گبه نوعي فرش است كه معمولاً در قطع قاليچه توسط عشاير و ايلات لر و قشقايي بافته مي*شود و داراي پرزهاي بلند است. در بافت گبه از تعداد پود بيشتري استفاده مي*شود كه اين كار در نرمي گبه تأثير فراوان دارد. تعداد پود برخي از گبه*ها در هر رج، گاهي از سه تا هشت و بلندي پرزها گاهي تا يك سانتي*متر مي*رسد. مهم*ترين و اصلي*ترين ابزار مورد نياز بافت گبه، «دار» است. «دار» گبه در اندازه*هاي مختلف به صورت افقي و در سطح زمين قرار مي*گيرد. اغلب از جنس چوب يا فلز بوده و شامل شانه، چاقو و قيچي است. بيشتر بافندگان عشاير بر روي زمين و بر روي دارهاي افقي عمل بافتن را بدون نقشه انجام مي*دهند. براي شروع كار معمولاً از قاليچه ديگري كه به آن «دستور» مي*گويند، استفاده مي*شود. و در حين بافت انتخاب و تركيب*بندي رنگ*ها را انجام مي*دهند كه همين امر سبب مي*شود گبه*اي متفاوت با نمونه قبلي به وجود آيد. مرغوب*ترين پشم براي بافتن انواع قالي و گبه، «پشم فارسي» نام دارد. هنرمند بافنده گبه بسيار از روايت*ها و داستان*ها و نيز مضامين برخاسته از طبيعت تأثير مي*گيرد. نقش گبه، حكايت*گر حالات روحي بافنده آن است و گريزان از تكرار بوده، و بر خلاف نقوش طراحان شهري كه پرتكلف و قراردادي هستند، به طور مستقيم از طبيعت الهام مي*گيرد. نقش گبه و خصوصيات آن بسيار متأثر از زندگي ايلياتي و عشايري است. طراحي، نقش*پردازي و حتي رنگ*آميز گبه از قالي و قاليچه جداست و تابع قواعد و سنت*هاي خاصي است. بافندگان گبه به سبب آزادي از قيد و بند در نقش*پردازي حتي از بافندگان قالي هم دستشان بازتر است. طرح*ها و نقش*هاي گبه ذهني ولي تأثير گرفته از طبيعت است و بيشتر طرح*هاي هندسي را در بر مي*گيرد. در يك يا دو حاشيه اين قاليچه*ها يك شكل ساده و هندسي به صورت مجرد تكرار مي*شود. در زمينه ساده آن يك ترنج بزرگ يا چند لوزي كوچك در امتدادهاي طولي ديده شده و گاه در متن خالي وسط گبه، نقش درخت يا نقش چهار فصل يا نقش شير بافته مي*شود. اين نقش*ها با رنگ*هاي متفاوت و خاصي به گبه*هاي عشايري جلوه خاصي مي*دهد. «توجه به نقش شير در گبه*ها» به نظر مي*رسد توجه به نقش شير بيشتر از آن جهت بوده، كه يكي از لقب*هاي حضرت علي(ع)، «شير خدا» ذكر شده است. اين حيوان پر ابهت از ديرباز هماورد پهلوانان بوده است. در فرهنگ ايرانيان شير، سمبل شوكت، جلال، قدرت و در نزد لرها و تركان قشقايي متداول بود. به طور كلي، شيراز زمان*هاي قديم مورد علاقه ايرانيان به خصوص مردم فارس بوده و آن*ها از طريق سكه*ها، مهر*ها، شيرسنگي و ساير نقوش وابستگي خود را به گذشته حفظ مي*كردند. اين دلبستگي با گبه*هاي شيري به داخل چادر و زندگي عشايري راه يافته است. همين مسئله سبب شد زنان قاليباف عشاير، «شير» را نقش محبوبي براي زينت بخشيدن به گبه*هاي خود بدانند. رنگ*آميزي گبه*ها بي*نظير و زيباست. رنگ*آميزي اكثر آن*ها به استثناي تعداد معدودي طبيعي و گياهي است. رنگرزي سنتي و بهره*گيري از رنگ*هاي گياهي اعتبار ويژه*اي به صنايع دستي عشاير بخشيده است. گبه*بافي بيشتر در مناطق روستايي و عشايري رواج دارد و مركز اصلي بافت آن مركز و جنوب كشور است. گبه نوعي فرش است كه معمولاً در قطع قاليچه توسط عشاير و ايلات لر و قشقايي بافته مي*شود و داراي پرزهاي بلند است. در بافت گبه از تعداد پود بيشتري استفاده مي*شود كه اين كار در نرمي گبه تأثير فراوان دارد. «گبه قشقايي» دست بافته*هاي كوچ*نشينان قشقايي در نهايت دقت و ظرافت بافته مي*شوند. طرح*هاي گل و گياه، نقش مايه*هاي حيواني و نقش*هاي مربوط به ستارگان در دست بافته*هاي عشايري لر و بختياري مكرر به چشم مي*خورد. در گذشته گبه، عمدتاً به قصد مصرف خانواده و فرش كردن خيمه و خانه استفاده مي*شد، و به هيچ وجه جنبه تجاري نداشت، به همين سبب خيلي كم بافته مي*شد. چون بافت آن به منظور استفاده شخصي بود. گبه*هاي درشت بافت بر روي قاليچه در وسط چادر براي زير پا انداختن استفاده مي*شود. گاهي به دليل پود فراوان و در نتيجه نرمي گبه، از آن به عنوان پتو و روانداز نيز استفاده مي*شود، البته اين كار در خارج از چادر و در مواقع خاصي نظير سفر انجام مي*گيرد. هرچند گبه در روزگار قديم موارد استفاده فراواني داشته، اما چند سالي است كه استفاده از آن در جامعه ايراني رواج بيشتري پيدا كرده است.