1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

زبان ترکی آذری

شروع موضوع توسط demir ‏13/1/12 در انجمن ایران

  1. کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏25/12/11
    ارسال ها:
    446
    تشکر شده:
    270
    امتیاز دستاورد:
    0
    [​IMG]

    زبان ترکی آذری

    زبان امروزی مردم شهر تبریز به ترکی آذربایجانی، ترکی آذری، آذربایجانی و آذری معروف است. همچنین در کتاب «حدایق‌السیاحه»، زین‌العابدین شیروانی (معاصر فتحعلی شاه و محمد شاه) نیز تأیید می‌کند که ساکنین تبریز به این زبان سخن می‌گویند. پیش از ورود زبان ترکی به منطقه، مردم تبریز به زبان آذری سخن می‌گفتند که تا حدود قرن یازدهم هجری در آذربایجان رایج بود. زبان آذری از زبان‌های ایرانی و نزدیک به گویش‌های جنوب دریای خزر و تاتی بوده‌است. مسعودی که به‌سال ۳۱۴ هجری از تبریز دیدار کرده‌است، از میان زبان‌های رایج در این شهر، زبان‌های پهلوی، دری و آذری را ذکر نموده‌است. یاقوت حموی به ابوزکریای تبریزی (شاگرد ابوالعلای مصری) اشاره می‌کند که به یک لهجهٔ محلی ایرانی تکلم می‌کرده‌است. در رساله‌ای از مولانا روحی انارجانی به‌نام «اصطلاحات و عبارات اناث و اعیان و اجلاف تبریز» مربوط به آغاز سدهٔ یازدهم هجری، بخشی به زبان آذری نوشته شده‌است و این می‌نمایاند که تا زمان سلطان محمد خدابنده و حمزه میرزای صفوی، هنوز زبان آذری در تبریز رواج داشته‌است. محمدجواد مشکور در کتاب «نظری به تاریخ آذربایجان» می‌نویسد: «زمانی که به‌سال ۴۸۸ ق. (۴۷۴ خ.) ناصر خسرو با قطران در تبریز ملاقات می‌کند، مردم به زبان پهلوی آذری سخن می‌گفته‌اند؛ ولی به ‌فارسی دری نمی‌توانسته‌اند سخن بگویند؛ البته تمام مکاتبات خود را به فارسی دری می‌نوشته‌اند.
    زبان ترکی آذربایجانی (به ترکی آذربایجانی: Azərbaycan türkcəsi و یا Azərbaycan dili) زبان گفتاری اهالی در منطقه آذربایجان و سایر مناطق آذربایجانی‌نشین ایران و زبان رسمی جمهوری آذربایجان است. ترکی آذربایجانی به عنوان زبان گفتاری همچنین در نواحی شرقی ترکیه و جنوب گرجستان و داغستان رایج است.
    گروه‌بندی‌ زبانی
    ترکی آذربایجانی زیرشاخهٔ زبان‌های ترکی و زبان اکثر مناطق ترک‌نشین ایران از جمله آذربایجان است.
    سایر زیرشاخه هاى مختلف زبان تركى موجود در ایران عبارتند از :
    • - تركى قشقائی
    • - تركى ترکمنی
    • - ترکی خلجی
    ارقام جمعیتی
    در مورد شمار سخنگویان به زبان ترکی آذربایجانی، اتفاق نظری وجود ندارد و برآوردها متفاوت است. موجب عمدهٔ این تفاوت، عدم ارائهٔ آمار رسمی از سوی دولت ایران است. تمامی ارقام ارائه‌شده بر اساس تخمین است.
    منابع پژوهشی جمعیت گویشوران زبان ترکی آذربایجانی در ایران را ۱۵ میلیون نفر ذکر می‌کنند.[۱۱] تحقیقی نیز که در این مورد در ایران صورت گرفته این عدد را تأئید می‌کند:
    در یک آمارگیری در سال ۱۳۸۱/۲۰۰۲ در ایران، ۲۳٫۳ درصد از ایرانیان زبان مادری خود را ترکی آذربایجانی عنوان کردند.[۱۲]
    جمعیت ایران در آن سال ۶۶٬۶۲۲٬۷۰۴ نفر برآورد شده‌است.[۱۳] که با این حساب شمار آذربایجانی‌زبانان ایران در آن سال ۱۵٬۵۲۳٬۰۹۰ نفر بوده‌است.

