1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آخر تخم مرغ دزد، شتر مرغ دزد می شود

شروع موضوع توسط ATENA ‏21/2/12 در انجمن داستان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    پسرك خردسالی از مرغدانی همسايه تخم مرغی می دزدد و مادرش كه زنی تهيدست و نادان است او را به اين كار تشويق می كند. پسرك به تدريج از سرقت تخم مرغ به سرقت مرغ و خروس و بره و بوقلمون اهل محل می پردازد و همچنان كه سنين عمرش بيشتر می شود دست به سرقت های بزرگ تری می زند تا آن كه سرانجام به كاروانی حمله می برد و شتری را كه حامل جواهرات پادشاه بوده می ربايد و دستگير می شود و به فرمان پادشاه می برند كه در ميدان شهر به دارش زنند. چشم پسر به مادر پيرش می افتد كه اشك ريزان كنار ميدان ايستاده و با مشاهدهء او از جلاد درخواست می كند كه بگذارد پيش از اجرای حكم، زبان مادرش را به عنوان وداع ببوسد. با خواهش او موافقت می شود اما هنگامی كه مادر، زبانش را بيرون می آورد محكوم، با يك فشار دندان های خود، آن را قطع می كند ! چون علت اين عمل را جويا می شوند می گويد : هر چه بر سر من می رود از اين زبان است. بار اولی كه تخم مرغی از خانهء همسايه دزديدم اگر زبان مادرم به جای تشويق و تحسين من ، قبح عملم را متذكر شده بود كارم از تخم مرغ دزدی به دزديدن شتر خزانهء پادشاه نمی كشيد و امروز طناب دار به گردنم نمی افتاد .