1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

داستان عاشقانه کلاغ (تصويري)!

شروع موضوع توسط ATENA ‏21/2/12 در انجمن داستان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    یه روزی آقای کلاغ ، ***** یا به قول بعضیا زاغ
    رو دوچرخه پا میزد، ***** رد شدش از دم باغ



    پای یک درخت رسید ،***** صدای خوبی شنید
    نگاهی کرد به بالا ،***** صاحب صدا رو دید
    یه قناری بود قشنگ ، *****بال و پر ، پر آب و رنگ
    وقتی جیک جیکو میکرد ،***** آب میکردش دل سنگ



    قلب زاغ تکونی خورد ،***** قناری عقلشو برد
    توی فکر قناری ، ***** تا دو روز غذا نخورد



    روز سوم کلاغه ، ***** رفتش پیش قناری
    گفتش عزیزم سلام ، ***** اومدم خواستگاری



    نگاهی کرد قناری ، ***** بالا و پایین، راست و چپ
    پوزخندی زد به کلاغ ،***** گفتش که عجب! عجب
    منقار من قلمی ،***** منقار تو بیست وجب
    واسه چی زنت بشم؟***** مغز من نکرده تب
    کلاغه دلش شیکست ،***** ولی دید یه راهی هست
    برای سفر به شهر ،***** بار و بندیلش رو بست
    یه مدت از کلاغه ،***** هیچ کجا خبر نبود
    وقتی برگشت به خونه *****از نوکش اثر نبود
    داده بود عمل کنن ، ***** منقار درازشو
    فکر کرد این بار میخره ،***** قناریه نازشو
    باز کلاغ دلش شیکست ،***** نگاه کرد به سر و دست
    آره خب، سیاه بودش! ***** اینجوری بوده و هست
    دوباره یه فکری کرد ، ***** رنگ مو تهیه کرد
    خودشو از سر تا پا ،*****رفت و کردش زرد زرد
    رفتش و گفت: قناری!***** اومدم خواستگاری
    شدم عینهو خودت ،***** بگو که دوسم داری
    اخمای قناریه ،***** دوباره رفتش تو هم



    کلهمو نگاه بکن ،***** گیسوهام پر پیچ و خم
    موهای روی سرت ،***** وای که هست خیلی کم
    فردا روزی تاس میشی!***** زندگیمون میشه غم
    کلاغ رفتش خونه *****نگاه کرد به آیینه
    نکنه خدا جونم !*****سرنوشت من اینه؟!
    ولی نا امید نشد ،*****رفت تو فکر کلاگیس
    گذاشت اونو رو سرش ، *****تفی کرد با دو تا لیس
    کلاه گیسه چسبیدش ،***** خیلی محکم و تمیز
    روی کلهی کلاغ ،***** نمیخورد حتی لیز



    نگاه که خوب میکنم ،***** میبینم گردنتو
    یه جورایی درازه ، ***** نمیشم من زن تو
    کلاغه رفتشو من ،***** نمیدونم چی جوری
    وقتی اومدش ولی ، ***** گردنش بود اینجوری
    خجالت نمیکشی؟*****واسه گوشتای شیکم!؟
    دوست دارم شوهر من ، *****باشه پیمناست دست کم!
    دیگه از فردا کلاغ ،*****حسابی رفت تو رژیم
    میکردش بدنسازی ، *****بارفیکس و دمبل و سیم
    بعدش هم میرفت تو پارک ،*****میدویید راهای دور
    آره این کلاغ ما ،*****خیلی خیلی بود صبور



    واسه ریختن عرق ، *****میکردش طناببازی
    ولی از روند کار ، *****نبودش خیلی راضی
    پا شدی رفتش به شهر ،***** دنبال دکتر خوب
    دو هفته بستری شد ، *****که بشه یه تیکه چوب
    قرصای جور و واجور ،*****رژیمای رنگارنگ
    تمرینهای ورزشی ، *****لباسای کیپ تنگ
    آخرش اومد رو فرم ،*****هیکل و وزن کلاغ
    با هزار تا آرزو ، *****اومدش به سمت باغ



    وقتی از دور میومد ، *****شنیدش صدای ساز
    تنبک و تنبور و دف ، *****شادی و رقص و آواز
    دل زاغه هری ریخت !***** نکنه قناریه؟
    شایدم عروسی *****بازای شکاریه



    دیدش ای وای قناری ، *****پوشیده رخت عروس
    یعنی دامادش کیه؟*****طاووسه یا که خروس؟
    هی کی هست لابد تو تیپ ، *****حرف اولو میزنه!
    توی هیکل و صورت ، *****صد برابر منه
    کلاغه رفتشو دید ،*****شوهر قناری رو
    شوکه شد ، نمیدونست، *****چیز اصل کاری رو!
    میدونین مشکل کار ،***** از همون اول چی بود؟
    کلاغه دوچرخه داشت ،*****صاحب بی ام و نبود