    مناطق آذربایجانی‌زبان در شمال غرب ایران:
    کتابچهٔ سازمان سیا بنابر تخمینی که آمریکا در سال ۱۹۴۳ در مورد اقوام ایران انجام داده‌است، شمار سخن‌گویان ترکی آذربایجانی را ۲۴٪ تخمین زده‌است . (با در نظر گرفتن قشقایی‌ها). تخمین دانشنامهٔ زبان کمبریج برای سال ۱۹۸۶، ۱۲ میلیون در کل و ۷ میلیون در ایران (۱۵٪) بوده‌است (با احتساب قشقایی‌ها). دانشنامهٔ بین‌المللی زبانشناسی نیز در تخمین سال ۱۹۸۶، تعداد سخنگویان به این زبان در ایران را ۷۷۶۰۰۰۰ نفر (۱۶٪ درصد) براورد می‌کند که به تخمین دانشنامهٔ زبان کمبریج بسیار نزدیک است. تفاوت تخمین سیا و این دو مرجع را می‌توان ناشی از تحولات اجتماعی بین ۱۹۴۳ تا ۱۹۸۶ و مهاجرت ترکان به تهران و دیگر مناطق ایران و همچنین سکنی گزیدن عشایر قشقایی در شهرها دانست. سازمان سیا در سال ۲۰۰۸ جمعیت ترک‌زبانان جمهوری آذربایجان را ۹۰٫۳٪ از مردم آن کشور گزارش کرده‌است. جمعیت آن جمهوری در سال ۲۰۰۸ برابر با ۸٬۱۷۷٬۷۱۷ نفر اعلام شده‌است که با این حساب ۷٬۳۸۴٬۴۷۸ نفر از مردم جمهوری آذربایجان به ترکی آذربایجانی سخن می‌گویند. همچنین با توجه به آمار سایت اتنولوگ جمعیت ترک زبانان آذربایجانی ایران ۱۱٫۲۰۰٫۰۰۰ نفر اعلام گردیده است.


    خط زبان ترکی آذربایجانی

    تحول در خط ترکی آذربایجانی مدرن در سدهٔ نوزدهم میلادی افرادی مسئلهٔ تغییر الفبای آذری را مطرح کردند. میرزا فتحعلی آخوندزاده (۱۸۷۸) و جلیل محمد قلی‌زاده از این دسته افراد بودند. البته این امر با مخالفت شدید گروهی دیگر از جمله روحانیان روبرو شد. این مسئله در دورهٔ بسیار کوتاه جمهوری دمکراتیک آذربایجان (۱۹۱۸-۱۹۱۹) نیز مطرح گشت. بعد از پیروزی بلشویکها چندین روزنامه به خط لاتین در باکو چاپ می‌شد؛ ولی خط عربی هنوز به کار گرفته می‌شد. در سال ۱۹۲۴ نریمان نریمانف رهبر بلشویک آذربایجان توانست قانون استفاده از لاتین در امور دولتی را به تصویب مجلس جمهوری آذربایجان شوروی برساند.
    تغییر به الفبای لاتین (۱۹۲۶)
    در سال ۱۹۲۶ اولین کنفرانس ترک شناسی در باکو برگزار گردید. گردآمدگان تصمیم گرفتند که خط لاتین را خط مورد استفادهٔ تمام ترک‌زبانان اذربایجانی جهان اعلام کنند. دو سال بعد به رهبری "کمال پاشا"(آتاترک) رفرم خط در ترکیه به اجرا گذاشته شد و الفبای لاتین جایگزین الفبای عثمانی (عربی) گردید. در همین سال کمیته‌ای به نام "ینی الیفبا" (الفبای جدید) در مسکو به تدوین الفبای یکدستی پرداخت که در تمامی جمهوری‌های ترک‌زبان اتحاد جماهیر شوروی (آذربایجان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان) استفاده شود. این الفبا به مدت بیش از ده سال مورد استفاده بود.
    تغییر به الفبای سیریلیک در سال ۱۹۳۹ الفبای لاتین کنار گذاشته شده و خط سیریلیک روسی جایگرین خط لاتین گردید. در ضمن تدریس زبان روسی در تمام مدارس اجباری اعلام شد. یکی از دلایل تغییر دوبارهٔ خط در این دوره و عدم هماهنگی بین گروههای زبانی مشترک در تدوین الفبای جدید می‌تواند بر اثر سیاست تجزیه کردن ملتها و ممانعت از احساسات ملی‌گرایانه باشد. ترس استالین که ازاتحاد و قدرت گرفتن دوبارهٔ مسلمانان -که اغلب آنها ترک بودند- سرکوب زبانهای غیر روس در محدودهٔ جغرافیای اتحاد شوروی با جایگزینی زبان روسی به شدت ادامه یافت که تا سقوط این اتحادیهٔ در ۱۹۹۱ ادامه داشت؛ ولی بعضی از این جمهوریها پس از استقلال خود در سال ۱۹۹۱ الفبای خود را دوباره به لاتین بر گرداندند. آثار مکتوب زیادی به زبان آذربایجانی با الفبای عربی بر جای مانده‌است که تمامی این کتب هنوز به خط لاتین در دسترس نیستند. خط لاتین آذربایجانی با چند حرف اضافه (x,q,ə) یعنی (اَ، ق، خ) اندکی با خط لاتین ترکی استانبولی متفاوت است. در ایران زبان آذربایجانی با الفبای عربی نوشته می‌شود. البته از الفبای لاتین نیز بعضاً در اینترنت استفاده می‌شود. در حال حاضر زبانهای ترکی که از الفبای لاتین استفاده می‌کنند، عبارتند از ترکی آذربایجانی (جمهوری آذربایجان)، ترکی ترکیه، ترکمنی، قزازقی،ازبکی، اویغوری(بخشا)، گاگاوز(مولداوی)، تاتار و چند جمهوری خودمختار در روسیه.


