچنین، هیچگونه فاصله ای بین مطالب ورودی (Content) و postmetadata وجود نخواهد داشت. » <?php _e(’Filed under:’); ?> - عبارت &#58 کدی هست که عبارت دو نقطه ( : ) را صدا می زند و همچنین کد <?php _e(’ ‘); ?> بدور Filed under:قرار می گیرد، البته شما می توانید به سادگی Filed under: را تایپ کنید، ولی بیاد داشته باشید که می خواهیم زمانی این پوسته را به فارسی ترجمه کنیم و در صورتی که اینکار را انجام نداده باشید، با مشکل روبرو خواهیم شد. در جلسات پایانی که نحوه ی فارسی سازی پوسته را به شما خواهم گفت، کاربرد کد _e(’ ‘) را بهتر متوجه خواهید شد. » <?php the_category(’, ‘); ?> - عبارت the_category() یک تابع از php می باشد و دسته ها (category) را صدا می زند. دسته هایی که شما مطلب تان را در آنها قرار داده اید. حال که شما Filed under: و the_category() را با یکدیگر قرار داده اید، خواهید داشت Filed under: Name of category 1, Name of category 2 . علامت کامایی که (،) بین نقل قول the_category(’, ‘) قرار دارد، برای جدا کردن دسته ها بوسیله ی کاما(،) گذاشته شده است، که می توانید آنرا با هر چیز دیگری عوض کنید (کاما در حقیقت بین هر دسته قرار می گیرد تا دسته ها را از یکدیگر جدا کند. اگر متوجه نشده اید، کاما را با / عوض کنید و صفحه را Refresh نمایید تا تغییرات بوجود آمده، باعث فهم شما شود، البته این نکته را باید بگویم که شما باید مطالبتان را در چند دسته یا Category مختلف قرار داده باشید تا بتوانید این تغییرات را مشاهده کنید. اگر باز هم متوجه نشده اید که چه می گویم، این مبحث را بدون تغییر رها کنید و مطمئن باشید که روزی خواهید فهمید) » <?php _e(’by’); ?> - این عبارت مانند همان کاری هست که برای Filed under: کردیم. اگر شما یک پوسته برای استفاه ی شخصی می سازید، می توانید عبارت _e() را بدور کلمه هایتان قرار ندهید. اما اگر پوسته ای می سازید که برای عموم است، قرار دادن این عبارت بسیار اهمیت دارد. بطور کلی بگویم که هر پوسته ای را چه برای خود و چه برای هر شخص دیگری می سازید، اگر می خواهید که پوسته تان استاندارد و استفاده از آن راحت باشد، از کد _e() حتماً استفاده کنید. در جلسات پایانی اهمیت آنرا بیشتر حس خواهید کرد. » <?php the_author(); ?> - نیازی به توضیح ندارد، این تابع به سادگی نام شخصی که این پست و یا مطلب را منتشر کرده است را چاپ می کند. » <?php comments_popup_link(’No Comments »’, ‘۱ Comment »’, ‘% Comments »’); ?> - عبارت comments_popup_link() تعداد نظراتی که برای هر پست داده شده است را صدا زده و نمایش می دهد. عبارت No Comments » هنگامی نشان داده می شود که برای مطلب شما هیچ نظری وجود نداشته باشد. عبارت ۱ Comment » هنگامی نمایش داده می شود که برای مطلب شما تنها یک نظر وجود داشته باشد، و در آخر عبارت % Comments &187; هنگامی استفاده می شود که تعداد نظرات شما بیش از یک نظر باشد. برای مثال ۸ Comments » . علامت درصد (%) بجای تعداد نظرات و عبارت » نیز کد شکل » می باشد. » <?php edit_post_link(’Edit’, ‘ | ‘, ”); ?> - این کد تنها زمانی استفاده خواهد شد که شما بعنوان مدیر وارد وبلاگتان شده باشید. عبارت edit_post_link() به سادگی لینک Edit را برای هر پستی به مدیر وبلاگ نشان می دهد تا اگر مایل بود، قادر باشید که پست مورد نظرش را به آسانی تصحیح کند. عبارت edit_post_link() سه گروه از علامت نقل قول را دارا می باشد. اولین علامت نقل قول برای آن است که کلمه ویرایش پست با چه عنوانی نمایش داده شود. اگر شما برای مثال عبارت Edit Post را بجای کلمه ی Edit بنویسید آنگاه به شما کلمه Edit Post در عوض کلمه ی Edit نمایش داده خواهد شد. دومین گروه از علامت نقل قول ها تنها برای آن می آید که عبارتی را قبل از کلمه ی Edit قرار دهد. در اینجا یک خط عمود (|) که کد آن هم &124 است نمایش داده خواهد شد. سومین گروه از علامت های نقل قول برای این است که شکلی را بعد از کلمه ی Edit قرار دهد و چون درون آن هیچ عبارتی قرار داده نشده است، هیچ شکلی نیز مشاهده نخواهد شد. کاملا می فهمم که در این مورد کمی گیچ شده اید، می توانم بیشتر توضیح بدهم ولی اینکار را انجام نمی دهم و از خود شما می خواهم که با تغییر محتوای داخلی این سه گیومه متوجه شوید که منظور من چیست. فقط تغییرات را بعد از آزمایشات گوناگون به حالتی که الان وجود دارد، برگردانید. توجه: بعنوان مدیر وبلاگ وارد بخش مدیریت شوید سپس به صفحه ی اصلی سایت برگردید و لینک Edit را مشاهده کنید. ◊ اما یه چیزی را فراموش کرده ایم!!؟ درست حدس زدید، فراموش کردیم که تاریخ نوشته شدن مطلب را اضافه کنیم. این قسمت را من جدا از بخش های دیگر گفتم زیرا بسیار تنوع در نمایش دادن تاریخ متفاوت است. برای مثال به عکسهای زیر توجه کنید: بعلت تنوع این بخش در postmetadata من قرار دادن تاریخ را به جلسات بعد موکول می کنم و چند روش را برای قرار دادن تاریخ به شما خواهم گفت. خوب درس این جلسه ی ما به پایان رسید، اما فراموش نکنید که جلسه ی بعد را نیز در ادامه این جلسه بخاطر رضایت شما عزیزان شروع می کنم. بنابراین با ما باز هم همراه باشید… در بخش دوم از این سری، شما را با Else, Post ID, Link Title آشنا خواهیم کرد.درس نهم (بخش دوم) – آشنایی با Else, Post ID, Link Title: این درس Else, Post ID, Link Title را پوشش می دهد، که البته تنظیمات اضافی محسوب می شوند و اضافه کردن آنها اختیاری است، اما شما این تنظیمات را در هر پوسته ای خواهید یافت، زیرا شما نمی دانید، اشخاص برای چه اهدافی از پوسته ی شما استفاده می کنند. این بار به سرعت به سراغ مراحل می رویم و در طول آموزش، توضیحات لازمه را می دهیم. ● مرحله ی اول: کدهای پایین را در زیر کد <?php endwhile; ?>تایپ کنید: کد: <?php else : ?> <div class=”post”> <h2><?php _e(’Not Found’); ?></h2> </div> باید تصویری شبیه به زیر داشته باشید (توجه کنید برای سازماندهی کدها از tab استفاده کنید): تغییرات را ثبت کنید و صفحه را نیز Refresh نمایید، اما شما نباید هیچ تغییری را مشاهده کنید. حال به توضیح آنچه که تایپ کردید، می پردازیم: به کدهای زیر توجه کنید : کد: <?php if(have_posts()) : ?> <?php while(have_posts()) : the_post(); ?> <?php endwhile; ?> <?php endif; ?> ابتدا if(have_posts()) چک می کند که آیا هیچ گونه پستی در این وبلاگ وجود دارد یا خیر. سپس حلقه ی while(have_posts()) دستور the_post() را برای صدا زدن پست های شما اجرا می کند. عبارت else برای زمانی است که هیچ پستی وجود نداشته باشد. اگر کمی با برنامه نویسی php آشنا باشید، براحتی منظور من را متوجه شده اید، اما اگر آگاهی چندانی از این زبان ندارید، به زبان عامیانه باید اینگونه عرض کنم که عبارت شرطی if که به معنای اگر است، ابتدا سعی می شود که اجرا گردد، اما اگر این شرط بدلیل نبود پست، اجرا نشد، عبارت else که به معنای در غیر اینصورت است، اجرا خواهد شد. یعنی یا if اجرا می شود و یا else و البته عبارت شرطی if به else ارجحیت دارد. امیدوارم که منظور من را متوجه شده باشید. توجه شود، هنگامی که شرطی را آغاز می کنید، باید پایان آن شرط را در آخر مشخص کنید، بنابراین برای پایان دادن به شرط if از دستور <?php endif; ?> کمک گرفته ایم. همین موضوع برای حلقه نیز صادق است، یعنی زمانی که حلقه ای را شروع کردیم، باید پایان آن را نیز مشخص کنیم، پس برای مشخص کردن پایان حلقه از عبارت <?php endwhile; ?> استفاده کردیم. در مورد قانون تو در تویی توضیح دادیم، که نمود بارز آن در اینجا مشخص است.اگر دقت کنید متوجه می شوید که ابتدا شرط آغاز شده ، سپس حلقه آغاز شده ، بعد دستورات داخل حلقه اجرا شده، سپس حلقه بسته شده و در آخر شرط نیز بسته می شود، یعنی هیچگونه تداخلی در باز و بسته شدن اینگونه کدها نباید وجود داشته باشد. حالا شما می دانید که else برای چیست. در زیر مجموعه ی else یک باکس مخفی ایجاد کردیم و داخل آن نوشته ایم Not Found یا همان یافت نشد خودمان. این بدین معنی است که اگر پستی وجود داشت که هیچ، ولی اگر پستی یافت نشد، آنگاه عبارت Not Found برای شخص بیننده نمایش داده خواهد شد. چه منطقی و ساده…. در مثال بالا، پیغام Not Found درون <?php _e(’ ‘); ?