1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

اشعار کارو

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏21/2/12 در انجمن سایر رشته ها

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]اشعار کارو[/h]
    توفان زندگی

    هشت سال پیش از این بود
    که از اعماق تیرگی
    از تیرگی اعماق و نظامی که می رفت
    تا بخوابد خاموش ، و بمیرد آرام
    ناله ها برخاست
    از اعماق تیرگی
    آنجا که خون انسانها ، پشتوانه ی طلاست
    وز جمجمه ی سر آنها مناره ها برپاست
    ناله ها برخاست
    مطلب ساده بود
    سرمایه ،‌خون می خواست
    مپرسید چرا ، گوش کنید مردم
    علتش این بود ... علتش این است
    و این نه تنها مربوط به هند و چین است
    بلکه از خانه های بی نام ، تا سفره های بی شام
    از شکستگی سر جوبه ی دار خون آلود ، تا کنج زندان
    از دیروز مرده ،‌تا امروز خونین
    تا فردای خندان
    از آسیای رمیده ، تا افریقای اسیر
    حلقه به حلقه ، شعله به شعله ، قطعه به قطعه
    زنجیر به زنجیر
    بر پا می شود توفان زندگی
    توفان زندگی ، کینه ور و خشمگین
    بر پا می شود
    پاره می کند ، زنجیر بندگی
    تا انسان ستمکش ، ب***د
    بشکافد از هم ، سینه ی تابوت
    خراب کند یکسره ، دنیای کهن را ، بر سر قبرستان
    قبرستان فقر ، قبرستان پول
    و بندگی استعمار ، بیش از این دیگر
    نکند قبول ! نکند قبول
    می لرزد آسمان ... می ترسد آسمان
    و زمان ... زمان و قلب زمان
    و تپش قلب خون آلوده ی زمان ، تندتر می شود تند ، تر دم به دم
    و روز آزادی انسان ستمکش
    نزدیکتر می شود قدم به قدم
    ​