    واژه ‌سازی در زبان ترکی آذربایجانی

    دستور زبان ترکی آذربایجانی متأثر از هم آوائی صوتی حروف است. در زبان ترکی آذربایجانی صداهای خشن (O,U,A,I) و صداهای نازک (Ö,Ü,E,Ə,İ) نمی‌توانند در ریشه یک واژه با هم مخلوط شوند و با همان ترتیب فوق در کلمه می‌آیند. مانند Gözəllik و Ayrılıq. واژه‌های بیگانه نیز تا حد امکان تحت تأثیر این قانون قرار می‌گیرند. مانند کلمه عربی حسین (Hoseyn) که در ترکی Hüseyn و کلمه عربی عباس (Əbbas) که در ترکی (Abbas) گفته می‌شود. گروهی از ترکی آذربایجانی زبانها هنگام صحبت کردن به زبان‌های دیگری، ناخودآگاه از این قانون طبیعی زبان خود پیروی می‌کنند. زبان ترکی آذربایجانی از نظر ساختاری جزو زبانهای التصاقی بشمار می‌آید. در این زبان ریشه یک فعل یا یک اسم را می‌توان با اضافه کردن پسوندهای متعدد تغییر زمانی، جمعی و صفتی داد. افعال متعددی درترکی آذربایجانی با اضافه کردن پسوند به افعال لازم ساخته می‌شود. بطور مثال: اوخشاماق=شبیه بودن ← اوخشاتماق= شبیه کردن
    افعال متعدی درجه دو و درجه سه نیز قابل ساخت است: یازماق=نوشتن(متعدی)← یازدیرماق= به‌وسیله کسی دیگر نوشتن(متعدی درجه دو)← یازدیرتماق =وسیله نوشتن کسی را فراهم کردن (متعدی درجه سه).
    ترکیب پسوندها و حالات افعال در ترکی آذربایجانی به خلق کلماتی منجر می‌شود که بیان آنها در برخی زبان‌های تصریفی با یک یا چند جمله مقدور است. مثال: اونلاری سئویشدیرمه لییک (onlari sevişdirmə liyik)= آن‌ها را باید تشویق کنیم که همدیگر را دوست داشته باشند.یا برای دوست داشتن هم باید تشویقشان کنیم


    آثار مکتوب ادبی ترکی آذربایجانی متعلق به قرن سیزده میلادی و اشعار حسن اوغلو و نصیر باکویی است. در قرن چهاردهم میلادی شاعران بزرگی چون نسیمی، قاضی برهان‌الدین و ضریر آثار خود را به این زبان نوشته‌اند. عمادالدین نسیمی عارف و فیلسوف بانی فرقه حروفیه را می‌توان معمار شعر ترکی آذربایجانی شمرد. شاه اسماعیل ختایی و محمد فضولی دو شاعر توانای اوخر قرن پانزده و اوایل شانزدهم میلادی هستند. فضولی شاعری با شهرت جهانی است که اشعار او به زبانهای مختلف ترجمه شده‌است. واقف و آقا مسیح شیروانی نمونه‌ای از شعرای قرن ۱۸ هستند. در قرن ۱۹ نیز شاهد شعرای بنامی چون نباتی و هیدجی، تیلیم خان ساوه‌ای، ماذون قشقائی وشکوهی مراغه‌ای هستیم. ده‌ها شاعر دیگر چون حقیقی و شیخ قاسم انوار و حبیبی و صراف و... و ادیبان معاصری چون معجز شبستری، ساهر، بولوت قاراچورلو (سهند)، حداد ، حمیده رئیس زاده ، کریمی مراغه‌ای و شهریار راکه در دوران معاصر به ترکی آذربایجانی شعر گفته‌اند را می‌توان نام برد. ادبیات ترکی در زمینه مرثیه سرایی برای اهل بیت عصمت و طهارت نیز از گنجینه‌ای غنی بهره مند است. از میان شاعران این عرصه می‌توان به قمری دربندی ، شاکی قره باغی ، صراف تبریزی ، مضطر اردبیلی ، یورتچی ، حیرانی ، بیکس ، خائف ، شاکر ، حقیر ، باجی ، منعم ، دخیل مراغه ای ، عاصم ، عندلیب ، بیضای اردبیلی، تاج الشعراء یحیوی، دلریش ، منزوی اردبیلی اشاره نمود. گنجینه ادبی معاصر جمهوری آذربایجان شامل ادیبان بزرگی چون میرزا فتحعلی آخوند زاده، جلیل محمدقلی‌زاده، علی اکبر صابر، حسین جاوید، جعفر جبارلی، سلیمان رستم، صمد وورغون، محمد آصلان ، میکاییل مشفق، خلیل رضا، بختیار وهابزاده و علی آقاواحد هستند. زبان عربی و فارسی به بخشی از ادبیات ترکی آذربایجانی که آنرا ادبیات دیوانی مینامند تأثیر گذارده‌اند، که این تأثیر را به روشنی در اشعار تقلید شده فضولی از غزلیات فارسی می‌توان مشاهده کرد. درادبیات دیوانی لغات ترکی اصیل همراه با تشبیهات بسیاری که از شعر و ادب فارسی نشأت گرفته‌است را به روشنی می‌توان دید. زبان ترکی آذربایجانی از دوران‌های گذشته همواره در تمام سطوح تأثیر بسیار عمیقی از زبان فارسی گرفته‌است. این تأثیر عمیق نه تنها در سطح وام‌واژه‌ها بل‌که در عناصر دستوری مانند پیشوند و پسوندها و عبارات زبانی و همچنین گرته‌برداری (ترجمه تحت‌اللفظی جمله‌ها) دیده می‌شود.