> قرار گرفته است. دیگر توضیح نمی دهم که اینکار برای چیست. تمامی پیغام ها و کدها برای عبارت Not Found با تگ های <h2> و </h2> احاطه شده است. البته اینکار آنچنان واجب نیست. اینکار را برای این انجام داده ایم که نوشته ی ما بزرگتر به نظر برسد و بیننده راحت تر بفهمد که اشتباه کرده است و چیزی را در سایت شما پیدا نمی کند، شوخی کردم، امیدوارم که سایت شما پر از محتوا باشد. ◊ اما تگ های <div class=”post”> و </div> برای چه هستند؟ خوب مشخص است، جوابش را شما بگویید. بعد از این همه جلسه دیگر نگفتنش مایه آبروریزیست. ● مرحله ی دوم: مقدار id=”post-<?php the_id(); ?>” را به <div class=”post”> اضافه کنید: تغییرات را ثبت کرده و مرورگرتان را refresh کنید. حال به تب View رفته و Page Source یا Source را انتخاب کنید . شما خواهید دید که هر پستی حالا یک شماره یا id دارد که به آن اضافه شده است. کد the_id() به سادگی id هر پستی را صدا می زند و آنرا در کد صفحه نشان می دهد. حتماً دیده اید که سایتهای وردپرس در حالت عادی آدرس سایتشان به صورت http://www.p3oheip/?p=125است، عدد ۱۲۵ همان مقدار id می باشد. ◊ چرا اینکار را کردیم؟ اینکار برای این است که بطور اختصاصی یک پست خاص را مورد هدف قرار دهیم. برای مثال شاید شما بخواهید که ظاهر یکی از پست هایتان با سایر پست ها متمایز باشد، برای ایجاد تمایز بین پست ها، ما این عمل را انجام دادیم. بعدها، هنگامی که شما از فایل Style.css استفاه می کنید. به کمک id منحصر به فردی که هر پست دارد، قادرید تا این تمایز را بین هر پست ایجاد کنید. ◊ چطور می توان هم Class و هم id را برای یک div یا باکس مخفی قرار داد؟ div یک تگ هست، اما class یک مشخصه می باشد. id نیز یک مشخصه است. هر تگی می تواند چندین مشخصه را قبول کند مثل تگ div که می تواند ۲ مشخصه ی class و id را قبول کرده است.(توجه کنید id یک مشخصه ی Xhtml و عبارت the_ID() یک تابع php است و این دو با یکدیگر متفاوتند). ● مرحله سوم : عبارتtitle=”<?php the_title(); ?>” را به لینک عنوان پست ها اضافه کنید. عکس بالا یک قطعه از اسکرین شات است تا به شما نشان دهد که کد را کجا باید قرار دهید. تغییرات را save کرده و مرورگرتان را refersh کنید. به view source دوباره بازگردید. وقتی که پنجره ی Source رامشاهدده کردید، post title link را جستجو کنید. اگر عنوان مطلب شما Hello World باشد، آنگاه باید title=”Hello World” را داشته باشید. توضیح:title=”” یکی دیگر از مشخصه های xhtml برای تگ لینک (<a>) می باشد. هرچیزی که داخل علامت نقل قول قرار گیرد، برای توصیف لینک شما بکار برده می شود. در این مورد، عنوان هر پست، توصیف همان لینک نیز می باشد، این هست دلیل اینکه چرا از تابع پی اچ پی the_title() دوباره استفاده کردیم. اگر نمی خواهید از the_title() بعنوان یک مقدار برای title=””استفاده کنید، آنگاه می توانید مقدار دیگری که title=”” بگذارید، تا بعنوان توصیفات برای لینک عنوان مطلب شما محسوب شود. برای مثال، اگر در عوض the_title() ، شما از title=”Click me” استفاده کنید، توصیف برای عنوان هر پست Click me خواهد بود. حالا ، به صفحه ی وب بازگردید، کرسر موس را بروی عنوان هر پست قرار داهید، خواهید دید که توصیفات بصورت تول تیپ دیده خواهند شد. به عکس زیر نگاه کنید تا بهتر متوجه شوید: ◊ این عمل برای چیست؟ هرگاه که شما پستی را منتشر کردید، وردپرس Technorati.com و سایتهای دیگر رامطلع می سازد. ربات Technorati.com سپس به وبلاگ شما آمده و مطالب جدیدتان را تجسس کرده و در آخر یک خلاصه ای از پست شما را ایندکس می کند، که این خلاصه ، شامل عنوان توضیحات مطلبتان نیز می شود. کلاً بدانید که چیز خوبی است….