1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

عاشق بودم دست خودم نبود!!

شروع موضوع توسط Sharom ‏2/2/12 در انجمن سایر رشته ها

  1. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏13/1/12
    ارسال ها:
    758
    تشکر شده:
    984
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    Tanha
    روزی پرسیده خواهد شد که این دل را به چه کسی سپردی و چرا سپردی؟ برخی می‌گویند: «عشق دست خودم نیست. خب دوستش دارم، چه کار کنم؟» ...

    دست خودم نیست. دوستش دارم، چه کار کنم؟


    نمی دانم تا کنون عاشق شده اید یا نه ؟


    روزی پرسیده خواهد شد که این دل را به چه کسی سپردی و چرا سپردی؟ برخی می‌گویند: «عشق دست خودم نیست. خب دوستش دارم، چه کار کنم؟


    نمی دانم تا به حال عاشق شده اید یا نه ؟ بارها شنیده ایم که می گویند :"عاشقی بد دردی است" وقتی کسی عاشق می شود تمام حواس او صرف معشوق می شود به گونه ای که نه چیزی را می بیند و نمی شنود.


    ‌دریغا که بشر عالی ترین فعالیت روانی خود را که وحدت یابی است، در مسئله ای مستهلک می سازد که تمام هستی او را با خلأ روبرو می سازد .


    بحث ما در اینجا شرح چگونگی حالات یک آدم عاشق و آسیب شناسی رفتار وی نیست، می خواهیم از دیدی دیگر به ماجرا نگاه کنیم .


    کسانی هستند که وقتی عاشق می شوند گمان می کنند این بی قراری و عدم کنترل بر احساسات که آن ها را از انجام تکالیف الهی و وظایف شرعی باز داشته امری غیر ارادی است که آن ها هیچ اختیاری در این زمینه نداشته اند و در جواب هر سؤالی خواهند گفت: "خب عاشقم، دست خودم نیست، دوستش دارم ... چکار کنم؟"


    اما آیا واقعا ما مسؤل نیستیم و این امر جبری بوده و در حوزه اختیارات نبوده است؟


    قرآن کریم می فرماید: «اِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ اوُلئِکَ کانَ عَنْهُ مَسئُولا »؛ چشم و گوش و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد .


    روزی پرسیده خواهد شد که این دل را به چه کسی سپردی و چرا سپردی؟ برخی می‌گویند: «عشق دست خودم نیست. خب دوستش دارم، چه کار کنم؟» اگر این دل دست خود ما نباشد، پس پرسش از آن هم غلط است. اگر به عنوان مثالا اگر در اداره‌ی راهنمایی و رانندگی اتفاقی رخ دهد به من هیچ مربوط نمی‌شود. نه پلیسم، نه کلید دارم، نه نگهبان و... ؛ ولی نسبت به این مقاله ای که می نویسم مسئول هستم که چرا این مطلب را گفتم؟ چون من انجام دهنده‌ی این نوشته هستم. پس نسبت به آن نیز مسئولیت دارم. دل و قلب نیز همین گونه است . اگر خداوند آن را مسئول می‌داند، یعنی اختیار آن دست من بوده است و با اراده‌ی من کاری انجام داده است. شاید اگر محبّتی به دل کسی افتاد، دیگر بقیه‌اش در اختیار فرد نباشد، اما قبل و شروع آن، با اختیار بوده است. پس باید چشم و گوش را کنترل کرد تا مهر هر کسی به دل انسان نیفتد. قلب مانند یک رایانه است، و چشم و گوش مانند ورودی‌های آن رایانه هستند. باید ورودی‌ها را کنترل کرد تا ویروس وارد رایانه نشود، اما اگر وارد شد، دیگر همه چیز خراب می‌شود


    غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق بگیرد آزاد است


    اگر ورودی ها کنترل شود ، انسان آزادی هایش بیشتر می شود دیگر به هر رنگ و لعاب و صورتی دل نخواهد بست، اگر صورتی را دید زدیم و مهمان دل کردیم اینجاست که قوه ی خیال کارش را شروع می کند و چنان بتی از طرف می سازد که گویی عن قریب است در طلب وی روح از بدن جدا شود.


    در این بازار مکاره دنیا به هر طرف که رو کنیم هزاران مورد هست که ممکن است دل و دین از ما بربایند ،اما اگر این نگاه کنترل شود این احساسات آنی کنترل شود آنگاه خیر دنیا و آخرت را خواهیم برد .


    هر چه در این ره نشانت دهند گر نستانی به از آنت دهند


    یک دل داری تو را یک دوست بس است و آن خدای تعالی است - الیس الله بکاف عبده -


    دو عالم را به یک بار از دل تنگ برون کردیم تا جای تو باشد

    "بعضی از مردم معبودهایی غیر از خداوند، برای خود انتخاب می کنند و آنها را چون خدا دوست می دارند، امّا آن ها که ایمان دارند،‌ عشقشان به خدا (از مشرکان نسبت به معبوهاشان) شدیدتر است".[بقره، آیه 165]