     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/14
    ارسال ها:
    45
    تشکر شده:
    21
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : زبان ترکی آذری

    آذربایجان دیلینده دوققوز (9) صائت (سَسلی) وار دیر. فارس دیلینده ایسه یالنیز آلتی (6) سسلی حرف وار دیر. هر نه قَدَر سَسلی حرفلرین سایی سی چوخ اولورسا ، او قَدَر ده چوخ یئنی سؤز - کلمه دوزه لتمک اولار.

    آذربایجان دیلینده ایشله نَن سَسلی لَر (صائت لر) فارس و عرب دیلینده ایشله نَن صائتلردن چوخ قیسا دیر. (فارس دیلنده کی صائتلر ، اوُزون تلفظ اولور.)

    باخین :
    آذربایجانجا فارسجا
    سامان (کاه) سامان (سر و سامان)
    دانا (گوساله) دانا (دانشمند)
    بوُد (ران) بوُد(فعل ماضی از مصدر بودن)

    گؤردوگوز کیمی ، آذربایجان دیلینده سَسلی لَر ، قیسا تلفظ اولور. ائله اونا گؤره ده بیز فارس دیلینده دانیشاندا ، لهجه میز اولور.
    هابئله ، آذربایجان دیلینده ، بیر سیرا صامتلرین (سَس سیز لرین) ده علمه گلمه یئری (مخرج، واجگاهی) فارس دیلی ایله فرقلی دیر.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  3. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/14
    ارسال ها:
    45
    تشکر شده:
    21
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : زبان ترکی آذری

    آذربایجان دیلینده دوققوز (9) صائت (سَسلی) وار دیر.

    1) اینجه صائتلر (front vowels) " واکه های پیشزبانی/ پیشین"(دیل اؤنو صائتلری) :ا-ئ -اؤ - او- ای" (ə-e-ö-ü-i)

    2) قالین صائتلر (back vowels) " واکه های پسزبانی / پسین"(دیل آرخاسی صائتلری): آ - او - اوُ- ای (a-o-u-ı)
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  4. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/14
    ارسال ها:
    45
    تشکر شده:
    21
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : زبان ترکی آذری

    آذربایجان دیلینده ایشله نن سَسلی لَری (صائتلَری) ، دوداقلارین وضعیت ینه گؤره ده آییرماق اولار.

    1) دوداقلانان صائتلَر (rounded voüels):
    بیر سیرا سسلری تلفظ ائده نده ، دوداقلار یومرو لاشیر (دایره شکیل ینده اولور). مثلا: u-o-ü-ö(اوُزون ، اوزوم ، اؤزگه ،اؤلوم ، اوخوماق سؤزلرینده کی کیمی) . بو دؤرد سَسلی یه " دوقلانان صائتلر" (واکه های گِرد) دئییلیر.

    2) دوداقلانمایان صائتلر(unrounded vowels):
    بیر سیرا سسلی لری تلفظ ائده رکَن ، دادقلار یومرو لاشیر، بو صائتلره ایسه " دوداقلانمایان صائتلر"(واکه های گسترده) دئییلر. مثلا: i-Ə-e-a-ı (ایران ، ده نیز،سئوگی ،آتا)

    آذربایجان دیلینده ، بیر سؤزون ایلک (اوّل) هجاسی ، دوداقلانان صائتلر ایله باشلانسا ، قلان هجالاری دا دوداقلانان صائتلردن اولور.
    مثال: گؤز+وم+ون = گؤزومون (گؤزومون ایشیقی)

    آنجاق بو قانون گئنیش دئییلدیر.
    مثال: گؤز+ لَر = گؤزلَر
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/14
    ارسال ها:
    45
    تشکر شده:
    21
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : زبان ترکی آذری

    1) بیر سؤزون ایلک هجاسی اینجه صائتلر (ə-e-ö-ü-i) ایله باشلانیرسا، قالان هجالاریندا دا اینجه صائتلردن ایشلتمه لی ییک. بو سؤزه یاپیشان علاوه و پسوندلر ده اینجه صائتلردن اولمالی دیر.

