1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

دوستت دارم .... پدر!

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏23/2/12 در انجمن سایر رشته ها

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]دوستت دارم .... پدر![/h]
    بنویس ! بابا انار دارد:معلم می گوید

    و او به یاد می آورد دست های لرزان بابا هیچ اناری ندارد،
    میان شیارهای پینه بسته دستانش، جز رنج چیز دیگری نیست.

    معلم هجی می کند انار می شنود «فقر»؛
    معلم می گوید:«بابا نان دارد»، می داند که، دروغ است هیچ نانی ندارد،
    معلم می گوید:«آن مرد در باران آمد» می نویسد، آن مرد در باران رفت و هرگز نیامد.

    بنويس : پدر را ديدم
    دخترک سير ميکند در دنياي خود ،
    ياد لحظه هايي ميفتد که پدرش شبها نيز براي گذران زندگي بيرون از خانه ميرفت

    و شبها نيز پدرش را نمي ديد و شبي را که پدرش زير باران رفت و ديگر نيامد و ياد مي اورد روزي را که خبر مرگ پدرش را از روزنامه هاي مچاله شده کنار خيابان خوانده بود.
    معلم بالاي سر دخترک مي ايستد و ميگويد : بنويس فقر. دخترک مينويسد : پدر ... قطره اشکي از چشم هاي دختر جاري ميشود روي ورقه کثيف املايش .
    دخترک دستهاي لرزانش را جلوي جشمانش ميبرد مبادا کسي اشکهاي او را ببيند دهانش را روي کلمه پدر نزديک ميکند و آهسته زير لب زمزمه ميکند ....
    معلم نزديکتر مي شود صداي اهسته اي ميشنود که ميگويد :


    " دوستت دارم پدر"
    ​
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. کاربر ارزشمند❤

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,257
    تشکر شده:
    47,235
    امتیاز دستاورد:
    170
    پاسخ : دوستت دارم .... پدر!

    دنبال بهانه ای بودم که باز بیایم و برایت بنویسم ​
    همه احساسی را که به تو دارم...​
    بهانه ای جز دوست داشتت نیافتم و​
    این همان است که مرا برای ادامه زندگی امیدوار می کند​
    پدرمعزیزترینم همه جان و دلم فدای تو ...
    ​
    تو که همه وجود منی و عاشقانه دوستت می دارم:ghalb:​
     
    یک شخص از این تشکر کرد.