1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، ثبت نام کنید.
    بستن اطلاعیه

میرزا کوچک خان جنگلی

شروع موضوع توسط Kiana ‏29/12/10 در انجمن ایران و جهان

  1. کاربر فوق حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏1/12/10
    ارسال ها:
    4,513
    تشکر شده:
    1,321
    امتیاز دستاورد:
    0
    حرفه:
    سرکار گذاشتن مردم
    در حالیکه شعله های جنگ اول جهانی هر روز صدها هزار تن را در سطح جهان به کام مرگ و نابودی می کشید، کشور عزیزما ایران نیز از گزند این جنگ خانمان برانداز در امان نماند و علیرغم اعلام بی طرفی، از سوی دو دولت استعماری روسیه و انگلیس به اشغال درآمد. حضور دو ارتش متجاوز انگلیس و روسیه در ایران و تأثیرات هولناک اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ناشی از آن، دخالتهای ناروا و تحمیل قراردادهای ننگین استعماری که تاوان سنگینی را برای ملت ما به همراه داشت موجب شد تا فرزندان غیور و بزرگی از دل جامعه برای نجات میهن و مردم از سلطه اجنبی بپاخیزند و با قیام مسلحانه و خونین، از استقلال و شرف و هویت ملی و اسلامی خود دفاع کنند.
    در مسیر پر پیچ و خم تحولات ایران در این دوره که از جنبش اصلاح طلبانه مشروطه خواهی شروع و به کودتای ننگین 1299 انجامید، قیام مسلحانه جنگل از جمله خيز شهائيست که نمی توان و نباید آنرا نادیده گرفت. رهبری این جنبش به دست مردی بلند قامت و استوار از خطه شمال ایران به نام میرزا کوچک خان جنگلی بود.
    یونس معرف به میرزا کوچک فرزند میرزای بزرگ در سال 1257 هجری شمسی در محله استادسرای رشت به دنیا آمد. کودکی و نوجوانی میرزا در مدارس علوم دینی آن زمان در رشت، قزوین و تهران سپری شد و وی پس از فرا گرفتن مقدمات علوم دینی به سطوح نسبتاً بالای تحصیلی در علوم حوزوی دست پیدا کرد. وجود اساتید مجتهد و فرزانه ای چون مرحوم آیة... صالح ضیاء بری که خود شاگرد مرحوم آخوند خراسانی مشروطه خواه معروف بود، میرزا کوچک خان را با افکار انقلابی و وطن پرستانه پیوند داد و میرزا در شرایط ملتهب سیاسی و در حالیکه قیام مشروطه خواهی ملت ایران به اوج خود نزدیک می شد در دوره جوانی به میدان مبارزه قدم گذاشت.
    میرزا کوچک خان پس از حضور جدی در مشروطه، نهضت موسوم به جنگل را از سال 1292 هجری شمسی در شرایطی که دو استعمار انگلیس و روس در صدد گسترش دامنه سلطه خود بر ایران بودند از جنگلهای فومن آغاز کرد.
    اهداف جنبش جنگل – اهدافی روشن، والا و بس مقدس بود. اخراج بیگانگان، رفع بی عدالتی، مبارزه با خودکامگی و استبداد و برقراری دولتی مردمی در ایران. روزنامه جنگل در اولین شماره های خود درباره اهداف جنبش جنگل نوشت: «ما قبل از هر چیز طرفدار استقلال مملکت ایرانیم، استقلال به معنی کامل کلمه.» اما درست دو سال از آغاز نهضت جنگل می گذشت که وقوع انقلاب روسیه، تحولات جدیدی را در صحنه بین المللی و از جمله ایران رقم زد.
    با سرنگونی دولت تزار در روسیه و روی کارآمدن بلشویکها، دولت جدید روسیه مشی جدیدی را در صحنه بین المللی از جمله ایران پیش گرفت. مجاهدین جنگل با خروج نیروهای روسیه تزاری، شهر رشت را به تصرف خود درآوردند و حکومت جمهوری به ریاست میرزا کوچک خان جنگلی در خرداد 1299 هجری شمسی در رشت موجودیت خود را اعلام کرد.
    اما تأسیس حکومت جمهوری گویی آغاز مرگ جنبش جنگل نیز بود. روسهای انقلابی با تبلیغ مرام کمونیستی و حمایت از برخی افراد وابسته به خود در جنبش جنگل، از قبيل خالو قربان و احسان الله خان دوستدار، و انجام اقدامات افراطی و ضد مردمی / میرزا کوچک خان را که فردی با گرایشهای عمیق دینی و استقلال طلبانه بود با کودتائی از رهبری جنبش جنگل حذف نمود. میرزا به جنگل پناه برد و مردم متدین و علماء گیلان که پشتیبان اصلی جنبش جنگل به شمار می آمدند دلسرد و ناامید شدند / میرزا کوچک خان در نامه ای که در 1328 هجری قمری خطاب به رهبران شوروی می نویسد. جنایات بلشویکها و شرح کودتای آنان را چنین بازگو می کند:
    «مع الاسف تصوراتمان به عکس نتیجه داد، اگر اقدامات شما دوام پیدا کند ناچاریم به هر وسیله که باشد به تمام احرار و سوسیالیستهای دنیا حالی کنیم که وعده های شما همه اش پوچ و عاری از صحت و صداقت اند .به نام سوسیالیزم اعمالی را مرتکب شده اید که لایق قشون مستبد نیکلا و قشون سرمایه داری انگلیس است.
    وقوع کودتای سوم اسفند 1299 در ایران به دست رضاخان میرپنج سردار سپه و توافقاتی که بین دولت کودتا و دولت شوروی برای ختم غائله گیلان و سرکوب جنبش جنگل به عمل آمد، بالا گرفتن تفرقه و اختلافات جدی در رهبری جنبش جنگل، زمینه های مساعدی را فراهم ساخت تا رضاخان با قوای قزاق خود با دو سلاح تفنگ و رشوه و تطمیع، هواداران و رهبران جنبش جنگل را به تسلیم، آوارگی و ناامیدی بکشاند و جنبش جنگل را با شکست کامل مواجه سازد.
    پائیز 1300 شمسی از راه فرا می رسد. فصلی که در آن همه یاران صدیق میرزا کوچک خان در برگ ریزان و خزان پائیز کشته و یا آواره شده اند. تنها سردار باقیمانده از جنبش جنگل برای تجدید قوا و سازماندهی، خسته و ناتوان عازم خلخال می شود. اما طوفان و کولاک شدید برف در ارتفاعات خلخال پیکر خسته او و همراهش را در زیر ضربات خرد کننده سرما در هم می کوبد و میرزا در روز یازدهم آذرماه 1300 شمسی درانبوهی از یخ و برف در ارتفاعات جان به جان آفرین تسلیم می کند. روحش شاد و یادش گرامی باد.