1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

10 اشتباه بزرگي که والدين مرتکب آن مي شوند

شروع موضوع توسط hila_evil ‏31/12/10 در انجمن کودک و نوجوان

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏29/11/10
    ارسال ها:
    502
    تشکر شده:
    51
    امتیاز دستاورد:
    0
    والدين به علت علاقه شديد به فرزندانشان ممکن است از چيزهاي مهمي که در زندگي کودکان آنها اهميت دارند غفلت کنند و به اشتباه کارهايي انجام دهند که براي تربيت بچه ها درست نباشد. در اينجا 10 اشتباه بزرگ که والدين مرتکب مي شوند نوشته Craig Playstead آورده شده است.

    1. لوس کردن فرزندان:

    کاملاً واضح است که والدين فرزندانشان را دوست دارند و مي خواهند فرزندانشان هر آنچه که مي خواهند داشته باشند و آنها هيچ کم و کاستي نداشته باشند. اين کار ناشي از نيت خوب والدين است، اما گذشته از هزينه اي که اين کار مي برد بچه ها هم لوس مي شوند. اين کار باعث مي شود بچه ها با وجود از تمام چيزهايي که دارند شاد و راضي نباشند و بيشتر بخواهند. آنها نياز به داشتن وسايل بيشتر ندارند، بلکه نيازمند زمان بيشتري هستند که در کنار والدين خود باشند. از اين سمت به موضوع نگاه کنيد: آيا آنها ياد گرفته اند براي تمام چيزهايي که دارند متشکر باشند؟ آيا آنها با داشتن همه چيز در کوکي، سرد و نااميد نخواهند شد؟ آيا فکر کرده ايد با خواسته هاي دوران جواني آنها چه خواهيد کرد؟

    2. نظم و انضباط ناکافي:

    زمانيکه شما براي نظم و تربيت دادن به فرزندنتان تنبلي کنيد يک شيطان کوچولو در خانواده خلق مي کنيد که خويشاوندان و معلمها و مربيها و دوستان از دست او در امان نيستند. اين صحيح نيست که به کودکانتان اجازه دهيد که هر طور که مي خواهند در خانه رفتار کنند، مثل پريدن روي مبل ها و تخت. زيرا آنها در خانه هاي مردم هم همينطور رفتار خواهند کرد، در صورتيکه آنها بايد ياد بگيرند که رفتار بهتري در بيرون از خانه داشته باشند. زندگي کردن با بچه هايي که تخت گران قيمت را مثل توري اکربات مي بينند کابوس است. اگر شما در تربيت کودکانتان کوتاهي کنيد ديگران اينکار را خواهند کرد و شما مسلماً اين را دوست نداريد.

    3. کوتاهي کردن در ارتباط با مدرسه:

    مدرسه جايي است که بچه ها وقت زيادتري را نسبت به جاهاي ديگر در آنجا صرف مي کنند، همچنين جايي است که مسئوليتهاي زيادي را به آنها واگذار خواهند کرد. سؤال اين است: آيا آنها آمادگي مواجه شدن با اين مسؤليتها را دارند؟ و شما چگونه مي توانيد بدون حضور فيزيکي در مدرسه او را همياري کنيد؟ اين مهم نيست که شما يا همسرتان باشيد، نياز است که يکي از والدين حتماً در مدرسه حضور داشته باشد. حداقل يک ايميل در هفته با معلم کودکتان داشته باشيد، اين موضوع باعث مي شود که معلم بداند شما علاقمند به پيشرفت کودکتان هستيد و او مي تواند شما را از هر خبري آگاه کند و هر موضوع مهمي را در ارتباط با کودکتان با شما درميان بگذارد. اگر آموزگار فعاليت شما و حساسيت شما را ببيند، نسبت به آموزش و تربيت کودک شما فعالتر خواهد بود.

    4.تحسين و تشويق نابجا:

    هنگاميکه مي خواهيم کودکانمان را تشويق کنيم يک نکته مهم وجود دارد. ساختن اعتماد به نفس در کودکان بسيار مهم است اما بر پا کردن يک جشن بزرگ براي يک پيشرفت معمولي توقع آنها را بالا مي برد و يک موقعيت واقعي را تحريف مي کند. آنها بايد با واقعيتها مواجه شوند. مثلاً در ورزشي مثل بستکبال که جايزه اين بازي به صورت مشارکتي است، پسر من هم در تيم مدرسه بازي مي کرد با اينکه بايد به تيم جايزه داده شود، بسياري از مادرها اصرار داشتند که به تک تک بچه ها جايزه داده بشود. در طي 4 فصل که پسر من در اين تيم بازي کرد جايزه هايش بيشتر از من است که بيشتر از 40 فصل بازي کرده بودم، نبايد به کودکان اعتماد به نفس کاذب داد.