    اؤرنَک لر: گَلین (ایلک هجا " گَ+ ایکینجی هجا " لین ") + لَر (عروس ها) + ی + نین +کی

    گلین لرین گئییم لری آغ دیر، اونلارین گلین لری نینکی قیرمیزی دیر.

    گؤردگوز کیمی ، بوتون هجالاردا اینجه صائتلر ایشلَنمیشدی.

    ال + لَر = اللر (دست ها)
    ال+ ینده + کی= الینده کی
    گؤز + له + مک =گؤزله مک
    گول+ مک=گولمک

    2) بیر سؤزون ایلک (اوّل) هجاسی " قالین صائتلر" ایله باشلانیرسا ، قالان هجالاری دا قالین صائتلردن اولمالی دیر.

    آتا+لار+ ی+مِی+ز+ین = آتالاریمیزین
    قیز+لار+ ین = قیزلارین

    بو ایکی قانونا ، صائتلرین آهنگی قانونو (قانون هماهنگی واکه ای) دئییلیر. بو قانون آذربایجان تورکجه سی نین خوش آهنگ لیگینه سبب اولور. بو قانون یالنیز دونیادا تورک دیللری آراسیندا وار دیر.
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  6. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/14
    ارسال ها:
    45
    تشکر شده:
    21
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : زبان ترکی آذری

    آذربایجان دیلینده مصدر علامتی " - ماق / -مَک " دیر.

    اؤرنَک لر (مثاللار): یازماق ، اوخوماق ،باخماق ، دادماق ، آختارماق ، ایشیلداماق ،پارلاماق
    گؤرمک ، دئمک ، سئومک ، گولمک ، اوزمک ، گؤزله مک

    بیر کلمه نین ایلک (اوّل) هجاسیندا " آ - او - اوُ- ای (a-o-u-ı) ایشله نیر سه ، اونون مصدر علامتی " ماق" دیر. (بو دؤرد سَسلی حرفه " قالین صائتلر " دئییلیر.)

    بیر کلمه نین ایلک هجاسیندا " ا-ئ -اؤ - او- ای" (ə-e-ö-ü-i) ایشله نیر سه ، اونون مصدر علامتی " مک " دیر. (بوُ بئش سَسلی حرفه " اینجه صائتلر " دئییلیر.)
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  7. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/14
    ارسال ها:
    45
    تشکر شده:
    21
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  8. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/14
    ارسال ها:
    45
    تشکر شده:
    21
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : زبان ترکی آذری

