اين پژواك عاشقانه و عارفانه روح بلند و با عظمت مردي ست كه در جهان پر غوغاي تمدن امروزين بشريت سرود معنويت ،عدالت طلبي ،آزادي ،آگاهي وارستگي و جهاد و شهادت را طنين انداز ساخت تا به عنوان شاگردي كوچك از مكتبي بزرگ گوشهاي از عظمت و جامعيت اسلام و مردان پرورش يافته اين مكتب چون امير مومنان علي (ع) را در جهان امروز به نمايش گذارد . شهيد دكتر مصطفي چمران مصطفي چمران در سال 1311 هجري شمسي در قم ديده به جهان گشود اما از يك سالگي در تهران رشد كرد . دوران تحصيلات ابتدايي چمران در مدرسهاي در نزديكي پامنار طي شد و در ادامه به دبيرستان دارالفنون رفت،دو سال آخر دوره متوسطه را چمران در دبيرستان البرز پشت سر گذارد .چمران كه از كودكي با ويژگي هاي خاصي چون هوش سر شار ،نازك طبعي و گوشه گيري از هم سن و سالان خود متمايز بود؛ از 15 سالگي با حضور در درس تفسير قران مرحوم آيت الله طالقاني براي اولين بار با مفاهيم اسلام انقلابي آشنا شد و از همان زمان دوره اي از حضور در جريانات پر التهاب سياسي آن روزگار را تجربه كرد. مصطفي چمران در سال 1332 در مقطعي پر تنش و سرنوشت ساز از تاريخ سياسي معاصر به دانشكده فني دانشگاه تهران راه يافت و در رشته مهندسي برق به تحصيل پرداخت. دوره تحصيل او در دانشگاه تهران مصادف با تكوين و رشد جريان هاي فعال سياسي در دانشگاه بود وچمران با زمينه هاي قبلي،فعالانه در عرصه مبارزات دانشجويي ظاهر شد. وي عليرغم فعاليت گسترده سياسي ،با توجه به استعداد فوق العاده اش تحصيلات دانشگاهي را نيز با موفقيت چشم گير پشت سر گذارد ودر سال 1336 با رتبه اول از دانشكده فني دانشگاه تهران به عنوان مهندس برق فارغ التحصيل شد .چمران درسال 1337 به عنوان دانشجوي ممتاز بورس تحصيلي گرفت وبا عزيمت به آمريكا از معتبر ترين دانشگاه اين كشور – بركلي – در رشته الكترونيك وفيزيك پلاسما ،با ممتاز ترين درجه علمي دكترا گرفت.در حالي كه همه شرايط براي طي مدارج ترقي ودستيابي به يك زندگي مرفه عادي براي او فراهم بود اما در كنار تحصيلات علمي ،قدم در راهي نهاده بود كه بسي شورانگيز تر ،وسيع تر وعاشقانه تر از قالب تنگ زندگي متداول عصر خويش بود .چمران روح عاشقي داشت،عاشق حقيقت ،عدالت و عاشق رهايي محرومين ومستضعفين از چنگال دشمنان بشريت ومعنويت . سراسر دوره اقامت چمران در آمريكا به كسب علم وهم زمان مبارزه سياسي وتبليغات اسلامي در دانشگاه هاي اين كشور سپري شد . پس از وقوع كشتار وحشيانه مردم در قيام خرداد 1342 در ايران توسط نيروهاي شاه ، چمران گوئي از مبارزات صرف سياسي نا اميد شد وبه دعوت جمال عبدالناصر رهسپار مصر شد تادوره هاي چريكي را طي كند وخود را براي مبارزه مسلحانه عليه رژيم شاه آماده كند . پس از مرگ ناصر چمران به دعوت امام موسي صدر / رهبر برجسته شيعيان لبنان، به بيروت رفت تا اندوخته هاي علمي ومبارزاتي خود را براي كمك به محرومين لبنان وآرمان مردم فلسطين به كار گيرد .حضور چمران در لبنان نقطه عطفي در زندگي او ودر مبارزات مردم لبنان وفلسطين عليه اشغال گران صهيونيست است. دكتر مصطفي چمران با پيروزي انقلاب اسلامي پس از دو دهه دوري از وطن با كوله باري از تجربه وعلم وعمل عازم ايران انقلابي شد تا به ياري نظام نوپاي اسلامي در كشورش بشتابد. با بروز فتنه كردستان- چمران كه همواره در طي ساليان حضور در لبنان در طوفان هاي سهمناك سرنوشت به استقبال مرگ وشهادت رفته بود اين بار نيز خود را در آغوش گرداب هاي خطر انداخت تا مردم كردستان وتماميت ارضي ايران را از شرّ گروه هاي تجزيه طلب وفريب خورده نجات دهد . حضور او در پاوه و پايمردي وقهرماني اش در نجات اين شهر كه به شهر خمپاره ها معروف شده بود داستاني مفصل وغرور انگيز است .چمران بود كه شب هولناك ونا اميد كننده پاوه را به صبح اميد وصل كردوپاوه را از سقوط حتمي نجات داد . با شروع جنگ تحميلي – دكتر مصطفي چمران عازم جبهه هاي جنوب شد. در حالي كه دشمن با اغتنام از فرصت آشفته دوران پس از انقلاب و خلأ جدي نيروهاي سازمان يافته ارتش در مرزها در حال پيش روي در خاك كشور بود. چمران به تشكيل ستاد جنگها ي نامنظم پرداخت وشجاعانه به همراه ياران بسيجي اش با دست خالي به مقابله با ارتش سرا پا مسلح عراق شتافت. نجات سوسنگرد ،فتح قله هاي الله اكبر وفتح دهلاويه از جمله افتخاراتي بود كه چمران در مقابله با دشمن بعثي ،به كمك ياراني اندك در تاريخ دفاع مقدس به نام خود ثبت نمود. شايد تاريخ مردان جامع الا طرافي كه در همه زمينه ها خوش درخشيده باشند كمتر به خود ديده است. چمران سر آمد در علم با روحي سرشار از لطافت وذوق هنري بود،قلبي عارف داشت ودر عين حال با شجاعت مثال زدني ،مرد جهاد وشهادت بود . سرانجام چمران به آنچه مي خواست دست يافت . «خدايا خوش دارم هديه اي تقديم تو كنم اما چيزي جز جان ندارم .من از شوق سرور مي سوزم مي لرزم شرم زده ام ونمي دانم تورا چگونه شكر گويم، مي خواهم همه چيز خود را بدهم ،مي خواهم خود را قرباني كنم با كمال اخلاص آنچه دارم تقديم كنم ولي مالي ندارم – ملكي ندارم – درويشم ،بي چيزم فقط قلبي سوزان دارم كه آنرا تقديم كرده ام –اما جانم نا چيز تر از آن است كه براي تقديم آن بخواهم منتي بگذارم». وبدين ترتيب بود كه در صبح 31خرداد ماه 1360در حاليكه در خط مقدم در نزديكترين نقطه به دشمن در منطقه دهلاويه در پشت خاكريز در حال توجيه رزمندگان بود تركش خمپارهاي سرش را شكافت و روح بلندش در آسمان به پرواز در آمد چمران آنچنان مرد كه لايقش بود. «طوبي لهم وحسن ماب»