1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

آهنگر

شروع موضوع توسط ViRTUS ‏3/2/12 در انجمن داستان

  1. کاربر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏8/12/11
    ارسال ها:
    12,526
    تشکر شده:
    3,785
    امتیاز دستاورد:
    0
    [h=2]آهنگر[/h]
    آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا" به خدا عشق می ورزید .
    روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید :
    « تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند
    دوست داشته باشی ! »
    آهنگر سر به زیر آورد و گفت :
    « وقتی که می خواهم وسیله ای آهنی بسازم
    یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم
    و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید .
    اگر به صورت دلخواهم درآمد می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود
    اگر نه آن را کنار می گذارم .
    همین موضوع باعث شده است که
    همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا !
    مرا درکوره های رنج قرار ده اما کنار نگذار !
    ​