    فرهنگ كوچك آواشناسي تركي

    آچيق هجا: هجاي باز
    آچیق صائتلر: واکه های باز​
    آدلیق حالتی: حالت فاعلی ( دستور زبان)​
    آرخا سیرا صائتلر: واکه های پسین​
    آغیز بوشلوغو : حفره ی دهان​
    آغیز صامتلری: همخوان های دهانی​
    آلینما سؤزلر : واژه های دخیل ، واژه های قرضی​
    اوُزون صامتلر: واکه های بلند​
    اوُیوشما: همگونی​
    اوُدلاق صامتی: همخوان چاکنایی ، حلقی​
    اؤن سیرا صائتلر: واکه های پیشین​
    اؤن شیکیلچی: پیشوند​
    اینجه صائتلر: واکه های پیشین ، واکه های پیشزبانی​
    باشلانغیج مرحله سی : مرحله ی آمادگی ، مرحله ی گرایش​
    باش جمله : جمله ی پایه (هسته)​
    بوُداق جمله : جمله ی پیرو ( وابسته)​
    باغلاییجی : حرف ربط​
    بوُرون بوشلوغو : حفره ی بینی ، خیشوم​
    بوُرون صامتلری: همخوان های خیشومی ، غنه ای​
    بوغاز: حلق​
    بیتیشدیریجی صامت: صامت میانجی​
    پارتلایان صامتلر: همخوان های انفجاری​
    تأثیرلیک حالی: حالت مفعول رایی ، مفعول صریح ، مفعول بیواسطه​
    تاماملیق: متمم​
    تام ایره لی اویوشما: همگونی پیشرو (پیشگرای) کامل​
    تام گئری اویوشما : همگونی پسرو (پسگرای) کامل​
    تیتره ک صامت: همخوان لرزشی​
    چالارلیق : واجگونه​
    چیخیشلیق حالی : مفعول ازی​
    داماق: کام دهان​
    دوداقلانما: گردشدگی (لبها)​
    دوداقلانان صائتلر: واکه های گرد​
    دوداقلانمایان صائتلر: واکه های گسترده​
    دوداق - دیش صامتلری: هخوانهای لبی- دندانی​
    دیل آرخاسی صائتلری: واکه های پسزبانی ، پسین​
    دیل اورتاسی صائتی: واکه ی میانی​
    دیل اؤنو: (هخوان ) تیغه ای ، پیشزبانی​
    دیل اؤنو صائتلری: واکه های پسزبانی​
    دیلچه ک : ملاز ، زبان کوچک​
    دیلچیلیک: زبانشناسی​
    سَرت داماق: سختکام​
    سَس آرتیمی: افزایش ، اضافه​
    سَس دوشومو : حذف​
    سَس تئللری: تارهای آوا ، تارهای صوتی​
    سؤز ده گیشدیریجی (ده ییشدیریجی) شکیلچی: پسوند صرفی​
    سؤز دوزه لدیجی شکیلچی: پسوند اشتقاقی​
    سونلوق مرحله : مرحله ی انجام ، مرحله ی رهش​
    شکیلچی: وند (پسوند، میانوند ، پیشوند)​
    صائت: واکه ، مصوت​
    صائتلر ایله صامتلر آهنگی: همگونی همخوان با واکه​
    صائتلرین آهنگی: هماهنگی واکه ای​
    صامت: همخوان ، مصمت​
    صامت بیرلشمه لری: خوشه های همخوانی​
    علاوه: (در دستور زبان) بدل​
    عمله گلمه اوصولو: نحوه ی تولید (فراگویی)​
    علمه گلمه یئری: جایگاه تولید ، مخرج ، واجگاه​
    فاصله مرحله سی: مرحله ی درنگ ، مرحله ی گیرش​
    فرق لشمه:ناهمگونی​
    فرق لَندیریجی علامتلر: مشخصه های تمایز دهنده​
    فعلی باغلاما: (تقریبا معادل) وجه وصفی​
    فعلین تعریف له نمه ین فورماسی: گروه فعلی ناخود ایستا​
    فوق الخطی واحدلر: واحدهای زبرزنجیری​
    فونئتیک حادثه لر: فرآیندهای آوایی​
    قاپالی هجا: هجای بسته​
    قاپالی صائتلر: واکه های بسته​
    قالین صائتلر: واکه های پسین ، پسزبانی​
    قوشا دوداق صامتلری: همخوان های دو لبی​
    قوشما: حرف اضافه​
    قوووشوق صامتلر: همخوان های مرکب، همخوان های انسدادی- سایشی​
    قیسا صائتلر: واکه های کوتاه​
    کار: (همخوان) بیواک​
    کارلاشما: واکرفتگی​
    کؤک: ریشه (واژه و فعل)​
    کویلو صامتلر: همخوان های گرفته ، همخوان های بریده​
    کیپله شَن صامتلر: همخوان های انسدادی ، بستواج ها​
    کیپله شن - پارتلایان صامتلر: همخوان های انسدادی- انفجاری​
    کیپله شن - نوولو صامتلر: همخوان های انسدادی- سایشی​
    مانعه : گرفتگی​
    نَفس بوروسو: نای​
    نفسلی صامتلر: همخوان های دمیده​
    نوولو صامتلر: همخوان های سایشی ، سایواج ها​
    ووُرغو: تکیه​
    وورغولو هجا: هجای تکیه دار ، هجای تکیه بر​
    هاوا آخینی: جریان هوا​
    یاریم آچیق صائتلر: واکه های نیم باز​
    یاریم قاپالی صائتلر: واکه های نیم بسته​
    یاریمچیق ایره لی اوُیوُشما: همگونی پیشرو ناقص​
    یاریمچیق گئری اویوشما: همگونی پسرو ناقص​
    یاریمچیق مانعه: گرفتگی ناقص​
    یازی اشاره لری: علائم خطی، نشانه های نوشتاری (حروف الفباء)​
    یئرلیک حالی: حالت (مفعول) مکانی​
    یوُموشاق داماق: نرمکام​
    یوُواق صامتلری: همخوان های لثوی- کامی​
    یؤنلوک حالی: مفعول برایی ، مفعول بواسطه​
    یییه لیک: حالت اضافه ، حالت ملکی​
     
    2 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  9. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/14
    ارسال ها:
    45
    تشکر شده:
    21
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : زبان ترکی آذری

    به تقلید کردن صداهایی که در طبیعت وجود دارد یا توسط موجودات زنده غیر از انسان پدید می آید، نام آوا گفته می شود.
    مانند شُر شُر آب ، وِز وِز زنبور
    در زبان ترکی برای ساختن نام آوا از ساخت -لتی / - ولتو و برای ساختن مصدر آن از ساخت -یلداماق - یلده مک استفاده مشود.
    شاققیلتی / شیققیلتی ، شاریلتی / شوروُلتوُ (صدای آب) ، تاققیلتی / تیققیلتی
    شاققیلداماق / شیققیلداماق ، ویزیلداماق (وز-وز کردن) ، زوققولداماق (تند زدن نبض و...)
    جینگیلده مک / جیگگیلده مک (جیک - جیک کردن ، داد زدن)
     
  10. داره راه میوفته!