    5.واگذار نکردن مسئوليت کافي به کودکان:

    کودکان شما نبايد انتظار هر پرداختي را براي انجام کارهاي عادي و روزمره در خانه داشته باشند. اينجا خانه است، يک هتل نيست. يک مقرري، ايده بسيار خوبي است براي کارهاي فوق العاده، نه براي کارهاي روزمره. آنها هم عضوي از خانواده هستند پس بايد مقداري از بار خانواده بر دوش آنها باشد. اگر آنها بزرگ شوند بدون داشتن مسئوليت کافي، چگونه انتظار داريد عهده دار يک شغل شوند و يا دانشکده خود را به پايان برسانند؟ مهم است که مطمئن شوند قسمتي از بار خانواده بر دوش آنهاست مثل خالي کردن ماشين ظرف شويي و يا زباله ها. نه اينکه آنها برده شما باشند و نه اينکه فکر کنند هميشه در تعطيلات بسر مي برند.

    6. همسر خوبي نبودن:

    چطور رفتار کردن شما با همسرتان در ايجاد ارتباطات فرزندانتان بسيار اهميت دارد. اگر رفتار شما با همسرتان درست نباشد و يا ارتباط شما با هم با فرياد و داد و هوار باشد، به فرزندتان ياد مي دهيد که رفتاري مشابه شما داشته باشد. بچه ها بيشتر از ديدن شما مي آموزند تا گوش دادن به حرفهاي شما. اگر شما با همسرتان با عشق و احترام رفتار کنيد، آنها نيز ارزش خانواده تان را در جلوي ديگران با چنين رفتاري نشان خواهند داد. رفتار صحيح پدر و مادر با يکديگر باعث مي شود که کودکان خانه را يک پناهگاه ايمن و دوست داشتني در دنياي ترسناک خارج از خانه بدانند.

    7.انتظارات نا معقول:

    بايد در ارتباط با فرزندانتان از آنها انتظارات معقول داشته باشيد. اگر شما از کودک 2 ساله تان انتظار داريد که مثل يک شاهزاده خانم کوچک بنشيند و شما با همسرتان براي صرف شامي عالي به رستوران برويد سخت در اشتباه هستيد، و همچنين اگر پسر کوچک شما 35 کيلو گرم وزن دارد و از او انتظار داريد ستاره فوتبال مدرسه خود باشد، انتظار نامعقولي داريد، شايد او دوست دارد نوازنده کلارينت بشود. انتظاراتي از آنها داشته باشيد که آنها بتوانند از پس آنها بر آيند. انتظارات نا معقول باعث اضطراب و ناراحتي در آنها مي شود.

    8.وابسته کردن آنها:

    بسياري از والدين فرزندانشان را نازپرورده بزرگ مي کنند و هر آنچه که آنها مي خواهند برايشان فراهم مي کنند و کارهايي که آنها بايد خودشان انجام دهند پدرو مادر انجام مي دهند، تا نکند او سختي کوچکي را متحمل شود. من از آن مي ترسم که ما در آينده نسلي بزدل داشته باشيم که حتي از تميز کردن اتاق خود هم بر نمي آيند چه برسد به مشکلاتي که در آينده بايد با آنها دست و پنجه نرم کند. بايد اجازه دهيد آنها مستقل بزرگ شوند و کارهاي خود را خودشان انجام دهند، اين کار نشان مي دهد که شما آنها را دوست داريد نه اينکه به آنها علاقه کمي داريد.

    9.آنها را خودتان فرض کردن:

    اجازه دهيد بچه ها بچه باشند و مرحله به مرحله بزرگ شوند و به آنچه علاقه دارند برسند. والدين نبايد بچه ها را راهي براي رسيدن به اهدافي که خودشان نتوانسته اند به آن برسند، بدانند. شما نبايد براي آنها چشم اندازي از آينده داشته باشيد، چون آنها به راهي خواهند رفت که خودشان دوست دارند نه شما، چنان که شما هم همين کار را کرديد. اجازه دهيد آنها خودشان را بيابند و استعدادشان را نشان دهند.

    10. تا آخر دنبال نکردن:
    اگر شما از پسرتان خواسته ايد نرده ها را رنگ آميزي کند بايد تا آخر کار را دنبال کنيد که او اين کار را انجام دهد. تا به آخر رساندن خواسته ها شما و حتي تنبيهات، زندگي را کمي مشکل خواهد کرد، اما او مي فهمد که حرف شما تغيير نخواهد کرد. اگر اين چنين نباشيد آنها مي پندارند که هر چيزي که شما گفته ايد فقط گفته ايد. آنها روي حرف شما حساب باز نمي کنند و به شما اعتماد نخواهند داشت.