1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

روز های زندگی

شروع موضوع توسط ATENA ‏21/2/12 در انجمن داستان

  1. کاربر پیشرفته

    تاریخ عضویت:
    ‏28/4/11
    ارسال ها:
    16,005
    تشکر شده:
    5,240
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    ؟؟
    کسی سراغ گردو فروشی رفت و گفت : می شود همه گردو هایت را رایگان به من بدهی ؟!!

    گردو فروش با تعجب به او نگاه کرد و جوابی نداد! دوباره پرسید : می شود یک کیلو گردو مجانی به من بدهی؟

    و باز با سکوت مواجه شد!!

    -- پس خواهش می کنم دست کم یک عدد گردو مجانی به من بدهید . او آنقدر اصرار کرد تا بالاخره گردو را گرفت.

    --یک عدد که ارزش ندارد یک عدد دیگر هم بدهید . و با اصرار یک عدد دیگر گردو گرفت و درخواست کرد که گردوی سوم را نیز مجانی بگیرد.

    گردو فروش که عصبانی شده بود گفت: زرنگی!!!! این طور می خواهی یکی یکی همه ی گردو هایم را تصاحب کنی؟!!

    مشتری سمج گفت: راستش می خواستم درسی به تو بدهم. عمر و زندگی ما نیز چنین است. اگر به تو بگویم همه ی عمرت را به من بفروش به هیچ قیمتی این کار را نمیکنی . ولی روز های زندگی ات را بی توجه یکی یکی از دست می دهی و تا به خودت بیایی همه ی عمرت از کف رفته است..!!!