    تاریخ عضویت:
    ‏2/8/14
    ارسال ها:
    45
    تشکر شده:
    21
    امتیاز دستاورد:
    8
    جنسیت:
    مرد
    پاسخ : زبان ترکی آذری

    آواشناسي همخوان ها ( واج هاي بي صدا) در زبان تركي

    در زبان ترکی هیچ کلمه ای با صامت (همخوان ) های " ر ، ژ ، غ " آغاز نمی شود.

    در سنگ نوشته های اورخون - یئنی سئی در سده ی 8 میلادی ( 1200 سال پیش) از صامت های " ج ، خ ، ژ ، ف، ق ، ه ، و " استفاده نشده است.

    توضیح در مورد کاربرد همخوان های ترکی:

    همخوان های دو لبی (قوشا دودق صامتلری):م ، پ ، ب.


    1) ب : همخوان " ب" می تواند پیش از همه ی واکه ( مصوت ) های نُه گانه ی ترکی بکار رود . نمونه: بال (عسل) ، بوُغدا (گندم) ، بیچاق bıçaq (در محاوره : پیچاخ)(چاقود ، کارد) ، بوشboş (خالی، تهی) ، بؤرک börk : کلاه ، بَزه ک bəzək (آرایش) ، بیلمَک (دانستن) ، بوکمَک bükmək (خم کردن ، تا کردن).
    همخوان " ب" در وسط کلمه نیز کار برد دارد. قابار (تاول) ، یوُبانماق (تاخیر کردن) و ...
    همخوان " ب " در پایان اسم ها کاربرد بسیار اندکی دارد . قاب (ظرف) ، دیب (تَه ، قعر )
    همخوان " ب" در پایان فعل برای ساخت " وجه وصفی " بکار میرود. مثل " یازیب ، دئییب ، گؤرب ، اوتوروب و... ) سَنی گؤروب سئویندی (با دیدن تو خوشحال شد.)
    در سنگنوشته های اورخون یئنی-سئی همخوان "و " به " ب " نیز تغییر می یافته است (consonant shift) .

    [TABLE="class: cms_table_grid"]
    [TR]
    [TD]ترکی باستان[/TD]
    [TD]ترکی نوین[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]بئر (در ترکی باستان نشان مصدری " مَک / ماق" بکار نمی رفت.)[/TD]
    [TD]وئر (وئرمک): دادن[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]ته به təbə[/TD]
    [TD]دَوه dəvə (شتر)[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]آب[/TD]
    [TD]آو (شکار)[/TD]
    [/TR]
    [TR]
    [TD]ساب[/TD]
    [TD]ساو (پیام ، خبر) ریشه ی نام کوه سَبَلان[/TD]
    [/TR]
    [/TABLE]
    2) همخوان " پ " : این صامت می تواند پیش از هشت واکه (حف صدار دار) قرار گیرد. نمونه: bozmaqپوزماق : زدودن ، باطل کردن
    پورسوق porsuq : راسو ، دله ؛ پوُسماق (میسماق) : کمین کردن ؛ پیچیلتی pıçıltı (نجوا) ، پؤرتمَک pörtmək: سرخ شدن از تب یا خشم؛ پیتی (دیزی) ، پاپاق (کلاه پوستی) ، پَلتَک (الکن ، زبانگرفته).
    همخوان " پ " در میان واژه ها نیز کاربرد دارد . ایپَک ipək (ابریشم) ، توپلاماق toplamaq (گرد آوردن ، جمع کردن).
    همخوان " پ " در پایان واژه ها بسیار کمیاب است. ساپ (نخ) ، ایپ ip (طناب)
    این همخوان تنها در ریشه ی واژه ها یافت می شود و در پسوندهای ترکی کاربرد ندارد.

    خوشه های همخوانی :
    پپ : توپپوُز toppuz (گیاه شکر تیغال ، عمود آهنی)
    پد: تاپداماق (کوبیدن با چوپ و لگد)
    پر : توپراق topraq(خاک)
    گوپسه مک güpsəmək(کوبیدن با ضربه چکش و ...)
    البته برای راحتی بحث از ارایه خوشه های هخوانی خود داری خواهم کرد.
    در ترکی باستان (اورخون-یئنی سئی ) هیچ کلمه ای با " پ " آغاز نمی شد.

