پاسخ : گفته های دل در شادی و غم، احوال خویش را بر نکوهشگر و بیوفا آشکار مکن! که ترحم دوستان تلخست؛ همچنان که سرزنش دشمنان.
پاسخ : گفته های دل جنید را پس از مرگ بخواب دیدند و او را پرسیدند که: پرورگارت با تو چه کرد؟ گفت آن اشارت پرید و عبارات نابود شد و دانشها از یاد رفت و آن رسمها به کهنگی گرایید و جز چند رکعت نمازی که در شب خواندم، سودمند نیفتاد!
پاسخ : گفته های دل (ای نکوهشگر) به نکوهش بیفزای! و یا از نکوهش باز ایست! که مرا آزمندی آرامش نیست. من، از عشق شکوه نمیکنم. گرچه با من کرده است، چنانکه کرده است. قدر من در خواری منست، کع در عشق بعزت و افتخار رسیده است، آنکه در عشق، زیبایی ها را گرد آورد، و بکمال برسد، همچون ماهی ست، که از روشنی آن، ماه شب چهاردهم طلوع نمیکند و هربار که نام او بمیان آید، تکاپو در شب آغاز میشود. و بی امیدان از عشق او برمیخیزند و به تکاپو میافتند.
پاسخ : گفته های دل عشق، جذب دلهاست به نیروی مغناطیس زیبایی و کیفیت این جذب، به اندازه ایست که هیچ بیانی توانایی آن را ندارد. و از آن عباراتی تعبیر میشود که بیشتر آن را می پوشاند. مانند (زیبایی) که درک شدنی است، اما به وصف نمیگنجد و یا همچون (وزن شعر) است.
پاسخ : گفته های دل کسی که محبت را توصیف کند، آن را نشناخته است با همه این اوصاف، اگر عشق را وصف کردی، آن را نشناخته ای.
پاسخ : گفته های دل هنگامیکه نماز میگزارم، تو را به یاد میآورم و (آنگاه) نمی دانم که دو رکعت نماز گزارده ام یا هشت رکعت. و اینک مناسبت میان (دو) و (هشت) چیست؟ گفت مثل این است که از زیادی خطا و مشغولی اندیشه، رکعتها را به انگشت میشمرده. سپس مبهوت شده و ندانسته است که آیا انگشت های بسته را نماز گزارده است؟ یا انگشت های باز را؟
پاسخ : گفته های دل سرّی سقطی گفت: از (رمله) به سوی (بیت المقدس) میرفتم. گذرم به سر زمینی سبز افتاد که در آن آگیری بود. نشستم و از گناه خوردم و آب نوشیدم و بخود گفتم اگر در دنیا حلالی خوردم یا نوشیدم، همین بود. ناگه شنیدم که هاتفی میگوید: یا سرّی! مخارجی که تو را به اینجا رسانده است، از کجاست؟
پاسخ : گفته های دل (قثم) زاهد گفت: راهبی را در بیت المقدس دیدم که مردم بر او گرد آمده اند. به او گفتم: مرا وصیتی کن! گفت: همچون مردی باش که از درندگان به وحشت افتاده و خائف و ترسانست. میترسد که اگر غفلت کند، بدرندش یا اگر آرام گیرد، پاره پاره اش کنند. شب او، شب ترسناکیست، هر چند که فریب خوردگان در آن آرام گرفته اند و روزش، روز غم انگیزیست، هرچند که بیکارگان در آن ، خوشحالند. سپس بازگشت مرا ترک کرد. به او گفتم. بیش از این بگوی! گفت: تشنه به جرعه ای آب قناعت.
پاسخ : گفته های دل و دیروز وعده دیدار دادی و دیدار نکردی و من با خاطری پراکنده شب را به روز آوردم. مرا دلی ست در اشتیاق. و اشکی که در نسیم دیار دوست میریزد و اندیشه ای که «آیا خواهد آمد؟»
پاسخ : گفته های دل سهروردی: بدان! که تو، به زودی به مکافات کارها و گفتارها و اندیشه هایت خواهی رسید. و بزودی، صورتی روحانی از هر یک از حرکات تو، چه عملی باشد، چه گفتار و چه اندیشه ای، ظاهر خواهد شد. اگر آن حرکت، عقلی بوده است، بصورت فرشته ای پدید میآید، که در دنیا به همنشینی با او لذت میبری و در آخرت تو را به نور هدایت و رهبری میکند. و اگر آن حرکت شهوانی یا غضبانی بوده است، از آن صورت شیطانی پدید آید که در زندگی به تو آزار میرساند و در آخرت حجابی میشود و مانع ملاقات تو با نور پروردگار میگردد