[FONT=tahoma, arial, helvetica, sans-serif][/FONT] زیکری آلن در رگه های فیلمنامه به قدری نفوذ کرده که مخاطب را غرق خود می کند ، بزرگان تاریخ هر چه دارند از وجود آلن دارند ، نیمه شب در پاریس به نوعی نمایان کردن زحمات چندین ساله خود بود . چاندور در اولین قدم از فیلمنامه نویسی ، خود را به عنوان یک نابغه معرفی کرد ، وی استادانه جامعه طبقاتی را در قالب داستانی سیاسی به مصلخ بلا می کشد . کریستین ویک در فیلمنامه نویسی موفق تر از ساخت موسیقی و بازیگری عمل کرد که شاید این موفقیت هم بیشتر برای آنی موملو باشد . اساس فیلمنامه ساقدوشها دو لحنی است که احتمالا دو نویسنده هر یک متمایز به بخش خود و بدون دستبردن به سمت دیگر کار کرده اند . جرات در اتخاب زمان فیلم و کاربلدی در ساخت روایتی مخصوص به همان زمان که با نقدش به نگرش سینماگران ، تلفیقی از هنر و صنعت را نشان می دهد . شاید هازاناویسیوس توقع دیدن همچون فیلمی را داشت ، که حال خود برای ساختنش دست به کار شد . ایبرت جدایی را در صدر بهترین فیلمها قرار داد . IMDb بزرگترین سایت سینمایی جهان نیز اخرین فیلم فرهادی را اولین اثر برگزیده در سال 2011 دانست . الکساندر پین کارگردان نوادگان آرزوی ساخت فیلمی مانند جدایی را کرد . و آنجلینا جولی در اعترافی از اثر فرهادی به عنوان بهترین فیلم سال نام برد .