    3) همخوان " م " : این همخوان با همه واکه های ترکی بکار می رود. مارال (آهو) ، موتال motal: خیک پنیر ؛ موُنجوق ، میریق miriq : لب شکری ؛ مورگو mürgü (چُرت) ؛ مؤچوک möçük (استخوان دنبالچه) ، مَمه ، میلچَک milçək : مگس
    همخوان " م " در میان و پایان واژه کاربرد فراوان دارد. آخشام (شَب) ، دوُمان (مِه) ، آلیم - ساتیم (خرید و فروش) ....
    همخوان های لبی - دندانی (دوداق - دیش صامتلری)

    1) همخوان " ف" این همخوان بشتر با واکه ی " ای " (که در زبان فارسی وجود ندارد) بکار می رود. فیرلانماق fırlanmaq (چرخیدن) ، فیرتینا fırtına : توفان
    همخوان " ف" در میان واژه کاربرد کمی دارد (تنها در چند واژه) : اوُلداماق ufuldamaq : نالیدن از سوزش زخم ؛ پوفله مک (پوله مک)püfləmək : فوت کردن بادکنک یا آتش و ...

    می توان گفت که همخوان " ف " در پایان واژه های ترکی کاربرد ندارد. (تنها در یک یا دو کلمه ) کیف / کوف küf ( کَپَک نان و ...)
    می توان گفت که حرف " ف " در ترکی آذربایجانی کاربرد اندکی دارد.
    در ترکی جغتایی حرف " پ " به " ف " تغییر می یافت . توپراق(ترکی آذربایجانی) : توفراق (ترکرکی جُغَتایی)

    2) همخوان "و " : این همخوان (v) در آغازه واژه تنها پیش از پنج واکه قرار می گیرد. ووُرماق vurmaq : زدن ؛ وئرمکvermək : دادن ؛ والای (نامیزان بودن حرکت چرخ های اتومبیل ) ؛ ویزیلتی vızıltı : وز- وز (نام آوا) ؛ وه له میر vələmir (در گیاه شناسی : جو دو سر ، یولاف) ؛ وه ز vəz (غده) ؛ و ه ل vəl (خرمنکوب چوبی در روستا)
    همخوان " و" در میان واژه نیز بکار می رود. داوار (گوسفند) (واژه در ترکی باستان به معنای مال و ثروت نیز بوده است. کلمه تاواریش روسی به معنای " رفیق " از این کلمه ی ترکی گرفته شده است. ) ؛ دوُواق (روبند عروس )
    همخوان " و " در پایان واژه ها کاربرد اندکی دارد. آلوو ( شعله آتش).

    همخوان های پیشزبانی - لثوی ( دیل اؤنو - دیش آرخاسی صامتلری alveolar consonants): ل ، ن ، ت ، د ، س ، ز .

    1)همخوان " ل" : این همخوان در آغاز واژه پیش از هشت واکه می تواند ، قرار گیرد و پیش از واکه او u در آغاز واقع نمی شود. لیل (آب گِل آلود) ؛ لاپ (پیشوند صفت عالی لاپ یاخشی= بسیار خوب) ؛ لیغ lığ (گِل و لای ، آبرفت) ؛ لؤپوک löpük (سنگ صاف) ؛ لومه lümə (کوتاه ، لومه قوُیروُق : دُم کوتاه) ؛ لئچه ک leçək ( روسری) ، لَلَک (پَر) ، یئلَک (پَر).
    در ترکی باستان هیچ کلمه ای با " ل " آغاز نمی شد.

    این همخوان در میان واژه کار برد بیشتری دارد. اولدوز ulduz :ستاره ؛ یولماق yolmaq (از ریشه کندن) و ...

    این همخوان در پایان واژه کاربرد اندکی دارد. گؤزه ل gözəl (زیبا)

    2) همخوان " ن " : این همخوان بسیار کم در آغاز واژه ها دیده می شود و پیش از هفت واکه می تواند واقع شود. نه nə(چی ؟ / چه ؟) ، ناققا (نهنگ ، وال دریایی) ، نئچه neçə (چند) ، ناخیر naxır (گله گاو) ؛ نؤکر nökər (نوکر واژهای مغولی) ، نوختا noxta(افسار) ، نیسگل (حسرت ، ناکام ماندن) ، نییه niyə (چرا؟) ؛ نیققیلداماق (نِق زدن).

    همخوان " ن" در میان واژه کاربرد بیشتری دارد. آنلاماق (فهمیدن) ؛ یئنی (نوین) و ...

    همخوان " ن " در پایان کلمه نیز کاربرد فراوان دارد. قیرغین / قیرقین qırqın (کُشتار) ، سَن (تو، ضمیر دوم شخض مفرد مخاطب). واژه ها بسیار اندک است. آلوو alov (شعله آتش) ، شیو / شوو şiv / şüv (ترکه چوب)