اسم ببر و یه جمله براش بنویس و اگه دوست داشتی یه خاطره ازش بگو خودم برای چند تا از دوستای قدیمی مثل آریا، مثل گمجشک، مثل صبحناز و مجتبی و عسل۲۹ و ستاره و..... از همه بیشتر رایان تنگ شده ب همشون میگم کاش اینجا بودید و یه بار باهم حرف میزدیم حداقل برای هم کلاسهای دهمم، و معلمم خانم احمدی هعی... من که خیلی اذیتت کردم خانم، اون موقعا فکر می کردم باید ازت انتقام بگیرم بخاطر همین تو کیفت سوسک انداختم ولی الان خیلی ناراحتم از کارم خدا کنه منو بخشیده باشی
دلم تنگه برا عزیزایی که 11 ساله از دست دادمشون ولی هنوز که هنوزه خیلی سخته برام هضم کردن نبودنشون... من تو 6 سالگی معنی از دست دادن رو فهمیدم... چیز آسونی نیس!!
دلتنگ روزایی هستم که صبح تا 11 شب دانشگاه بودیم آخر شب با مینی بوس خوابگاه برمیگشتیم تازه شام بپزیم و لباس بشوریم و دور هم بشینیم
دلتنگ شدن برای غیر از تو پشیمانیست . به به عجب شعری سرودم استفاده از شعر بالا با ذکر منبع بلااشکول میباشد